علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

به یاد «جلال آل قلم»

به یاد «جلال آل قلم»

خاطره‌ای از اولین دیدار جلال با رهبر انقلاب

رهبر انقلاب تعبیر جالبی از آل احمد دارند: «جلال اهل قلم». رهبر انقلاب «بهترین» سال‌های جوانیشان را «با محبت و ارادت به آن جلال آل قلم» گذرانده‌اند.
به گزارش فرهنگ نیوز ، در میان نویسندگان سده اخیر، شاید کسی همانند زنده‌یاد جلال آل احمد نتوانسته باشد در حوزه ادبیات و پس از آن در ساحت اندیشگی وارد و تأثیرگذار باشد. پس از جمالزاده نویسندگان بسیاری متولد شدند، اثری را خلق کردند و در جریان ادبیات معاصر حضور داشتند، اما در این میان به گفته و اذعان بسیاری از کارشناسان، جلال شخص دیگری بود. هرچند برخی تلاش دارند تا جلال را بیش از آنکه نویسنده‌ای متعهد و پایبند به ارزش‌های میهنی و اسلامی معرفی کنند، او را به دسته‌ای از روشنفکران منصوب کنند، اما حقیقت آن است که جلال صدای متفاوتی از جریان روشنفکری زمان خود بود؛ حقیقتی که می‌توان آن را از لابه‌لای نوشته‌ها و سطرسطر آثار او جست.
 
رهبر معظم انقلاب بارها در خلال بیاناتشان به جلال آل احمد اشاره کرده و درباره آثار و مواضع اندیشه‌ای این نویسنده صحبت فرمده‌اند. ایشان از جلال با عنوان «جلال اهل قلم» یاد می‌کنند که نویسنده‌ای پایبند به ارزش‌های دینی است. در بیانات ایشان می‌توان نکات متعددی را دریافت. خبرگزاری تسنیم به مناسبت زادروز این نویسنده بخش‌هایی از سخنان رهبر انقلاب را درباره وی بازنشر کرده است. بخش‌هایی از این سخنان برگرفته از پایگاه اطلاع‌رسانی ایشان و بخش‌هایی نیز درج شده از «من و کتاب» است. قسمتی از سخنان ایشان به این شرح است:
 
نحوه آشنایی رهبر انقلاب با جلال آل احمد
دقیقاً یادم نیست که کدام مقاله یا کتاب مرا با آل‌احمد آشنا کرد. دو کتاب «غربزدگی و دست‌های آلوده» جزو قدیمی‌ترین کتاب‌هایی است که از او دیده و داشته‌ام. اما آشنایی بیشتر من بوسیله و برکت مقاله «ولایت اسرائیل» شد که گله و اعتراض من و خیلی از جوان‌های امیدوار آن روزگار را برانگیخت. آمدم تهران (البته نه اختصاصاً برای این کار) تلفنی با او تماس گرفتم. و مریدانه اعتراض کردم. با اینکه جواب درستی نداد از ارادتم به او چیزی کم نشد. این دیدار تلفنی برای من بسیار خاطره‌انگیز است. در حرف‌هایی که رد و بدل شده هوشمندی، حاضر جوابی، صفا و دردمندی که آن روز در قلّه‌ «ادبیات مقاومت» قرار داشت، موج می‌زد.
 
بخش مهمی از شخصیت جلال همین عبور از گردنه‌ها بود
انتشارات رواق در سال 1358 سؤالاتی را درباره منش سیاسی و شخصیتی آل احمد، خدمت رهبر معظم انقلاب عرضه می‌کند. مطابق آنچه که پیش از این اعلام شده، متن سؤالات در دسترس نیست، اما از فحوای کلام رهبر انقلاب به نظر می‌آید که پرسش‌ها باید بیشتر حول محور تفکرات سیاسی و اعتقادات مذهبی این نویسنده نوشته شده باشد. معظم‌له در پاسخ به یکی از پرسش‌های مطرح شده، درباره منش سیاسی و مذهبی آل احمد می‌فرمایند:
 
جلال قصه‌نویس است (اگر این را شامل نمایشنامه‌نویسی هم بدانید) مقاله‌نویسی کار دوّم او است. البته محقّق و عنصر سیاسی هم هست. اما در رابطه با مذهب؛ در روزگاری که من او را شناختم به هیچ‌وجه ضد مذهب نبود، بماند که گرایش هم به مذهب داشت. بلکه از اسلام و بعضی از نمودارهای برجسته‌ی آن به‌عنوان سنت‌های عمیق و اصیل جامعه‌اش، دفاع هم می‌کرد. اگرچه به اسلام به چشم ایدئولوژی که باید در راه تحقق آن مبارزه کرد، نمی‌نگریست. اما هیچ ایدئولوژی و مکتب فلسفی شناخته‌شده‌‌ای را هم به این صورت جایگزین آن نمی‌کرد. تربیت مذهبی عمیق خانوادگی‌اش موجب شده بود که اسلام را ــ اگرچه به‌صورت یک باور کلی و مجرد ــ همیشه حفظ کند و نیز تحت تأثیر اخلاق مذهبی باقی بماند. حوادث شگفت‌انگیز سال‌های 41 و 42 او را به موضع جانبدارانه‌تری نسبت به اسلام کشانیده بود. و این همان چیزی است که بسیاری از دوستان نزدیکش نه آن روز و نه پس از آن، تحمّل نمی‌کردند و حتی به رو نمی‌آوردند!
اما توده‌‌ای بودن یا نبودنش؛ البته روزی توده‌ای بود. روزی ضد توده‌ای بود. و روزی هم نه این بود و [نه] آن. بخش مهمی از شخصیت جلال و جلالت قدر او همین عبور از گردنه‌ها و فراز و نشیب‌ها و متوقّف نماندن او در هیچکدام از آنها بود. کاش چند صباح دیگر هم می‌ماند و قله‌های بلندتر را هم تجربه می‌کرد.
 
خاطره‌ای از اولین دیدار آل احمد با رهبر انقلاب
بعد از 28 مرداد، از لحاظ نشان دادن انگیزه‌های یک روشنفکر در مقابل یک دستگاه فاسد، سکوت عجیبی در فضای روشنفکری هست. خیلی از کسانی که در دهه بیست مورد غضب دستگاه قرار گرفته بودند، در دهه سی به همکاران مطیع دستگاه تبدیل شدند! آل احمد در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران»، از همین روشنفکری دهه سی حرف می‌زند.
 
آل احمد این کتاب را در سال چهل و سه شروع کرده، که تا سال چهل و هفت ادامه داشت. سال چهل و هفت که آل احمد به مشهد آمد، ما ایشان را دیدیم. به مناسبتی صحبت از این کتاب شد، گفت مدّتی است به کاری مشغولم؛ بعد فهمیدیم که از سال چهل و سه مشغول این کتاب بوده است. او از ما در زمینه‌های خاصی مطالبی می‌خواست، که فکر می‌کرد ما از آنها اطّلاع داریم. آن‌جا بود که ما فهمیدیم او این کتاب را می‌نویسد. این کتاب بعد از فوتش منتشر شد. یعنی کتابی نبود که در رژیم گذشته اجازه‌ پخش داشته باشد؛ کتابِ صددرصد ممنوعی محسوب می‌شد و امکان نداشت پخش شود.
 
البته در این‌جا آل احمد مواضع خیلی خوبی را اتّخاذ می‌کند؛ اما درعین‌حال شما می‌بینید که همین آل احمدِ معتقد به مذهب و معتقد به سنّت‌های ایرانی و بومی و شدیداً پایبند به این سنّت‌ها و معتقد به زبان و ادب فارسی و بیگانه از غرب و دشمن غربزدگی، باز درباره مسائل روشنفکری، در همان فضای روشنفکری غربی فکر کرده، تأمّل کرده، حرف زده و قضاوت نموده است!
 
رمان آل‎آحمد، انصافاً سرآمد رمان‎های فارسی ماست
از اول قرن شمسی جاری، یعنی از 60 - 70 سال گذشته تاکنون، ما به نویسندگان رمان‎های خودمان که نگاه می‎کنیم، ... می‎بینیم که این‎ها واقعا بی‎هنرند؛ یعنی مایه‎هایی دارند، اما به هیچ‎وجه قابل‎مقایسه با رمان‎های مطرح در دنیا نیست. البته بعد نوبت به امثال آل‎احمد که می‎رسد، آن واقعیت‎ها و آن سوز دل و آن انگیزه و آن ایمان، وضع را بهتر می‎کند. طبق تشخیص من و تا آن‎جا که من می‎شناسم، رمان آل‎آحمد، انصافا سرآمد رمان‎های فارسی ماست؛ از همه این‎های دیگر بهتر است؛ و الا دیگران که نوشتند، چیزی ننوشتند. چنان‎چه شما این نهال جدید و این جهت نو را دنبال‎گیری کنید، همان‎چیزی خواهد شد که ما امروز احتیاج داریم؛ یعنی رمان و قصه‎نویسی ایران را به آن رشد و تعالی خواهد رساند.
 

نتیجه مذاکرات هسته‌ای به روایت شریعتمداری...

برای هیچ بیهوده مپیچ!

نتیجه مذاکرات هسته‌ای به روایت شریعتمداری

انتظار رسیدن به «توافق» مطلوب، غیر از انتظار «آب» از «سراب» نمی‌تواند هیچ مفهوم دیگری داشته باشد. چه رسد به آن که آینده و گشایش اقتصادی کشور و بهبود معیشت مردم را به نتیجه مذاکرات گره بزنیم و در مقابل وعده‌های نسیه حریف امتیازات «نقد» بدهیم!

به گزارش فرهنگ نیوز - حسین شریعتمداری : اگرچه پیش از این نیز با ارائه اسناد و شواهد غیرقابل خدشه به این نکته پرداخته‌ایم ولی امروزه با قاطعیت بیشتر و بدون کمترین تردید- تاکید می‌شود بدون کمترین تردید- می‌توان گفت که چالش هسته‌ای کشورمان با ۵+۱ هرگز به نتیجه نمی‌رسد و دستیابی به توافقی که پایان بخش این چالش ۱۲ ساله باشد، نه فقط‌دور از انتظار، بلکه به یقین ناممکن است. می‌پرسید چرا؟! پاسخ آن است که چالش هسته‌ای و ابراز نگرانی آمریکا و متحدانش از احتمال حرکت ایران به سوی تولید سلاح هسته‌ای - DIVERSION- که طی ۱۲ سال گذشته بر آن تکیه کرده‌اند در حد و اندازه یک «بهانه» و «پوشش» برای مقابله با اقتدار پرشتاب ایران اسلامی است. از این روی مذاکرات هسته‌ای و ادامه آن اگر به منظور پایان دادن به چالش و رسیدن به توافق مطلوب باشد، آب در هاون کوبیدن و بازی در میدان فریب حریف است ولی این مذاکرات تنها به دو علت و فقط این دو علت می‌تواند توجیه‌پذیر باشد.

اول؛ اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و متحدانش که این مقصود در مقیاس گسترده‌ای به دست آمده است و دوم؛ نشان دادن «دست پُر» و برتری اسناد فنی و حقوقی ایران اسلامی که از صلح‌آمیز بودن برنامه‌ هسته‌ای کشورمان حکایت می‌کند. این منظور متأسفانه به علت خودداری تیم مذاکره‌کننده ایران از انتشار متن مذاکرات هنوز به نیمه راه نیز نرسیده است و مسئولان محترم در این زمینه، عرصه را به حریف واگذار کرده‌اند و توضیح درباره متن مذاکرات را به شیپور فریب رسانه‌های آمریکایی و صهیونیستی سپرده‌اند!

و اما، درباره این واقعیت غیرقابل تردید که حریف مذاکرات هسته‌ای را با اهداف غیرهسته‌ای دنبال می‌کند و در حد و اندازه «پاشنه آشیل» به آن نیاز دارد، گفتنی‌هایی هست؛

۱- چند ماه قبل، شبکه تلویزیونی CNN طی گزارش مستندی اعلام کرد که در‌حال حاضر دستکم ۱۷ هزار بمب هسته‌ای در جهان موجود است و تاکید کرد که این رقم، غیر از کلاهک‌های هسته‌ای آماده شلیکی است که تخمین تعداد آن به آسانی ممکن نیست. در گزارش CNN آمده بود که بیشترین تعداد بمب‌های هسته‌ای در اختیار آمریکاست و روسیه، انگلیس، چین و فرانسه در رده‌های بعدی قرار دارند. اکنون باید پرسید آیا خنده‌دار نیست که وجود هزاران بمب هسته‌ای در اختیار آمریکا- با‌توجه به اینکه آمریکا تنها کشور استفاده کننده از بمب اتمی است- نگران‌کننده نباشد ولی احتمال دسترسی ایران به یک بمب هسته‌ای تا پایان سال ۲۰۱۴- به ادعای حریف- باعث نگرانی جامعه جهانی! شده باشد؟! همین دیروز آقای هانس بلیکس مدیر کل اسبق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «راشاتودی» ضمن ارائه یک گزارش مستند و البته مختصر، نتیجه گرفت که «نگرانی غرب از برنامه هسته‌ای ایران ساختگی است و هدف اصلی آنها جلوگیری از قوی‌تر شدن ایران است.»

۲- طی ۱۲ سال و چند ماه که از آغاز چالش هسته‌ای می‌گذرد، طرف مقابل هرگاه به پایان چالش نزدیک شده است به صراحت و نه حتی به تلویح و اشاره، از تن دادن به توافق سر باز زده است. چرا؟! در بندهای بعدی به این نکته اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت و اینجا فقط به یک نمونه از طفره رفتن‌های آشکار حریف اشاره می‌کنیم؛

از اجلاس اکتبر ۲۰۰۳ تهران -۱۳۸۲- تمامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان را به صورت داوطلبانه، تعلیق کردیم و مذاکرات با تروئیکای اروپایی- انگلیس، فرانسه و آلمان- را برای رسیدن به توافق آغاز کردیم. نهایتا بعد از چند دوره مذاکرات به اجلاس پاریس - نوامبر ۱۳۸۳/۲۰۰۴- رسیدیم و قرار شد ایران ظرف ۳ ماه «تضمین‌های عینی - OBJECTIVE GUARANTIES» خود را مبنی بر اینکه در پی تولید سلاح هسته‌ای نیست ارائه دهد و طرف مقابل نیز
«تضمین‌های‌محکم- FIRM GUARANTIES» بدهد که پرونده ایران به حالت عادی درآید. اما، یک ماه بعد - دسامبر ۲۰۰۴ - در نشست کارگروه هسته‌ای طرفین در لندن، طرف مقابل با صراحت اعلام کرد «قابل قبول‌ترین تضمین برای ما آن است که ایران فعالیت هسته‌ای خود را به طور کامل متوقف کند»! پس از آن بود که فعالیت‌های هسته‌ای تعلیق شده خود را به تدریج از سر گرفتیم و این دور جدید را با راه‌اندازی دوباره ‌UCF اصفهان آغاز کردیم. اما طرف مقابل برخلاف نص صریح بند C از ماده ۱۳ اساسنامه آژانس، پرونده هسته‌ای کشورمان را به شورای امنیت سازمان ملل ارسال کرد و ادامه ماجرا که شرح آن به درازا می‌کشد و پیش‌از‌این به آن پرداخته‌ایم.

۳- شاید این برداشت تعجب‌آور باشد ولی شواهد فراوانی بر صحت آن دلالت دارد و آن، اینکه، برچیدن کامل تأسیسات هسته‌ای کشورمان نیز مطلوب و ایده‌آل آمریکا نیست! چرا که حریف به چالش هسته‌ای برای توجیه تحریم‌ها نیاز مبرم دارد. بنابراین تولید بمب هسته‌ای هم در صورتی که بهانه دیگری برای تحریم‌ها وجود داشته باشد، نمی‌تواند نگرانی آمریکا و متحدانش را در پی داشته باشد. برای حریف «تحریم‌ها» اصل است و نه فعالیت هسته‌ای. اوایل دسامبر ۲۰۱۲ ـ آذر ماه ۱۳۹۱ - در محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب این احتمال مطرح شده بود که ممکن است ایران برای اعتمادسازی، غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیوم را متوقف کند و غرب در قبال آن برخی از تحریم‌ها را لغو کند. در پی این احتمال، دیوید فروم، یکی از نظریه‌پردازان نزدیک به کاخ‌سفید طی مقاله‌ای در سایت CNN نوشت « اگر پرونده هسته‌ای ایران به نقطه پایان برسد، غرب برای حفظ پرستیژ بین‌المللی خود چاره‌ای جز لغو برخی از تحریم‌ها ندارد و حال آن که تحریم‌ها با دو هدف پلکانی تعریف شده‌اند. اول تغییر رفتار سیاسی ایران - BEHAVIOR - و دوم تغییر ساختار - STRUCTURE - (تغییر نظام).» پیش از او، جرج فریدمن، مسئول مرکز راهبردی «استراتفور» -معروف به باشگاه کهنه‌کاران CIA - گفته بود «مشکل ما با ایران بر سر فعالیت هسته‌ای این کشور نیست، بلکه مشکل آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریکا، بلکه در حال درگیری با آمریکا نیز می‌توان بزرگترین قدرت تکنولوژیک و نظامی منطقه بود. این پدیده ایران را به یک الگو برای کشورهای اسلامی تبدیل کرده است و بهار عربی (انقلاب‌های اسلامی منطقه) را در پی داشته است.» صرفنظر از هویت فریدمن، آیا واقعیت غیر از این است؟

۴- برچیدن تاسیسات هسته‌ای ایران از آن جهت که می‌تواند پایان چالش هسته‌ای باشد، مطلوب آمریکا نیست، زیرا به ادامه چالش نیاز دارد - و به آن اشاره می‌کنیم- اما، از این لحاظ که می‌تواند نشانه شکست جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا باشد، مطلوب آمریکاست. چرا؟! آمریکا می‌تواند این -خدای نخواسته- شکست احتمالی را با این مضمون به نهضت‌ها و ملت‌های اسلامی پمپاژ کند که اگر ایستادگی جمهوری اسلامی ایران الگوی شما برای «مقاومت» است، این مقاومت در مقابل فشار و تهدیدهای آمریکا تاب نیاورده و ایران نهایتا ناچار به تسلیم شد! آیا آمریکا در دنیای برانگیخته کنونی که منطقه را به ویترین شکست‌های پی در پی آن تبدیل کرده است به این احتمال- در‌صورت وقوع که به یقین اتفاق نخواهد افتاد- نیاز مبرم ندارد؟!

۵- همین جا باید گفت که آمریکا به ادامه چالش هسته‌ای از زاویه یاد شده در بند قبلی نیز احتیاج دارد. چرا که در پی اثبات «کدخدایی» خود در جهان است. «ژولیوس‌سزار» امپراتور رم باستان می‌گفت: برای اثبات اقتدار خود باید نشان بدهیم که «همه راه‌ها به رم ختم می‌شود»! و هیچ رخدادی نمی‌تواند بدون دخالت مستقیم امپراتوری رم اتفاق بیفتد! آمریکا از ادامه مذاکرات در پی القای این تصویر از ایران اسلامی - بخوانید توهم- به جهان در حال انقلاب است.
در این باره به سخن حکیمانه حضرت آقا در دیدار با سفرا و نمایندگان ایران در خارج کشور- ۹۳/۵/۲۲ - بسنده می‌کنیم؛ ایشان ضمن آن که فرمودند از ادامه مذاکرات هسته‌ای منع نمی‌کنند و آن را یک تجربه ذی‌قیمت برای همه می‌دانند، تاکید کردند «نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی‌ها مطلقا تاثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است... این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب (عدم ثبات) متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می‌دهند.»

۶- گفتنی و البته گلایه کردنی است که متاسفانه تیم مذاکره‌کننده کشورمان با تمرکز روی مذاکره دوجانبه با آمریکا تحت عنوان غلط‌انداز «مذاکرات سه‌جانبه» به دلیل حضور خانم کاترین اشتون، بی آن که بخواهد و یا متوجه باشد، به طرح فریب یاد شده از سوی آمریکا‌یی‌ها دامن زده است. وقتی تیم محترم هسته‌ای بیشترین نشست‌های خود را با وزیر خارجه آمریکا برگزار می‌کند، به طور طبیعی این توهم را نشر می‌دهد که از میان ۶ کشور ۵+۱ فقط آمریکاست که تصمیم‌ساز و سیاست‌پرداز است! و این ترجمان دیگری از پذیرش کدخدایی آمریکاست!

حضور خانم اشتون تنها در حد و اندازه زینت‌المجالس! قابل ارزیابی است. ایشان نماینده اتحادیه اروپاست و اگر قرار بود با حضور وی نیازی به حضور نمایندگان ۵کشور دیگر نباشد، کشورهای یاد شده نمایندگان جداگانه‌ای برای شرکت در مذاکرات نمی‌فرستادند. بنابراین خانم اشتون نه فقط نماینده سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان نیست، بلکه بدیهی است از سوی دو کشور روسیه و چین هم نمایندگی ندارد و ... بگذریم!

۷- با توجه به آنچه گذشت، مذاکرات ایران اسلامی با ۵+۱ و پیش از آن با تروئیکای اروپایی - فرانسه، انگلیس و آلمان- فقط تابلو و پوشش هسته‌ای دارد بی‌آن که کمترین ارتباطی با فعالیت هسته‌ای کشورمان داشته باشد. آنچه آمریکا و متحدانش از مذاکرات دنبال می‌کنند همانگونه که خود بارها اعتراف کرده و در عمل به صراحت نشان داده‌اند فشار بر جمهوری اسلامی ایران برای پیشگیری از اقتدار آن و دستیابی به دو هدف پلکانی تعریف شده، تغییر رفتار و نهایتا تغییر ساختار نظام اسلامی ایران است.

از این روی انتظار رسیدن به «توافق» مطلوب، غیر از انتظار «آب» از «سراب» نمی‌تواند هیچ مفهوم دیگری داشته باشد. چه رسد به آن که آینده و گشایش اقتصادی کشور و بهبود معیشت مردم را به نتیجه مذاکرات گره بزنیم و در مقابل وعده‌های نسیه حریف امتیازات «نقد» بدهیم! و مخصوصا از بازگشت به ظرفیت‌های بر زمین مانده خود که اقتصاد مقاومتی تضمین‌کننده آن است غافل باشیم.

این نکته نیز گفتنی و تاکید کردنی است که اگرچه نسبت به چگونگی برخورد تیم هسته‌ای کشورمان با حریف و منش آنان در مذاکرات، انتقادهای بعضا جدی وجود دارد ولی تردیدی نیست که آنان فرزندان اسلام و انقلابند و بی‌انصافی است که عدم توافق مطلوب در مذاکرات به حساب آنها نوشته شود، زیرا، همانگونه که اشاره شد علت عدم توافق را بایستی در هویت باج‌خواهانه حریف و ماهیت غیرهسته‌ای مذاکرات جستجو کرد.
و در این‌باره باز هم گفتنی‌هایی هست.

مواضع رهبر انقلاب نسبت به تکفیری ها...

مواضع رهبر انقلاب نسبت به تکفیری ها

نگاه اجمالی به دیدگاه های رهبر انقلاب درباره تکفیری ها بیانگر این است که ایشان، در ۳ محور به این مساله پرداخته اند به طوری که در سخنرانی ها و موضع گیری ها مختلف، اولا ابعاد انحرافی و خطرهای این جریان برای جهان اسلام را تبیین کرده اند، ثانیا به دست های پشت پرده در سازماندهی و تقویت جریان های تکفیری پرداخته اند و ثالثا از راه های مقابله با این جریان خطرناک سخن گفته اند.

به گزارش فرهنگ نیوز، متن بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت های مختلف از این قرار است:

اندیشه تکفیر و وجود افرادی که بر این روش فکری رفتار می کنند، نه تنها یک واقعیت غیرقابل انکار در دوران معاصر است که کمابیش در دوره های مختلف وجود داشته است اما تردیدی نیست که سالهای اخیر، این اندیشه سم آلود، به کمک دست های پیدا و پنهان تبلیغاتی، جلوه جدیدی به خود گرفته است؛ موضوعی که آیت الله العظمی خامنه ای از سال­ها قبل نسبت به آن هشدار داده اند.

۱- خطر بزرگ تکفیری ها

رهبر انقلاب مساله تکفیر و جریان های تکفیری را یک حرکت مخالف با دستورات قرآنی و روح نبوی معرفی کرده و آنها را به مثابه "خنجر از پشت" به پیکره امت اسلامی معرفی می کنند؛ چه آنکه از این جریان مشکوک به عنوان یکی از "مصائب" جهان اسلام، "خطر بزرگ"، "عمله ی شیطان" یاد می کنند و گاه به کشورهای حامی نیز هشدار می دهند که روزی، همین جریان های تکفیری گریبان شان را خواهند گرفت؛ مساله ای که این روزها بیش از پیش نمایان شده و در رسانه ها به صراحت از تقلای کشورهای حامی برای در امان ماندن از خطرات این جریان می خوانیم و می شنویم. رهبر انقلاب همچنین جریانات تکفیری را "مژده ای به استکبار" می دانند و به نقش مستقیم و غیرمستقیم آنها در رویگردانی اذهان از مساله ی اصلی جهان اسلام یعنی قضیه فلسطین اشاره می کنند.

نکته قابل توجه آن است که مساله تکفیری ها، موضوع جدیدی در ادبیات رهبری نیست و ایشان سالها قبل نسبت به این موضوع هشدار داده اند از جمله در سال ۱۳۷۴ یعنی ۱۹ سال قبل در دیدار با کارگزاران حج به این موضوع اشاره کرده اند و یا در سال ۱۳۸۴ از حضور مشکوک تکفیری ها سخن به میان آورده اند و البته بعدتر که حضور تبلیغاتی این جماعت بیشتر شده است، موضع گیری های ایشان نیز صریح تر و شدید تر شده است:

* پدیده مشکوک

امروز شعار جمهوری اسلامی، آزادفکری است؛ توسعه‌ی علم و معرفت است؛ توجه به حقوق انسانها و اختیارات انسانهاست؛ مهربانی و مهرورزی میان افراد انسان است؛ اینها شعار و پیام اسلام است؛ دنیا دنبال اینهاست. منطق امام بزرگوار ما، منطق عقل، منطق فکر، منطق عملِ روشن‌بینانه، منطق انسانیت و هنجار انسانی و اخلاق انسانی و فضائل اخلاقی بود؛ دنیا دنبال این است. مظهر بیداری اسلامی کسانی نیستند که با چهره‌ی عبوس و گرفته‌ خود با همه‌ی دنیا - حتی با مؤمنین و مسلمین - مواجه می شوند؛ عده‌یی را تکفیر میکنند؛ عده‌یی را با قوم‌گرایی، عده‌یی را با طایفه‌گرایی، عده‌یی را به بهانه‌های نادرست مورد تهاجم قرار می دهند. وجود اینها بشدت مشکوک است، که اصلاً چنین کسانی هستند یا در واقع همان عوامل سرویس‌های جاسوسی اسرائیل و امریکا و انگلیس‌اند که دارند این‌طور فعالیت می کنند؛ چهار نفر آدم غافل را هم دستخوش فعالیت خودشان کرده‌اند. این هم واقعیتی است که نمی شود آن را انکار کرد. (۱۱ شهریور ۱۳۸۴بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام)

* حرکت بر خلاف دستورات قرآنی

یکی از دستورات قرآن این است که آحاد امت اسلامی با یکدیگر متحد باشند؛ دست در دست یکدیگر بگذارند: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرّقوا» این خطاب به کیست؟ خطاب به ما است، خطاب به ملت ایران است، خطاب به ملتهای مسلمان کشورهای اسلامی است، خطاب به همه‌ مؤمنین به اسلام در سراسر دنیا است. ما به این عمل میکنیم؟ نقطه‌ی مقابل این آموزش قرآنی، آموزش استعماری است: اختلاف میان مسلمانان. یک عده، یک عده‌ی دیگر را تکفیر کنند، لعن کنند، خود را از آنها بری بدانند. این چیزی است که امروز استعمار می خواهد؛ برای اینکه ما با هم نباشیم. متأسفانه بعضی از دولتهای اسلامی و حکومتهای اسلامی فریب می خورند؛ آنها هم داخل بازی دشمن میشوند؛ فریب دشمن را می خورند، برای دشمن کار می کنند؛ گاهی دانسته، گاهی هم ندانسته. (۱۸ خرداد ۱۳۹۲ بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن کریم)

* مخالفت با روح نبوی

ما عرض می کنیم وجود مقدس نبی مکرم و رسول اعظم اسلام، مهمترین نقطه‌ی ایجاد وحدت است. قبلاً هم این را عرض کردیم که دنیای اسلامی میتواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایی است که عواطف همه‌ی مسلمانها در آنجا متمرکز می شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیای اسلام است. حالا شما ببینید قلمهای پول گرفته‌ی از صهیونیست‌ها، همین کانون را مورد توجه قرار می دهند و به آن اهانت میکنند؛ برای اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامی و تحقیر دنیای اسلام، کم‌کم از بین برود. این، نقطه‌ اصلی است؛ سیاستمداران، نخبگان علمی و فرهنگی، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روی این نقطه تکیه کنند و همه‌ مسلمانها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامی، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا می کند؛ همه‌ ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم. (۲۷ فروردین ۱۳۸۵ بیانات در دیدار کارگزاران نظام)

* عمله شیطان
توصیه‌ مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ای و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ی مذهبی را با تکفیر این و آن دامن میزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عمله‌ شیطان اند. (۲۶ شهریور ۱۳۹۰ بیانات در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی)

* از مصائب دنیای اسلام

رفتن سر قبر یک انسانی و طلب رحمت کردن برای او از خدای متعال، و طلب رحمت کردن برای خود در آن فضای معنوی و روحانی، شرک است؟ شرک این است که انسان بشود ابزار دست سیاستهای اینتلیجنس انگلیس و سی. آی. ای آمریکا و با این اعمال، دل مسلمانان را غمدار کند، آزرده کند. اینها اطاعت و عبودیت و خاکساری در مقابل طواغیت زنده را شرک نمیدانند، احترام به بزرگان را شرک میدانند! خود این، یک مصیبتی است. جریان تکفیریِ خبیث که امروز در دنیای اسلام به برکت برخی از منابع مادی، متأسفانه پول و امکانات هم در اختیار دارند، یکی از مصائب اسلام است. ( ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ بیانات در دیدار دست اندرکاران برگزاری انتخابات)

* خنجر از پشت

امروز هر حرکت تفرقه‌انگیز در دنیای اسلام، گناهی تاریخی است. آنان که عنودانه گروههای عظیمی از مسلمین را به بهانه‌های واهی تکفیر می کنند؛ آنان که با گمانهای باطل، به مقدسات فرقه‌هائی از مسلمین اهانت می کنند؛ آنان که به جوانهای از جان گذشته‌ی لبنان که مایه‌ی سربلندی امت اسلامی شدند، از پشت خنجر می زنند؛ آنان که برای خوشامد امریکا و صهیونیستها از خطر موهومی بنام هلال شیعی سخن میگویند؛ آنان که برای شکست دولت مسلمان و مردمی در عراق ناامنی و برادرکشی را دامن می زنند؛ آنان که دولت حماس را که محبوب و منتخب ملت فلسطین است از هرسو زیر فشار قرار میدهند. چه بدانند و چه ندانند مجرمانی به شمار می‌روند که تاریخ اسلام و نسلهای آینده از آنان با نفرت یاد خواهند کرد و آنان را مزدوران دشمن غدار خواهد دانست. ( ۲۵ دی ۱۳۸۵بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هم‌اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع)

* خطر بزرگ تکفیری ها

حضور نیروهای تکفیری که امروز متأسفانه در برخی از نقاط منطقه فعالند، خطر بزرگشان این نیست که بی‌گناه‌هان را می کشند، آن هم جنایت است، بزرگ است؛ اما خطر بزرگ این است که دو گروه شیعه و سنی را نسبت به هم بدبین میکنند؛ این خیلی خطر بزرگی است؛ (۱۵ اسفند ۱۳۹۲بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری)

* گریبانگیر کشورهای حامی

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خطر گروههای تکفیری در منطقه، تأکید کردند: متأسفانه برخی کشورهای منطقه متوجه خطری که گروههای تکفیری، در آینده، برای خود آنها ایجاد خواهد کرد نیستند و همچنان در حال حمایت از این گروهها هستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: برخی کشورهای منطقه اکنون با کمک به گروههای تکفیری، از کشتار و جنایات آنها در سوریه و برخی کشورهای دیگر حمایت می کنند اما در آینده نه چندان دور، این گروهها بلای جان همان کشورهای حامی خواهند شد و در نهایت مجبور خواهند بود که با هزینه زیاد، آنها را از بین ببرند.
(۱۲ خرداد ۱۳۹۳ دیدار با امیر کویت)

* مژده به استکبار

دنیای استکبار ۶۵ سال است که با همه‌ وجود و توان سعی در این دارد که واقعیّت وجود رژیم صهیونیستی را بر ملّتهای مسلمان تحمیل کند و آنها را وادار به پذیرش این واقعیّت کند، و نتوانسته است... امّت اسلامی نشان داد که فلسطین را از یاد نبرده است؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. در همین شرایط است که همه‌تلاشهای دشمن متوجّه این میشود که امّت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگهای داخلی، با ترویج افراطگریِ انحرافی به نام اسلام و به نام دین و شریعت؛ عدّه‌ای عامّه‌ی مسلمانان را، اکثریّت مسلمانان را تکفیر کنند. وجود این جریانهای تکفیری که در دنیای اسلام به‌وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به‌جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه‌ها را به‌جای دیگری معطوف می کنند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه اسلام خواسته است؛ اسلام از مسلمانان خواسته است که «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» (۲) [باشند]؛ مسلمانان باید در مقابل دشمنان دین سرسخت باشند، باید بایستند، باید تحت نفوذ قرار نگیرند؛ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» صریح آیه‌ قرآن است. بین خودشان مهربان باشند، با هم باشند، دست در دست یکدیگر بگذارند، اعتصام به حبل‌الله بکنند؛ این دستور اسلام است. آن‌وقت یک جریانی به‌وجود بیاید که مسلمانها را تقسیم کند به مسلم و کافر! عدّه‌ای را به‌عنوان کافر هدف قرار بدهد، مسلمانها را به جان هم بیندازند! (۲۹ دی ۱۳۹۲بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی)

۲- دست های پیدا و پنهان غربی ها

رهبر انقلاب بارها نسبت به پشت پرده جریان های تکفیری موضع گیری کرده اند و از تلاش های غربی ها در به وجود آوردن و حمایت کردن این جریان ها سخن به میان آورده اند که در جدیدترین موضعگیری، در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری تلاش غرب برای ایجاد جریان هایی مانند القاعده و طالبان در شرق ِ ایران را یادآور شدند و گفتند: شبهه‌اى وجود ندارد که راه انداختن این جریانها و ساختن این جریانها، به‌دست همین قدرتهاى غربى و عوامل منطقه‌اى آنها [است]. (۱۳ شهریور ۱۳۹۳ دیدار با اعضاى مجلس خبرگان رهبرى)

همین مساله باعث شده است تا در منظومه فکری رهبری، جریان های تکفیری نه به عنوان دشمن اصلی که به عنوان یک کارگزار برای دشمن اصلی قلمداد شود و حتی در یکی از سخنرانی های خود که بعد از خیزش مردمی در مصر انجام گرفت از اسلامِ تکفیری به عنوان یکی از گزینه های پیشنهادیِ غرب به ملتهای مسلمان یاد کردند:

* دشمنهای اصلی نیستند

امروز یک عده‌اى در بخشهاى مختلف دنیاى اسلام به‌نام گروه‌هاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش میکنند، کارهاى بدى میکنند، کارهاى زشتى میکنند؛ اما اینها دشمنهاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى میکنند، حماقت میکنند اما دشمن اصلى، آن کسى است که اینها را تحریک میکند، آن کسى است که پول در اختیارشان میگذارد، آن کسى است که وقتى انگیزه‌ى آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار میکند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل، و ملت مظلوم ایران مى‌افشاند؛ اینها آن دست پنهانِ سرویس‌هاى امنیتى و اطلاعاتى است. لذا ما مکرر گفته‌ایم این گروه‌هاى بى‌عقلى را که به نام سَلَفى‌گرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله میکنند، دشمن اصلى نمیدانیم؛ ما شما را فریب‌خورده میدانیم؛ به اینها گفته‌ایم: لَئِن بَسَطتَ اِلَىَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنى ما اَنا بِباسِطٍ یَدِىَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّى اَخافُ اللهَ رَبَّ العَلَمین؛ (۸) تو اگر خطا میکنى، اشتباه میکنى، کمر به قتل برادر مسلمان خودت میبندى، ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمیدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع می کنیم، هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعى است؛ اما معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند، فریب‌خورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه‌چندان پنهانى است که از آستین سرویس‌هاى امنیتى بیرون مى‌آید و گریبان مسلمانان را میگیرد و آنها را به جان هم مى‌اندازد. (۱۴ خرداد ۱۳۹۳بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی)

* سرویسهای جاسوسی غرب و صهیونیزم

امروز یکی از خطرناک‌‌ترین چیزهائی که نهضت بیداری اسلامی را تهدید میکند، اختلاف‌‌افکنی و تبدیل این نهضتها به معارضه‌‌های خونین فرقه‌‌ای و مذهبی و قومی و ملّی است. این توطئه هم‌‌اکنون از سوی سرویسهای جاسوسی غرب و صهیونیزم، با کمک دلارهای نفتی و سیاستمداران خودفروخته، از شرق آسیا تا شمال آفریقا و بویژه در منطقه‌‌ی‌‌عربی، با جد و اهتمام دنبال می شود و پولی که می توانست در خدمت بهروزی خلق خدا باشد، خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمبگذاری و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینه‌‌های درازمدت می گردد. آنها که قدرت یکپارچه‌‌ی اسلامی را مانع هدفهای خبیث خود می دانند، دامن‌‌زدن به اختلافها در درون امت اسلامی را آسانترین راه برای مقصود شیطانی خود یافته‌‌اند و تفاوتهای نظری در فقه و کلام و تاریخ و حدیث را - که طبیعی و اجتناب‌‌ناپذیر است - دستاویز تکفیر و خونریزی و فتنه و فساد ساخته‌‌اند.

نگاه هوشمندانه به صحنه‌‌ی درگیریهای داخلی، دست دشمن را در پس این فاجعه‌‌ها به روشنی نشان میدهد. این دست غدّار، بی‌‌شک از جهلها و عصبیتها و سطحی‌‌نگری‌‌ها در میان جوامع ما بهره‌‌برداری میکند و بر روی آتش، بنزین می ریزد. وظیفه‌‌ی مصلحان و نخبگان دینی و سیاسی در این ماجرا بسیار سنگین است. (۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ بیانات در اجلاس جهانی علما و بیداری اسلامی)

* طراحی ایادی استکبار

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ایجاد تفرقه و دامن زدن به اختلافات میان جوامع و فرق مختلف اسلامی را نمونه روشنی از تلاشهای خصمانه استکبار علیه اسلام و مسلمین دانستند و فرمودند: هر عامل تفرقه‌ای که در دنیای اسلام مشاهده شود، در نهایت با ایادی خبیث استکبار ارتباط پیدا می‌کند و تحریکات تفرقه‌افکنانه آنان میان قومیّتها، ملّتها و مذاهب اسلامی اکنون به جایی رسیده است که با پول، تشویق، تدبیر و طرّاحی ایادی استکبار برخی از مسلمین برخی دیگر را تکفیر می‌کنند و آنان را کافر می‌خوانند. (۱۶ اسفند ۱۳۷۵دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب)

* اسلام تکفیری؛ گزینه غربی
تعریفها باید بازخوانی و اصلاح شوند. دو الگوی «اسلام تکفیری» و «اسلام لائیک» از سوی غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوی «اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی» در میان انقلابهای منطقه تقویت نشود. کلمات را دوباره و بدقت تعریف کنید. (۱۴ بهمن ۱۳۹۰خطبه‌های نماز جمعه تهران)

* دست پخت آمریکایی ها در منطقه

یک عده سعی نکنند چهره‌ی آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونتها را از چهره‌ی آمریکا بزدایند... همین گروه‌های تندروِ افراطیِ آدم‌کشِ تکفیری را اول اینها راه انداختند که حالا در یک‌جاهایی کمانه کرده و به خودشان هم دارد می خورد. (۲۸ بهمن ۱۳۹۲ دیدار با مردم آذربایجان)

۳- علاج اصلی

رهبر انقلاب همچنانکه از خطر بزرگ تکفیری ها و دست های پشت پرده در شکل گیری آنها سخن گفته اند، نسبت به راه علاج این مصیبت جهان اسلام نیز سکوت نکرده اند.

در دیدگاه های رهبری، سخنی مبنی بر مقابله به مثل مشاهده نمی شود چه آنکه کافر شمردنِ تکفیری ها، خودش نوعی تکفیر است و راه به جایی نمی برد. همچنانکه سخنی از تار و مار کردن این گروه ها نیز دیده نمی شود. البته اگر کشوری، امنیت ملی اش به دست این گروه ها تهدید شود، مساله دیگری است و رهبری هم در سخنان ۱۴ خرداد ۱۳۹۳ در کنار حرم مطهر امام خمینی خطاب به تکفیری ها تاکید کردند "ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمیدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع میکنیم، هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعى است" اما علاج اصلی در برابر تکفیری ها در ادبیات رهبر انقلاب، دو چیز بیشتر نیست: ۱- شناخت و بصیرت نسبت ماهیت اصلی تکفیری ها ۲ – وحدت امت اسلامی

* بنزین روی آتش نریزیم

دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند. خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامی گریبان یکدیگر را بگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه‌های تکفیری را به راه می‌اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فِرق اهل سنّت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عدّه مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روی آتش بریزند... امام بزرگوار این همه تأکید میکنند بر حفظ اتّحاد امّت اسلامی و برادری مسلمانان با یکدیگر... اینها را باید بفهمیم، اینها را باید توجّه کنیم. (۲۰ شهریور ۱۳۹۲بیانات در دیدار کارگزاران حج)

* علاج بنیانی و اساسی

علاج بنیانی و اساسی را میتوان در دو جمله‌ی کلیدی خلاصه کرد که هر دو از بارزترین درسهای حج است:

اوّل: اتّحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید،

دوّم: شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او.
 

تقدیر از استاد رحیم پور ازغدی

عکس / تقدیر از استاد رحیم پور ازغدی

روز (جمعه) در حاشیه گردهمایی فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی کشور در مشهد از استاد حسن رحیم پور ازغدی به پاس روشنگری های مجاهدانه اش تقدیر به عمل آمد.

فرهنگ مقاومت یعنی این...

درد دل‌های مادر آخرین شهید فتنه

مادر یک شهید فتنه۸۸ از فضاسازی رسانه‌ها برای عدم محاکمه سران فتنه ناراحت است. او می‌گوید: ۴سال طول کشید تا ثابت شد، جانباز است. جانباز ۷۵درصد سپاه بود، اما بنیاد شهید فقط ۴۰ درصد به او داد. فراموش شدن او ظلم درحق همه شهدای فتنه است.

به گزارش فرهنگ نیوز ، فاطمه محمدعلی، مادر شهید علیرضا ستاری آخرین شهید فتنه88 در ایام برگزاری بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌های در غرفه  تسنیم حضور یافت. خبرسازی برخی رسانه‌ها و جریانات در نوع مواجهه با سردمداران و متهمان فتنه 88 داغ دیگری بر غم از دست دادن فرزندش بود. او ناراحت و دل‌خور بود که چطور برخی از خون ریخته شده تعدادی جوان می‌گذرند و بدون توجه به خانواده این شهدا و مشکلات عدم حضور آن‌ها توقع دارند که بانیان شلوغی‌های 88 و کسانی که زمینه شورش‌ها را فراهم کردند، محاکمه نشوند. خانم محمدعلی می‌گفت: «جا دارد گله‌ای که در دل دارم را به زبان بیاورم. گله من هم از رسانه است هم از بنیاد شهید.»

 


از تماس رسانه‌های خارجی با خودشان می‌گوید و ابراز تعجب می‌کند از اینکه چطور شماره آن‌ها را به دست می‌آورند. از کاغذبازی‌ها خسته شده و رفت و آمدهای اداری غم فرزند شهیدش را دوباره تشدید می‌کندو یاد روزهای بستری بودن علیرضا در بیمارستان می‌افتد و تحمل شرایط حالا دیگر برایش سخت‌تر از گذشته شده است. بچه‌های علیرضا را که می‌بیند، یاد او می افتد. نگران است از اینکه حقوق این بچه‌ها را نتواند بگیرد.

می‌گویند اصلاً فتنه‌ای وجود ندارد که شهیدی داده باشد/ناراحتیم که «علیرضا» را فراموش کردند

مادر آخرین شهید فتنه 88 می‌گوید: پسرم به نظام، رهبری و جمهوری اسلامی اعتقاد خالصانه‌ای داشت. بسیار متدین بود. برای همین قبول کرد به خاطر دفاع از نظامی که به آن تعلق دارد و مقابله با فتنه‌ای که به راه‌ انداخته بودند، اقدامی کند. الان جوری صحبت می‌کنند که انگار اصلاً فتنه‌ای وجود نداشته که شهیدی وجود داشته باشد. این ما را خیلی ناراحت کرده است. خیلی ناراحتیم که «علیرضا» را فراموش کرده‌اند.


جانباز 75 درصد سپاه بود اما بنیاد شهید بیشتر از 40 درصد به او نداد

او ادامه داد: علیرضا چهار سال طول کشید تا به بنیاد شهید ثابت کند که جانباز است. او جانباز 75 درصد سپاه بود. اما بنیاد شهید وضعیت او را قبول نکرد و بیشتر از 40 درصد به او جانبازی نداد. الان خیلی‌ها هم منکر شهادت او شده‌اند. من می‌گویم اگر شهید نیست چرا او را در قطعه شهدا دفن کرده‌اند؟ چرا وقتی قرار بود از نام او استفاده‌ای بشود، در بوق و کرنا اعلام شد؟ خبرسازی شد؟ اما الان دیگر از وضعیت خانواده‌اش خبری نمی‌گیرند و هنوز شهادت او مورد تایید قرار نگرفته است. مدت‌هاست دارند می‌گویند باید بررسی شود، باید از همه برگه‌های بیمارستانی و ... کپی بگیرید. ما را در این کاغذبازی‌ها گیر انداختند.

مادر شهید ستاری از روزهای بستری شدن شهید علیرضا ستاری خاطراتی دارد. او که اکنون به خاطر پیگیری برخی مسائل مجبور به رفت و آمد به بیمارستان محل بستری فرزند شهیدش است، می‌گوید: وقتی علیرضا بستری بود من هر روز پشت در بیمارستان در بدترین حال، منتظر یک خبر از سلامتی‌اش بودم. روزهای بسیار سختی را پشت سرگذاشتم که هیچ مادری نمی‌تواند در برابر فرزندش آن را تاب بیاورد. اما من به خاطر یک لحظه سلامتی علیرضا، تمام آن شرایط را تحمل می‌کردم. فضای بیمارستان این روزها حال مرا بیشتر از آن ایام بد می‌کند همه خاطرات تلخ را به یادم می‌آورد. مثل شکنجه است که داخل بیمارستان راه بیفتم و از اسناد و مدارک پزشکی‌اش کپی بگیرم. آن روزها جلوی چشمانم زنده می‌شود. ولی با همه این اوصاف این کارها را کردم روزهای بسیاری را رفتم و برگشتم.

بغض در گلویش تاب خورده و می‌گوید: آنقدر روحم از تداعی خاطرات بیمارستان علیرضا اذیت می‌شد که تا مدت‌ها حالم دگرگون بود. ولی هیچ‌کس آنطور که باید کمک نکرد. از پرونده با قطر 10 سانتی‌متری علیرضا به من فقط از 30 برگه کپی دادند. به خودم که نمی‌دهند هیچ کسی هم جز خودمان تا به حال نرفته که ببیند مشکل‌اش چه بوده و چرا به این وضع رها شده است.

چهارسال طول کشید تا به بنیاد ثابت کند جانباز است

«علیرضا به دلیل درگیری‌های سال 88 و حملاتی که به او شده بود، صورتش آسیب زیادی دیده بود و این آسیب، یک آسیبب معمولی نبود.» خانم محمدعلی با بیان این سخن ادامه می‌دهد که علیرضا برای ادامه زندگی‌اش ناچار بود عمل کند. اما در گفتاری عجیب به ما می‌گویند آن عمل، عمل زیبایی بوده است! هرکس وضعیت علیرضا را می‌دید متوجه می‌شد این عمل، اصلاً برای زیبایی نبوده است. هیچکس برای بررسی، سراغ پرونده علیرضا نیامد. علیرضا چهارسال طول کشید تا کارت جانبازی‌اش را بگیرد و به بنیاد شهید ثابت کند که جانباز است. کسی که قهرمان جودو، قهرمان بوکس، قهرمان کاراته و کشتی است وقتی این مشکل برایش پیش آمد مشت مشت قرص اعصاب و روان مصرف می‌کرد و 20 درصد هم مشکل اعصاب و روان پیدا کرده بود.

حتی نخواستند فیلم او را که از صدا و سیما پخش شد نگاه کنند و ببینند مشکل او چه بوده است. می‌گفتند او برای زیبایی خودش را عمل کرده اما کسی با شرایط و وضعیت جانبازی او برای چه باید برای زیبایی عمل کند؟ کدام عقل سلیمی این را می‌پذیرد؟ معده‌اش به خاطر قرص‌های زیادی که مصرف می‌کرد دچار مشکلات عمده شده بود. کسی که قرص اعصاب روان مصرف می‌کند خوابش زیاد می‌شود و اشتهایش بالا می‌رود علیرضا اینطور شد و دیابتش هم بالا رفت. گاهی قند خونش روی 500 می‌رفت و در بدترین شرایط بستری می‌شد.

آخرین شهید فتنه۸۸ نه پول دارند نه پارتی


بچه‌های علیرضا نه پول دارند نه پارتی/ فراموش شدن او ظلمی درحق همه شهدای فتنه است

اشک از چشمانش غلط می‌خورد و ادامه می‌دهد: علیرضا دو سال نتوانست دخترش را ببوسد. وقتی دخترش راه می‌رفت از اینکه نمی‌تواند او را مثل سابق داشته باشد، متشنج می‌شد. وقتی جانباز شد دخترش چهارساله بود. بچه‌اش دیگر کسی را جز خدا ندارد. نه پولی دارد، نه پارتی که دنبال کارهای نیمه‌تمام پدرش باشد. فراموش شدن علیرضا ظلمی در حق همه شهدای فتنه است.

علیرضا جواز دفنش هم صادر شده بود اما دوباره برگشت

وی با اشاره به اینکه علیرضا وقتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت، علائم حیاتی‌اش را از دست داده بود، افزود: دکتر برای او جواز دفن هم صادر کرده بود. حتی علیرضا این برگه را در مصاحبه‌ای که از تلویزیون هم پخش شد نشان داد؛ برگه جواز دفنش را به دست داشت. به خاطر ضربه‌ها و شدت مجروحیت علیرضا از دنیا رفته بود اما دوباره برگشت. علیرضا از شدت ضربات صورتش قابل تشخیص نبود.

مسیح علی‌نژاد و VOA فشار می‌آوردند/گفتم نمی‌گذارم این مسأله به ضرر نظامم تمام شود

مادر شهید ستاری در خصوص تماس‌های مکرر مسیح علی‌نژاد توضیحاتی داد و گفت: مسیح علی‌نژاد چندین بار به من زنگ زد که شما به من گزارشی بدهید می‌گفت من می‌دانم نظام طرفدار حمایت از پسر شما نیست. شما فقط یک گزارش ساده برای ما بفرستید. وقتی خودش را معرفی کرد من جوابش را ندادم. من به رهبر و نظامم انقدر علاقه دارم که هیچ‌وقت نمی‌گذارم این مسأله به ضرر کشور تمام شود. شبکه VOA فیلم کتک خوردن علیرضا را پخش کرد. می‌گفت بیا این طرف ما حمایتت می‌کنیم. من می‌دانم این‌ها می‌خواهند از آب گل‌آلود برای خودشان ماهی بگیرند. دولت مردان ما نباید بگذارند این اتفاق بیفتد. باید راه را ببندند. این‌ها شماره ما را از کجا دارند؟ با ما تماس می‌گیرند و می‌گویند تو گزارشی بده و ما اطلاع‌رسانی می‌کنیم.

از بنیاد شهید چیز زیادی نخواستیم

وی با اشاره به اینکه ما از بنیاد شهید چیز زیادی نخواستیم، می‌گوید: فقط خواستیم خواسته‌های بچه‌های کوچک علیرضا تأمین شود. الان هزینه‌های این بچه‌ها از کجا باید تهیه شود؟ نوه‌های من چرا نباید حقوق خودشان را داشته باشند؟ نازنین کلاس دوم و امیرعباس کلاس چهارم است. خیلی سراغ پدرشان را می‌گیرند. تحمل این‌ها برایمان کافی نیست؟

مادر شهید ستاری با اشاره به خصوصیات اخلاقی فرزندش تصریح کرد: علیرضا خیلی پاک و روراست بود. باحیا و بی‌شیله پیله بود. کارهای زیادی انجام داده بود که بعد از شهادتش ما تازه به آن پی می‌بردیم. مثلا اینکه حقوقش را به چه کسانی می‌داده یا از چه کسانی دلجویی می‌کرده است. علیرضا به حضرت زهرا(سلام الله علیها)، سیدالشهدا(علیه السلام) و حضرت ابوالفضل(علیه السلام) ارادت بسیاری داشت. به ما گفتند علیرضا در ایام عید و تابستان به تفحص می‌رفت تا شهیدی پیدا کند. می‌گفتند همیشه اولین نفر علیرضا بود که بیدار می‌شد و سراغ کار می‌رفت.

او ادامه می‌دهد: از شهیدی انگشتر پیدا کرده بود انقدر میان خانواده‌های شهدا در شهرستان‌ها گشت تا خانواده صاحب انگشتر را پیدا کرد. آن خانواده شهید هم همان انگشتر را به علیرضا هدیه کردند. علیرضا شعر هم می‌گفت برای امام حسین(علیه السلام). برای حضرت ابوالفضل(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) شعر می‌گفت. این ذوقش هم از علاقه زیادش بود. یکی از فرماندهان به او گفته بود برای امیرالمؤمنین هم شعر بگو او گفته بود شعر گفتن برای حضرت علی(علیه السلام) خیلی سنگین و سخت است. سه روز بعد از شهادت علیرضا یکی از دوستانش آمد و به ما گفت: من، سید را در خواب دیدم که به شانه‌ام می‌زد و مرا با اسم خطاب می‌کرد. می‌گفت اینجا آقا می‌گوید و من می‌نویسم.

علیرضا در همان قطعه‌ای دفن شد که شهدایش را خودش تفحص کرده بود

مادر آخرین شهید فتنه 88 می‌گوید: علیرضا در قطعه 50 شهدا به خاک سپرده شد. بالای سر مزار علیرضا چند شهید گمنام هستند که بعضی‌شان را خود علیرضا در تفحص پیدا کرد. به گروهی که برای تدفین شهدا می‌آمدند گفته بود دوست دارم مرا هم در همین قطعه 50 شهدا دفن کنید.

او از آرزوی جمع زیادی از مردم ایران می‌گوید که آرزوی علیرضای شهید هم بوده است. خانم محمدعلی می‌گوید: پسرم آرزو داشت قبل از شهادتش حضرت آقا را هم ببیند. علیرضا از 12 سالگی بسیجی بود دوست داشت به عنوان یک بچه بسیجی ساده ایشان را زیارت کند. می‌گفت حتی همین که آقا را از دور ببینم این دیدار تسلای همه دردهای من است. ای کاش اقدامی صورت می‌گرفت تا ما هم بتوانیم به دیدار مقام معظم رهبری برویم اما تا وقتی علیرضا زنده بود این آرزویش به اجابت نرسید.