علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

یک عکس یادگاری و دیگر هیچ!

یک عکس یادگاری و دیگر هیچ!

راند پایانی از یکسال مذاکرات فشرده ایران و 1+5 با هدف عادی سازی پرونده هسته‎ای ایران و رفع کامل تحریم‎ها در وین پایان یافت، تا این گفتگوها به دلیل شرایط خاص و غیرقابل قبولی که امریکا در این مذاکرات پیش آورده بود، قرین به نتیجه نشود و توافقی جز تمدید هفت ماهه مذاکرات و قرائت یک بیانیه سیاسی حاصل این مدت طولانی مذاکره و گفتگو و البته اعتمادسازی یکطرفه نباشد.
یک عکس یادگاری و دیگر هیچ!

مشاور و حامی اصلی مالی اوباما مردم ایران را «حرام‎زاده» خطاب کرد...

توهین بی‎سابقه دموکرات‎ها به مردم ایران

مشاور و حامی اصلی مالی اوباما مردم ایران را «حرام‎زاده» خطاب کرد

مشاور ویژه اوباما در امور خاورمیانه و حامی اصلی مالی او در انتخابات سال 2012 در اظهارات بی‎شرمانه‎ای، مردم ایران را «حرام‎زاده» خطاب کرده و اعلام کرد که اگر بجای نتانیاهو باشد، آنها را بمباران خواهد کرد.

به گزارش فرهنگ نیوز ، سرمایه‎دار دموکرات آمریکایی که اصالتاً اسرائیلی بوده و از پدر و مادری اسرائیلی متولد شده است، در کنفرانس شورای یهودیان آمریکا در اظهاراتی مقابل شلدون ادلسون، دیگر سرمایه دار جمهوریخواه آمریکایی گفت در صورتی که مذاکرات هسته ای ایران برای اسرائیل نتیجه ای نامساعد در پی داشته باشد، اگر جای نتانیاهو باشم، به ایران حمله خواهم کرد.

رجا نیوز نوشت ؛ سرمایه‎دار دموکرات آمریکایی (در کمال بی شرمی و با الفاظی قبیح) در اظهارات خود مقابل ادلسون در هتل هیلتون واشنگتن گفت: اگر به جای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل باشم، در صورتیکه غرب با ایران توافقی نماید که از نظر وی برای اسرائیل خطرناک به حساب بیاید، «این حرام‎زاده‎ها را بمباران خواهم کرد».

این درحالی است که سابان در انتخابات سال 2012 حمایت مالی گسترده ای از باراک اوباما نموده و در سال 2008 نیز از هواداران هیلاری کلینتون به حساب می آمد.

وی ضمن اظهار امیدواری برای اینکه لایحه ی پیشنهادی سناتور لیندسی گراهام درخصوص رأی آری یا نه به توافق بالقوه با ایران، با موافقت نمایندگان مواجه شود، گفت: «ما باید گام هایی را بر می داشتیم که نشان دهد ما، ایالات متحده آمریکا، با کسی شوخی نداریم و در کار خود جدی هستیم».

وی تأکید کرد، گزینه نظامی باید «واقعاً یک گزینه باشد نه فقط یک لقلقه زبان».

توهین بی‎سابقه این سرمایه‎دار بزرگ دموکرات – یهودی امریکا به مردم ایران در شرایطی مطرح شده است که چندی پیش وندی شرمن، یکی دیگر از سیاستمداران دموکرات امریکا نیز ژنتیک مردم ایران را فریبکار خوانده بود.

این در حالی است که برخی جریانات رسانه‎ای در تلاش هستند تا مواضع جریان دموکرات نسبت به ایران را معتدل‎تر از جمهوری‎خواهان امریکایی عنوان کنند، حال آنکه سابقه سی و پنج ساله پس از انقلاب نشان داده است اقدامات توام با کینه دموکرات‎ها نسبت به ایران بسیار گسترده‎تر از جمهوری‎خواهان امریکایی بوده است به نحوی که از میان 18 فرمان اجرایی رئیس جمهور امریکا بر علیه ایران پس از انقلاب، تعداد 9 فرمان توسط باراک اوبامای دموکرات به امضاء رسیده است.

قطعا لازم است توهین کم‎سابقه مشاور رئیس جمهور امریکا به مردم ایران، با پاسخ محکم و جدی دستگاه دیپلماسی کشور مواجه شود تا روشن شود که بواسطه کدام رویکرد، سیاستمداران امریکایی به چنین گستاخی و وقاحتی رسیده اند که به خود اجازه دهند نسبت به مردم ایران اینگونه سخن بگویند.

اگر امام (ره) بود...

سرمقاله جوان/عبدالله گنجی

اگر امام (ره) بود...

تجدیدنظرطلبان با تفسیر جمهوری خواهانه از امام به حاکمیت دوگانه رسیدند و مصطفی معین را نیز به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به تلویزیون آوردند و حجاریان از وی نیز اعتراف گرفت که حاکمیت دوگانه است.
 
به گزارش فرهنگ نیوز ، پایگاه خبری جماران وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره) در تاریخ 93/8/28 مصاحبه ای را از حمیدرضا جلائی پور، عضو حزب منحله مشارکت منتشر کرد که هدف آن مصاحبه (آن طور که خود وی می گوید) پاسخ به عیسی سحرخیز است که می گوید: «خیلی از اصلاح طلبان هم بر خلاف اول انقلاب دیگر علاقه ای به آقای خمینی ندارند.»
 
وی دو محور را در این مصاحبه دنبال کرده است. اول قانون گرایی امام به جای انقلابی گری و دوم به صورت کینه توزانه حال کشور را از منظر تجدیدنظرطلبان بررسی و نگاه امام به وضعیت حال را با این عبارت که «اگر امام بودند چه می کردند؟» مورد تحلیل قرار داده است. وی تلاش می کند اثبات نماید که امام نقاط قوتی دارد که اصلاح طلبان می توانند به آن تمسک کنند.
 
در واقع جامعیت امام را توصیف نمی کند، بلکه تفسیری با برش خاص از امام ارائه می دهد که با «جمهوری خواهی» و «دموکراسی» سازگار شود و این تفسیر را مطلوب و همسو با خواسته اصلاح طلبان می داند و نهایتاً می گوید اگر امام اکنون بود اصلاح طلب بود یعنی امام هم به پلورالیسم، اومانیزم، لیبرالیسم، سکولاریسم و پروتستانتیسم معتقد می شده است. با این مقدمه ذکر چند نکته درباره محتوای این مصاحبه قابل تأمل است.
 
در این مصاحبه تلاش شده تفسیری موسع از جمهوری خواهی امام ارائه شود. در سراسر این مصاحبه حتی یک کلمه به اسلام باوری و اسلام خواهی امام اشاره نمی شود. از امام تفسیری ارائه می شود که دلخواه و مطلوب حال تجدیدنظر طلبان باشد.
 
مشی جلائی پور در این مصاحبه عین قضاوت اکبر گنجی در اسفند 1378 در حاشیه کنفرانس برلین در مصاحبه با نشریه اشپیگل است. وی در پاسخ به اینکه اگر نظرات آیت الله خمینی با دموکراسی مدنظر شما سازگار نبود چه می کنید؟ می گوید ما تفسیری از آیت الله خمینی ارائه می دهیم که با دموکراسی سازگار باشد و اگر سازگار نبود، وی را به موزه تاریخ می سپاریم.
 
تجدیدنظرطلبان با تفسیر جمهوری خواهانه از امام به حاکمیت دوگانه رسیدند و مصطفی معین را نیز به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به تلویزیون آوردند و حجاریان از وی نیز اعتراف گرفت که حاکمیت دوگانه است. حسین بشیریه نیز در سال 1388 در مصاحبه با نشریه اینترنتی «لوگوس» با صراحت بر تفسیر «جمهوری خواهانه» اصلاح طلبان از نظام جمهوری اسلامی تأکید کرد و بر آن صحه گذاشت. بنابراین باید به آقای جلائی پور گفت علت اینکه آقای سحرخیز مدعی است اصلاح طلبان علاقه ای به امام ندارند این است که وی را مظهر اسلام انقلابی می دانند لذا با تفسیر شما از امام هم جذب نخواهند شد زیرا آنان چیزهای دیگری نیز از امام می بینند که شاید شما نمی خواهید ببینید. شما با سحرخیز تفاوتی ندارید اما او خود را در پایان راه می بیند و شما در میانه راه.
 
با آقای جلائی پور در قانون گرایی امام اشتراک نظر داریم. امام مظهر قانون گرایی بود و تلاش می کرد امورات کشور(خصوصاً بعد از جنگ) بر مدار قانون بگردد. اما پایین کشیدن فتیله انقلابی بودن امام با هدف ارائه تفسیری همسو با خود جفا به ایشان است.
 
اندکی انصاف، تقوا و صراحت لازم است تا اعلام کنیم امام 1367 انقلابی تر از امام 1358 بود. برای اثبات این ادعا کافی است که جلد 21 صحیفه امام را با جلد 9، 10، 11، 12 و 13 آن که مربوط به صدر انقلاب است، مقایسه کنید. فصاحت و بلاغت انقلابی امام در سال های 1366 و 1367 زبانزد است و بعید است جناب جلائی پور آن را نداند. فریادهای امام بر سر لیبرال ها، غائله آفرینان، غرب، ارتجاع منطقه و صهیونیست ها در 1367 قابل کتمان است؟
 
حضرت امام در سال 1366 و 1367 بیشتر بر نهضت آزادی تاختند تا 1358 که آنان از قدرت خارج شدند؟ آقای جلائی پور و تجدیدنظرطلبان نمی دانند که امام حکم اعدام سلمان رشدی را بر خلاف عرف دیپلماسی حاکم بر جهان صادر کرد و فرمود:«استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک (اتحادیه اروپا) و حصر اقتصادی را به میان بیاورد، ما در جا می زنیم و از اجرای حکم خداوند بزرگ صرف نظر می نماییم.» امام در همین جا می فرمایند: «خوف از آن دارم که تحلیلگران امروز 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند فتوای اعدام سلمان رشدی بر خلاف عرف دیپلماسی حاکم بر جهان بوده است.» اتفاقاً پیش بینی امام درباره دوستان آقای جلائی پور انطباق یافت و دولت اصلاحات صدور بیانیه در سالگرد صدور حکم اعدام سلمان رشدی را کنار گذاشت.
 
بر خورد امام با منافقین بعد از مرصاد انقلابی نبود؟ جلائی پور وقتی به اینجا می رسد، مسئله را مبهم می گذارد و می گوید:«باید به اسناد معتبر که در دسترس نیست، مراجعه کرد.» حال آنکه حکم امام به مسئولان قضایی با دستخط شخص ایشان در دسترس است. امام انقلابی در سال های پایان حیات نفرمودند «بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید و با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؟» نفرمودند: «اگر بند بند استخوان هایمان را تکه تکه کنند، اگر زن و فرزندانمان را در مقابل چشمانمان به اسارت برند و...»، نفرمودند «من با صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در جهان سرمایه گذاری می کند» و ایران را برای آنان به عنوان «دژ نظامی» معرفی نکردند؟ حقیقت این است که شما امام انقلابی را نمی خواهید ببینید تا بتوانید جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی و نظرات هابرماس، گرامشی و مارکوزه را عملیاتی کنید.
 
امام در آخر حیاتشان نفرمودند «ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست و امریکا در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه دار کنند؟» آیا شما اکنون به مقوله ای به نام دشمن اعتقاد دارید؟ متأسفانه از امام تفسیری می شود که گویی وی به دنبال جمهوری چندم فرانسه بوده و غیر از جمهوری تمام عیار به چیز دیگری فکر نمی کرده است. شما سال هاست که آرمان های جهانی امام را به سخره گرفته اید و طعنه زننده یا پرخاشگرانه از کنار آن گذشته اید و برای حذف نگاه امام از سیاست خارجی، اید ئولوژی زدایی از سیاست خارجی را طرح و اجرا کردید. پر رویی تا کجاست؟
 
و اما اگر امام امروز بود چه می کرد؟ این سؤال مهمی است که برای مصاحبه جلائی پور انتخاب شده است. این سؤال، سؤال ما هم هست. اگر امام بود یا امروز به میان ما بر می گشت چه می گفت؟
 
اگر امام بود می فرمود چرا بلافاصله بعد از رحلت من حلقه کیان را راه اندازی و مسائل اساسی اسلام و تشیع همچون عصمت، خاتمیت، ولایت فقیه، عاشورا و ... را با تکیه بر نظرات پست مدرن غربی همچون هرمنوتیک و ابطال پذیری به مسلخ بردید؟
 
اگر امام بود می فرمود مگر من نگفته ام هر موقع دشمن از شما تعریف کرد، در خود شک کنید. چرا دشمن برای شما کف می زند. چرا شما اصلاً مقوله ای به نام دشمن را از یاد برده اید و چرا دوستان شما با امکانات دشمن در غرب زندگی می کنند؟ اگر امام بود می فرمود من روز قدس را برای حمایت از فلسطین و نابودی صهیونیسم قرار دادم اما شما در این روز علیه فلسطین و به نفع صهیونیست ها شعار دادید. اگر امام بود می فرمود من گفتم «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، شما آن را به حاکمیت دوگانه، دیکتاتوری صالحان و جمهوری ایرانی تفسیر کردید و خواستار مشروطه خواهی، جمهوری خواهی، دموکراسی خواهی و جمهوری ایرانی شدید. اگر امام بود می فرمود تنها خط قرمز ما صهیونیست های نامشروع هستند و از شما می پرسید شما چه کردید که نتانیاهو می گوید: «اصلاح طلبان سرمایه های ما هستند؟»
 
اگر امام بود می فرمود همه بدبختی های ما از امریکاست و از شما سؤال می کرد چه کردید که مشاور کاخ سفید می گوید: «با روی کار آمدن اصلاح طلبان روزهای تلخ و سرگردانی امریکا سپری شده است و از این پس باید شاهد فرو ریختن ستون های این نظام سرکش و مهار نشدنی باشیم.» اگر امام بود می فرمود آقای جلائی پور تو در کنفرانس ننگین برلین چه می کردی؟
 
امام می فرمود:«تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال ها بیفتد» و اگر اکنون بود از شما که چند حزب را در مصاحبه تان در خط امام معرفی کردید می پرسید چرا عناصر محوری حزب کارگزاران (کرباسچی و مرعشی) می گویند ما لیبرال هستیم و سروش هم آنان را می ستاید و در عین حال بر راه من تأکید می کنند. اگر امام بود می گفت دون شأن نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی است که برای پول نمایندگانی را نزد پادشاه بحرین و عربستان بفرستند. اگر امام بود می فرمود: من انگشت اشاره ام را در مقابل شما به سوی رهبری بعد از خود نشانه رفتم و گفتم ایشان در میان دوستان چون خورشید می درخشد. شما بعد از من با وی چه کردید؟
 
چرا منافقانه راه انقلاب را دنبال کردید و نه تنها پشتیبان ولایت فقیه نبودید که دهها تأویل و تفسیری که برخلاف نظر من بود برای آن ارائه کردید. از سیره امام و برخورد ایشان با فهیم کرمانی، مصاحبه سیما با یک فرد در روز تولد حضرت زهرا (س) و نحوه مواجهه با استعفای میرحسین موسوی می توان فهمید که اگر امام بود، حکم اعدام موسوی را صادر کرده بود و وی را باغی می دانستند زیرا امام به نظام اسلامی و اجرای حدود الهی به معنی واقعی کلمه باور داشت و به دنبال دین تزئینی و سکولاریسم پنهان نبود. و در پایان اگر امام بود کسی که در سایت جماران (سایت منتسب به تشکیلات امام) این مصاحبه را با جلائی پور انجام داده و امام را در حد رئیس جمهور فرانسه پایین آورده است از آنجا به بیرون پرتاب می کرد تا تفسیر های یک سویه، تک بعدی و دلخواه از امام، توسط مؤسسه امام منتشر نشود.
 

به سلامتیِ تمدید! / مذاکره در همه چیز، با همه و برای همیشه!

ختم خوشبینی (3)

به سلامتیِ تمدید! / مذاکره در همه چیز، با همه و برای همیشه!

به نظر میرسد در بازار سکه ی «تحولات غرب پسند»، دلدادگان به «خوشبینی هایی که رو به پایان اند»، کم کم به تئوری های متناسب می اندیشند.

گروه سیاست خارجی-فرهنگ نیوز: دقیقا در ساعاتی که ابهام ها به اوج خود رسیده اند، ایده ای به ذهن مسئولان هتل کوبورگ وین میرسد: پختن کیک! 

کیک هایی اختصاصی، منقوش به تصویر پرچم کشورها و همراه با جملاتی با مضمون آرزوی توفیق. توفیقی که البته هرچه میگذرد انگار برای طرف های ایران در دور پایانی مذاکرات «نخواستنی تر» میشود!
طرف غربی که در ابتدا تحت عنوان «مطالعات ادعایی»، ترم های نامربوط به امور هسته ای را وارد مذاکرات ایران و 1+5 کرده بود، در ادامه نیز انواع ادعاها درباره برنامه موشک های بالستیک، پژوهشهای دانشگاهی، آزمایشات و حتی انفجاراتی مشکوک(!) در ایران را مطرح و به رغم تذکرات طرف ایرانی وارد فضای رسانه ای پیرامون مذاکرات و حتی اتاق های مذاکره کرد. کار «طرح ادعاهای بی ربط» و «دامن زدن بی معنا به بی اعتمادی» به جایی می‌رسد که برخی نزدیکان به کنگره آمریکا ابراز عقیده میکنند که نمیشود باور کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهان رفع سوء تفاهمات میان ایران و آمریکا باشد! تشکیک بسیار مهمی که بخوبی نشان میدهد که دل طرف غربی به اندازه ی «نمایش یک ایرانِ غیر قابل تحمل» در گرو هیچ چیز دیگر نیست. 
ولی شاید با این همه، هنوز کسی گمان نمی‌کرد زمانی هم خواهد رسید که گفتگوهای «به ظاهر هسته ای» که به تعبیر مدیر مسئول روزنامه کیهان «دیگر تنها تابلو و پوشش اش هسته ایست»(1) بدون اینکه کمترین ارتباطی با فعالیت های هسته ای کشورمان داشته باشد، حتی از منظر «طرف های درگیر» نیز دچار تنوع و تکثری شگفت آور و شایسته تامل شود.
ظاهرا قرار است قبول کنیم در ماجرایی درگیر شده ایم که وزیر امور خارجه ی آمریکا برای به نتیجه رساندن اهداف خود «مجبور» یا بطور دقیق تر «مایل» است با وزیر خارجه عمان در فرودگاه مسقط و در مسیر برگشت از اجلاس اپک در چین دیدار کند، در لندن با سامح شکری وزیر خارجه مصر گفتگو کند، باز در لندن و دوباره با یوسف بن علوی وزیر مشاور در امور خارجی عمان دیدار کند، در پاریس با سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی به گفتگو بنشیند، و در اقدامی پر بازتاب، با همتایان اماراتی، کویتی، بحرینی و قطری خود «کنفرانس تلفنی» برگزار کند و علاوه بر همه ی اینها، ارائه گزارش های منظم به نتانیاهو را نیز از قلم نیندازد تا جایی که رادیو دولتی آلمان خبر میدهد که جان کری برای «چندمین بار» از ابتدای دور پایانی مذاکرات هسته ای در گفتگوی تلفنی با نخست وزیر رژیم صهیونیستی گزارش روند کنونی مذاکرات را در اختیار وی قرار داده است. و ضمنا بشنویم اخبار تائید نشده از «حضور» کوتاه مدت وزیر خارجه عمان در وین را و همینطور سفرهای جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا به اوکراین و سپس ترکیه را.
حتی باید بشنویم و تعجب نکنیم بابت نقل قول برخی خبرگزاری ها از یکی از وزرای سعودی که «مذاکرات هسته ای مساله ای بین ایران و آمریکا نیست بلکه تبعات جهانی دارد» خصوصا وقتی هنوز مدت زیادی نگذشته است از سخنان نابخردانه ی وزیر خارجه ی سعودی درباره اینکه «ایران در مورد مسائل سوریه بخشی از مشکل است نه بخشی از راه حل!»
اما راستی ایران چه خواسته که باید «موضوعات» و «طرف ها»ی درگیر در مذاکرات این اندازه متکثر و متنوع شوند؟
ایران می‌خواهد سانریفیوژهای فعلی اش - هر تعداد که هستند - فعال شوند و فعال بمانند.
ایران می‌خواهد در بازه ی زمانی مشخصی به توان ۱۹۰ هزار سو برسد تا بتواند نیروگاه هایش را مستقل اداره کند.
ایران می‌خواهد فرایندهای «تحقیق و توسعه» که قلب هر صنعتی هستند، در صنعت هسته ای اش هم محدود نشوند.
ایران می‌خواهد هیچ‌کدام از سایت های هسته ای اش که با هزینه های مادی و معنوی فراوان ساخته شده اند جنبه نمایشگاهی و آزمایشگاهی پیدا نکنند.
ایران می‌خواهد همه ی تحریم های ناشی از قطعنامه های شورای امنیت در سریعترین زمان ممکن «لغو» شوند (و نه تعلیق) تا دوباره برقرار کردن آنها نیازمند تصمیم و رای مجدد اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد باشد.
ایران می‌خواهد همه ی تحریم های یکطرفه ی آمریکا یا اروپا در سریعترین زمان ممکن «لغو» شوند.
ایران می‌خواهد تعبیر «زمان گریز» در فضای گفتگوها هرچه کمرنگ تر شود چون به شکل بیمارگونه ای «بدبینانه» است و امکان سرایت این بدبینی به طرف ایرانی نیز وجود دارد.
ایران می‌خواهد تعبیر مبهم و کشدار «رفع شدن نگرانی ها» در فضای گفتگوها هرچه کمرنگ تر شود چون به واقع مشخص نیست در یک فضای حقوقی اساسا چطور میشود از تعابیری چنین ابهام آلود استفاده کرد!
ایران می‌خواهد اراده اش در «نرفتن به سوی سلاح هسته ای» را که در فتوای عالی ترین مقام حکومتی و دینی کشور متبلور شده است جدی گرفته شود.
ایران می‌خواهد تعابیر «تعلیق» و «تمدید» جای خود را به «لغو» و «خاتمه» بدهند. 
آمریکا و اسرائیل البته از یک سو کاملا طرفدار «تعلیق» اند و بر این موضع تصریح هم دارند. از جمله جف راتک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا میگوید «تعلیق موجب می‌شود تا اگر رژیم ایران به تعهدات خود در توافق پایبند نماند، بتوان فورا تحریم‌ها را بازگرداند» و یا «لغو فوری تحریم‌ ها درست نیست»(2)
اما در ساعات اخیر، منهای گفته هایی که با منبع و منشاء ناشناس پخش شده اند، نشانه هایی آشکار دیده میشود دال بر اینکه علاوه بر «تعلیق بجای لغو»، «تمدید بجای توافق» نیز گزینه و انتخاب فعلی طرف غربی است.
وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی ضمن حمایت از «تمدید» مذاکرات هسته ای با ایران تاکید کرد که البته در این صورت هم «امکان توافق خوبی وجود نخواهد داشت.»(3) تا بطور غیرمستقیم نشان دهد که چه چیز برای اسرائیل مطلوب ترین وضعیت را تشکیل میدهد: «تمدید» و «نرسیدن به توافق خوب»، برای همیشه! 
مطلوبترین وضعیتی که ضمانت برقراری اش در «وارد کردن موضوعات متنوع» و «درگیر کردن طرف های بیشمار» در مذاکرات بوده است. اقدامی که جان کری و دستگاه خارجی ایالات متحده مدتهاست به دقت مشغول آن است و اخیرا نیز تلاش اش در این زمینه چندبرابر شده است.
 
سرمقاله نویس روزنامه واشنگتن پست(4)، «تمدید مذاکرات» را در وضع کنونی بهترین نتیجه ی ممکن اعلام می‌کند و جالب اینجاست که در مقام توجیه گفته ی خود، «ادامه ی متوقف ماندن بخشی از برنامه ی هسته ای ایران»، و البته «باقی ماندن تحریمها در وضعیت فعلی» را مورد اشاره قرار میدهد!
 
 «یو تی سندی یگو» در گزارشی از جمله بیان میدارد که حتی اگر نتوان در مذاکرات «محدودیت جدی بر برنامه هسته ای ایران» اعمال کرد، چیز زیادی از دست نرفته است چرا که این برنامه هم اکنون متوقف و تحت نظارت است.(5)
 
شاید در واکنش به همین نشانه هاست که نماینده مردم ماکو در مجلس شورای اسلامی هشدار میدهد «اگر استکبار جهانی فکر میکند با طولانی تر کردن مذاکرات و طرح ادعاهای بی اساس میتواند ملت ایران را وادار به تسلیم کند خیال باطلی دارد»(6) بماند که نمایندگان مجلس ایران هنوز از اینکه «به قدر کاخ سفید و کاخ کرملین و پادشاه عمان و صهیونیسم غاصب و آلمانیها و فرانسویها و وزیر خارجه امارات نیز محترم نبوده اند»(7) گلایه دارند و عطاء الله حکیمی نماینده رودبار در نطق پیش از دستور یکشنبه خود ضمن ابراز این عقیده، حتی آن سه یا چهار نماینده مجلس که از جزییات باخبرند را «از ما بهتران» خواند!
 
به نظر میرسد در بازار سکه ی «تحولات غرب پسند» ، دلدادگان به «خوشبینی هایی که رو به پایان اند»، کم کم به تئوری های متناسب می اندیشند. حسین علایی (که مقاله مشهور او در سالگرد توهین رژیم پهلوی به امام هنوز در یادهاست) «مهمترین نتیجه مذاکرات» را این میداند که «زمانی ایران به عنوان خطر برای امینت جهانی معرفی میشد اما دیگر چنین تصوری رنگ باخته است و قطار تحریم ها که راه افتاده بود و به سرعت راهش را ادامه میداد و در حال شتاب گرفتن نیز بود، متوقف شده است»(8)
 
در هتل کوبورگ کیک هایی پخته و در میان اعضای هیئت های گوناگون توزیع شده که آنچنان که تصاویر نشان میداد، بر کیک مربوط به هر هیئت، تصویر پرچم آن کشور هک شده  همراه با جملاتی با مضمون آرزوی توفیق.
اما اگر به تکثر تزریق شده در «موضوعات» و «طرف های» مذاکرات جاری، «پچ پچ» های به «همهمه» تبدیل شده ی ساعات اخیر را نیز اضافه کنیم، کاملا قابل پیش بینی است که در ساعات آینده، مسئولان هتل کوبورگ وین موظف به پخت و توزیع کیکی بزرگتر خواهند شد که اینبار بجای پرچم کشورها روی آن هک شده است: به سلامتیِ تمدید!
تمدید، بعنوان تنها محصولِ طبیعی مذاکراتی که «موضوعات» و «طرف ها»ی آنرا با تمام توان متعدد کردند!
 
 
پی نوشت: