علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

موشی در میان مذاکرات هسته‌ای!


کاریکاتور/ موشی در میان مذاکرات هسته‌ای!

فرهنگ نیوز: وزیر خارجه انگلستان در پایان مذاکره با کری بیانیه ای صادر کرد که قابل تأمل ترین بخش آن این بود: «با توافق بد موافق نیستیم!» و البته افکار عمومی به خاطر دارد که در جبهه غربی‌ها، این نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم بی‌هویت صهیونیستی بود که هم یکسال پیش و دقیقاً بعد از توافق ژنو، هم 6 ماه پیش در دیدار با سوزان رایس مشاور امنیت ملی آمریکا و هم حتی چند روز پیش مداوما بر همین موضوع – که امروز حاصل جلسه ی کری و هموند نیز هست - تأکید کرد و اصرار ورزید. علاوه بر هموند، کری نیز که پس از انگلیس به فرانسه رفت، در کنفرانس مطبوعاتی بعد از دیدار با فابیوس همتای فرانسوی‌اش، شخصاً بر محتوای بیانیه ی هموند صحه گذاشت و تصریح کرد که «هر توافقی» موردنظر او نیست و این انگاره را عمیقاً تقویت کرد که «صهیونیست‌ها به‌دقت در مسیر حصول توافق هسته ای مین‌گذاری کرده‌اند». در حقیقت توافق خوب از نظر غربی ها توافقی است که منافع آنها و مخصوصا «صهیونیسم» را تامین کند!

انتهای پیام

چرا حفظ دین در آخرالزمان سخت تر از دوران دیگر است؟!

مهدویت در آدینه ها ؛

چرا حفظ دین در آخرالزمان سخت تر از دوران دیگر است؟!

پیامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى آیند که یک نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد»
به گزارش گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز ، در روایت است که دین دارى در آخر الزمان، مثل گرفتن آتش در دست است، چرا دین دارى در این زمان، سخت تر از زمان هاى دیگر است؟ اصولاً در عصر نزدیک به ظهور، مردم از دین فاصله مى گیرند یا این که به طرف دین بیشتر مى آیند؟این سؤالی است که بسیاری از کسانی که علاقه‌مند به مباحث مهدویت هستند، می‌پرسند،اما پاسخ به این سولات را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.
 
در ابتدا با استفاده از برخى روایات، تصویرى از وضعیت دینى در آخرالزمان ارائه مى شود:
«اسلام و ایمان، غریب مى شود، همان طور که در ابتدا غریب بود»،
«مساجد از نظر ظاهرى آباد، ولى از نظر هدایت خراب هستند»،
«انسان دین خود را مى فروشد، به گونه اى که ممکن است صبح مؤمن باشد و عصر کافر شود یا عصر، مؤمن باشد و صبح کافر گردد»،
«جو عمومى و حاکم، جو کفر و بى دینى است ؛ به گونه اى که حتى بعضى از مؤمنان را نیز متزلزل کرده و به کفر دعوت مى کند»،
«ملت هاى دیگر از ادیان خود، گمراه مى شوند»،
«هر کس که پرچم گمراهى بلند کند، هوادارانى خواهد یافت»،
«با عقاید اسلامى - حتى ایمان به خدا - به طور علنى برخورد مى شود»،
«شنیدن حقایق قرآن، بر مردم گران آید ؛ اما شنیدن باطل آسان است»،
«مردم نسبت به وقت نماز، بى اعتنا مى شوند»،
«بدعت ها ظاهر و زیاد شود»،
«حلال، حرام شود و حرام، حلال» و....
 
مجموع این جملات نورانى، بیانگر وجود نوعى تحیر، پس رفت اعتقادى، ظاهرسازى و رنگ باختن دیندارى در آخرالزمان است. چنان که حضرت على (علیه السلام)  نیز به این مطلب اشاره فرموده است:
«یکون حیره و غیبه تضل فیها اقوام و تهتدى فیها آخرون»  ؛ «غیبت و حیرتى پیش خواهد آمد که گروه هایى گمراه مى شوند و دسته اى دیگر هدایت مى یابند».
 
وضعیت دیندارى در آخرالزمان سخت و شکننده و میزان رویگردانى اغلب مردم از دستورات الهى، زیادتر است. این مسئله دلایل مختلفى مى تواند داشته باشد، از جمله :
 
1. تحریف در آموزه هاى متعالى و راستین دین در این عصر فزونى مى گیرد و ادیان و مکاتب مختلفى شکل مى گیرد؛ این ادیان ساختگى، رنگ و بویى از حقیقت ندارند و تهى از معنویت و باورهاى راستین حق گرایانه هستند.در روایات نیز اشاره شده که سرگردانى در عقاید دینى، نتیجه جریانات باطلى است که با جهالت و کنار گذاشتن تفکر در میان امت ظاهر مى شود.
 
2. غول هاى ارتباط جمعى و رسانه اى، به شدت با اسلام درگیر مى شوند و با انواع تخریب ها و تحریف ها و سیاه نمایى ها، سعى بر آن دارند که چهره خشن و سیاهى از اسلام و دین نشان دهند و در این کار، چنان ماهرانه و شیطنت آمیز واقعیت ها را تحریف و تخریب مى کنند که حتى برخى از مسلمانان نیز دچار تردید مى شوند و گاه از دین خود شرمنده مى شوند، و از طرفى دیگر، ظواهر دنیا را چنان فریبنده و زیبا جلوه مى دهند و انواع فساد و فحشا را در جامعه پخش مى کنند، به گونه اى که مردم در کنترل کردن امیال و غرایز خود باید مجاهدت و تلاش فراوان کنند. بازار فسادهاى مالى و اخلاقى، چنان گرم مى شود که برخى، همه چیز را به فراموشى مى سپرند و حتى انسانیت را زیر پا قرار مى دهند روشن است که با فساد علنى دنیاى امروز، حفظ دین و معنویت، بسیار مشکل است.
 
3. مردم از محتواى اسلام و قرآن و حقیقت آن دور مى شوند. این دور شدن به چند شکل اتفاق مى افتد. توجه بیش از حد به ظاهر و غفلت از محتوا و پیام؛ یعنى، مردم به جاى این که دنبال فهم معانى قرآن باشند، بیشتر به خواندن آن و لحن و صوت ارزش بدهند.
 
همچنین به قدرى معانى مختلف و برداشت هاى غیرمعقول از قرآن عرضه مى شود و به قدرى اختلاف قرائت ها و تکثرگرایى رواج و مقبولیت یابد که معناى اصلى قرآن و منظور الهى از نزول آن در بین مردم گم شود و کسى نداند که منظور خداوند از نزول فلان آیه یا سوره یا کل قرآن و اسلام چیست. در این صورت نیز از قرآن و اسلام، جز اسم چیزى نخواهد ماند، زیرا هر کس حرفى خواهد زد و آن را حرف اسلام و قرآن قلمداد خواهد کرد.
 
با این حال نباید از نظر دور داشت که اگر حفظ دین در آخرالزمان دشوار است به همان نسبت عوامل و زمینه هاى دیندار شدن نیز بهتر و بیشتر فراهم است. براى نمونه در هیچ زمانى به اندازه زمان ما ابزار و وسایلى که بتوان با کمک آنها دین را شناخت فراهم نبوده است ؛ مانند کتاب، صوت، تصویر و نیز گسترش دانش و معارف. اگر در گذشته شخصى براى استماع حدیثى فرسنگ ها راه بیابان را طى مى نمود، امروز با زدن چند کلید رایانه و یا مراجعه ساده به کتاب ها و نیز امواج رادیویى و تصویرى و... مى تواند به همان اطلاعات دسترسى پیدا کند. علاوه بر آنکه مردم آخرالزمان از عقل و هوش بیشترى برخوردارند.
 
از امام سجاد (علیه السلام)  نقل شده که فرمود: «خداوند آیات سوره توحید و نیز اول سوره حشر را براى مردم آخرالزمان نازل کرده است، چرا که مردم آخرالزمان از عقل و بینش بالاترى برخوردارند».
 
از طرف دیگر هر چند حفظ دین و عمل به وظیفه، در دنیاى پرتلاطم و سراسر ظلم و فساد، کارى دشوار است ؛ ولى پاداش انسان هاى متدین و دین مدار نیز افزون است.
 
در روایتى پیامبر گرامى اسلام به اصحابش فرمود: «به زودى گروهى بعد از شما مى آیند که یک نفر از آنان اجر پنجاه نفر از شما (صحابه) را دارد». اصحاب گفتند: «یا رسول الله! ما با تو در بدر و احد و حنین شرکت داشتیم و قرآن در میان ما نازل شد». پیامبر فرمود: «اگر بر شما وارد مى شد آن چه آنان تحمل مى کنند، مانند صبر آنان صبر نمى کردید».
 
مؤمنان آخرالزمان، به فرموده امیرمؤمنان: «در کارها و فداکارى هاى نیک و بزرگ مسلمانان صدر اسلام شریک اند». «و اینان کسانى اند که پیامبر،  آنان را برادر خود خوانده و آرزوى دیدار آنان را کرده است» و «افرادى هستند که خداوند، آنان را اولیاى خود خوانده است».
 
بنابراین در این دوران عده اى از مردم، به اوج تقوا و دین دارى رسیده و به آن پایبند هستند. اینان یاران و دوستداران حضرت مهدى(عج) هستند و تلاش مى کنند تا زمینه ظهور و قیام آن حضرت را فراهم سازند و جامعه را آماده کنند.
 
برگرفته از کتاب مهدویت(دوران ظهور)

سلام بر بسیج



با شاگردان مدرسه عشق

سلام بر بسیج ،

این کوچک های بزرگ !...

و این بزرگ های کوچک!

بسیج ، فقط کلمه ای بود، ساده وسطحی،بسیج,هفته بسیج,نیروی مقاومت بسیج,نیروی مقاومت,5 آذر,بسیج مستضعفین,عشق,مدرسه عشق,سلام بر بسیج,بسیجی

نوشته در قاموس ها و فرهنگنامه ها،

خفته درخاطره ها و زاویه ذهن ها .

ناگهان،

" بسیج " ، معنایی یافت، عمیق و ژرف،

مفهومی به خود گرفت، زنده و درمتن زندگی .

بسیج ، مدرسه عشق شد، دانشگاه شهادت گشت، معبد "عارفان مسلح " شد. و... بسیجی ، شیر روز و زاهد شب و دیده بیدار، در شبهای خوف و خطر، در شهرها ، و جبهه ها .

می خواستیم بسیج را درک کنیم و بسیجی را بشناسیم . سراغ آدرس مدرسه ای را می گرفتیم که اینان، در کلاسهایشان عشق را آموخته اند، عشق را تفسیر و معنی کرده اند.

گفتند:

- بروید جبهه!

پرسیدیم : کجای جبهه ؟ جبهه وسیع است ، به کدام نشانی ؟

گفتند : نشانی نمی خواهد. جبهه، خودش نشانی است. آدرسی روشن تر از " جبهه " نمی توان داد. و اصلاً آدرسهای دیگر را هم با نشانی جبهه پیدا می کنند. اگر بروید جبهه ، بسیجیان همه جا هستند. حضوری سرخ و حماسی ، حضوری سرشار ازایمان و عرفان ، بالای هر ارتفاع ، در شیار هر کوه، در سینه هر صحرا، در پنهه هر دشت ، درکناره  هر رود خانه، در موج های ملایم هر جزیره و ساحل، حول و حوش هر میدان مین، پشت هر خاکریز، درون هر سنگر، ... از غرب تا جنوب، در خشکی و آب ،

کوچک و بزرگ ،

پیر و جوان ،

شهری و روستایی ، و ... چه می دانیم ، خودتان بروید از نزدیک ببیینید و بشناسید.

بیشترشان اهل کاغذ و قلم و کتاب و دفتر و کلاس و امتحان اند ... ولی نه همه .

ازجاهای دیگر هم آمده اند:

از روستاها ، زراعت را رها کرده و آمده اند،

از پشت نیمکت های کلاس درس،

از لابلای دستگاههای تولیدی کارخانجات،

از اطاق های ادارت و نهادها،

از انجمهای اسلامی ،

از پشت ترازو و پیشخوان کسب و کار،

از حجره های مدارس علمیه و حوزه های دینی،

از پادگان ها، کلانتری ها، مراکز ژاندارمری ،

از کنار بساط دستفروشی،بسیج,هفته بسیج,نیروی مقاومت بسیج,نیروی مقاومت,5 آذر,بسیج مستضعفین,عشق,مدرسه عشق,سلام بر بسیج,بسیجی

از پای ساختمان نیمه تمام ،

از آزمایشگاه دانشکده ، و... بالاخره هر جا که فکرش را بکنید .

خلاصه... همه هستند، از هرجا، از هر صنف ، از هرقشر، از هر شهر، ...

گفتیم :

مگر اینها کار و زندگی و زن و بچه و پدر و مادر ندارند؟

گفتند: چرا ... چرا ... ولی ، خوب، جهاد در راه خدا هم کار است ، بلکه بالاترین کارها. زندگی واقعی هم درجبهه است. زن و بچه هم فدای اسلام .

البته خدا هم روزی رسان است و نگهدار...

پدرو مادر هم که ... چرا، دارند ، ولی خود آنان بچه هایشان را برای همین تربیت کرده اند. خودشان می فرستند، افتخارهم می کنند.

دیدیم ،عجب سوال نابجایی کردیم!

پرسیدیم : بسیجی ها توی جبهه چه می کنند؟

گفتند : همه کار،... از رانندگی و آبرسانی گرفته تا خط شکنی در شب حمله ، از آشپزی گرفته تا سنگر کنی،

از دژبانی گرفته تا شناسایی،

از کارهای مربوط به اورژانس گرفته ، تا کار درستاد معراج – تخلیه شهدا – از خیاطی و تعمیر کاری و بنایی ونجاری گرفته، تا دیده بانی وآرپی جی زنی ،

از کارهای آموزشی و تبلیغی گرفته تا تخلیه اسرا، به پشت جبهه،

از تابلو نویسی و طراحی و کارهای فرهنگی گرفته، تا مخابرات و بی سیم و...

گفتیم : مهمترین کارشان چیست؟

گفتند : حرف حساب دوکلمه بیشتر نیست . کار مهمشان " جهاد " است و " شهادت ".

پرسیدیم : اینهمه بسیجی ، با این خصوصیات، با این آمادگی ، با این شوق ، کجا درس خوانده اند؟ کجا تربیت شده اند؟

گفتند : اینها محصول تربیت های پاک مادرانند . اینان، نمک خورده سفره امام حسین (ع) اند. اینان، عمری داستان کربلا را شنیده اند و بر قهرمانان کربلا درود فرستاده اند و برمظلومیت شهدای عاشورا گریه کرده اند . اینها همه از برکت آن مجالس و جلسات و برنامه هاست. از...

در این گفتگو بودیم که دو تا از بسیجی ها پیدا یشان شد...

روی پیشانی بندشان نوشته بود: " یاحسین "

هفده هیجده ساله بودند. سن زیادی نداشتند ولی قیافه شان مردانه بود و قامتشان رشید. مثل سرو، ... هر کدام کلاشی در دست، با تجهیزات و کوله پشتی ... گرد و غبار به موهای سر و مژه ها و ابروها یشان نشسته بود.

سلام واحوالپرسی ... و دست دادیم ، واینکه ... خسته نباشید و خدا یارتان .

گفتیم : چرا از دیگران در باره اینان سوال کنیم ؟ بگذار از خودشان بپرسیم .

چشممان به پشت پیراهن یکی شان افتاد، که نوشته بود:

- یا زیارت، یا شهادت.

یک مرتبه یاد روزی افتادیم که از شهرهای خود اعزام می شدند...

و پشت دیگری نوشته بود:

" مسافر کربلا"

گفتیم : سخن را از همینجا شروع می کنیم : " از اینجا تا کربلا  مگر چقدر راه است؟"

گفت : تا  کربلا راهی نیست .

و اضافه کرد: خوب، فعلاً که راه بسته است و ما انشاء الله به یاری خدا، باید راه کربلا را باز کنیم ، ولی به این آسانی هم نمی شود. دشمن و آتش ومیدان مین و خمپاره و کانال و سیم های خاردار و ... هست... البته ما هنوز به کربلا نرسیده ، زائر حسینیم.

ما اگر اینجائیم، دلمان آنجاست . از آن راه که میان بر است، خیلی نزدیک است.

نگاهم به دومی افتاد که نگاهی به افق کرد و آهسته، به طوری که ما متوجه نشویم ، اشک  چشمش را با آستین پاک کرد.

اولی به صحبتش ادامه می داد که:

کوی جانان را که صد کوه و بیابان در ره است

رفتم از راه دل و دیدم که ره یک گام بود

رفیقش -  همان که اشک ، در چشمش حلقه زده بود- گفت:

اگر در راه " زیارت " ، به " شهادت " هم برسیم ، باز پیروزیم . اگر دستمان به ضریح اباعبدالله الحسین (ع) هم نرسد، اسم ما که در لیست زائران اوهست.

مادرم می گفت...

دیدیم بغض ، گلویش را گرفت. حرف را عوض کردیم.بسیج,هفته بسیج,نیروی مقاومت بسیج,نیروی مقاومت,5 آذر,بسیج مستضعفین,عشق,مدرسه عشق,سلام بر بسیج,بسیجی

پرسیدیم : کی به جبهه آمده اید؟

گفتند : خیلی وقت نیست . نزدیک یکسال می شود.

گفتیم : یکسال، کم نیست !

گفتند: اگر این جنگ، بیست سال هم طول بکشد، ما ایستاده ایم .

دیدیم که عجب حرفهای امام را به صورت کلمات قصار، مثل احادیث، حفظ کرده اند و از همین سخنان امام روحیه و الهام می گیرند. عشقشان به امام است و راه او، که راه خداست.

خیلی نشد با آن دوصحبت کنیم. کار داشتند و رفتند.

و ما ماندیم وکلاس گسترده جبهه.

ما ماندیم و مدرسه وسیع خط مقدم.

ما ماندیم و دانشگاه گردان ها ... که دانشجویان خود را، در اندک مدتی فارغ التحصیل می کند و مدرک " شهادت " به آنان می دهد، که شاهد عشق و اخلاص و ایثار است.

آمده بودیم که " شاگردان مدرسه عشق" را بیشتر بشناسیم . تنها توانستیم دیباچه کتاب " بسیج " را مروری کنیم، آنهم با شتاب و گذرا و سطحی .

فرصتی لازم بود که کل کتاب را ، ورق  به ورق ، سطر به سطر و کلمه به کلمه بخوانیم و بفهمیم . و ... چنین فرصتی نبود.

دعا به جان امام کردیم که مسیح عیسی دم این امت است و با نگاههایش ، با حرفهایش و با پیام هایش نگارنده این کتاب و پدید آورنده این دفتر است .

و امام به بسیج ، محبت دارد ، چرا که بسیجی ها، فرزندان معنوی امام امت اند.

منبع: سایت تبیان