به گزارش فرهنگ نیوز ، ایجاد تردید و شبهه مهم ترین عامل در جنگ روانی و بازی های سیاسی است. شیوه ای که دولت های غربی و رسانه هایشان در آن تخصص دارند و در دهه های اخیر بارها آن را علیه دولت ها و ملت های مختلف آزموده اند و اغلب هم به نتیجه رسیده اند.
در این شیوه با کمترین هزینه و تنها با طرح چند سؤال جنجالی و با حمایت و فضاسازی رسانه ای پس از آن، ممکن است به تدریج ذهنیت ملت هدف نسبت به موضوعی تغییر کند و در نهایت خود آن ها تحت تأثیر فضا قرار گیرند و بدون آنکه تأمل کنند، رواج دهنده آن تردید و ابهام شوند.
نمونه ای از این شیوه و رویکرد غربی را می توان در ایجاد شک، تردید و ابهام درباره برنامه هسته ای ایران مشاهد کرد. نگاهی به این جملات بیندازید:
- «انرژی هسته ای گران است و توجیه اقتصادی ندارد.»
- «ایران که نفت و گاز و زغال سنگ دارد، چه نیازی به برنامه هسته ای دارد؟»
- «بسیاری از مردم نسبت به ایمنی تأسیسات هسته ای نگران هستند.»
- «نیروگاه هسته ای بوشهر در مقابل زلزله آسیب پذیر است.»
و ...
بی بی سی پس از تمدید مذاکرات هسته ای ایران: انرژی هسته ای امنیت ندارد!
با ذکر مقدمه فوق، بهتر میتوان رویکرد رسانه دولتی انگلیس بعد از اعلام به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای در ضرب الأجل تعیین شده را ارزیابی کرد.
شبکه بی بی سی فارسی (BBCPERSIAN) بلافاصله پس از پخش خبر تمدید مذاکرات هسته ای، مستندی از بخش انگلیسی خود را با عنوان "آیا انرژی هسته ای امن است؟" به نمایش گذاشت.
اینکه چرا در ترافیک اخبار مربوط به مذاکرات هسته ای ایران و 1+5، شبکه انگلیسی بی بی سی فارسی تلاش می کند به مخاطبانش القا کند که "انرژی هسته ای امن نیست" جای تأمل جدی دارد.
در این مستند با اشاره به حادثه نشت رادیواکتیو در سال 2011 از نیروگاه هسته ای فوکوشیما -که بر اثر سونامی رخ داد- بارها بر ناامن بودن انرژی هسته ای و رویگردانی مردم کشورها و دولت های جهان از آن تأکید شده و در نهایت گفته می شود: «از حادثه ای که در فوکوشیما اتفاق افتاد چه درسی باید آموخت؟... نکته ای که انرژی هسته ای را برای همه ما اینقدر حساس کرده، هراس از تشعشعات هسته ای است، ولی من امیدوارم که تصمیم ما بر اساس ارزیابی های علمی و منطقی باشد.
اما آیا حقیقتا انرژی هسته ای امن نیست؟
اگر انرژی هسته ای امنیت مردم و کشور را به خطر می اندازد، قاعدتا دولت متبوع شبکه بی بی سی، یعنی انگلستان، نباید از آن استفاده کند و در عوض باید به منابع دیگر انرژی روی آورد.
بی بی سی فارسی در آن تاریخ (92/7/30) برخلاف مستند اخیر خود آورده بود:
«با وجود آنکه بعد از فاجعه هسته ای در فوکوشیمای ژاپن بعضی کشورهای جهان مثل آلمان عطای برق هسته ای را به لقایش بخشیدند، اما بریتانیا اعلام کرده که تأسیس اولین نیروگاه جدیدش را آغاز کرده است. این نیروگاه ده سال دیگر آماده می شود اما شروعی است برای ساخت یک سری نیروگاه های تازه در بریتانیا.»
در ادامه خبر سال گذشته بی
بی سی فارسی آمده است: «انگلیس 16 رآکتور هسته ای دارد که در 9 نیروگاه
مشغول به کارند. مشکل اینجاست که دو سوم صنعت تولید برق بریتانیا ظرف 15
سال آینده باید جایگزین شود؛ این یعنی 8 نیروگاه از این 9 نیروگاه عمرشان
تمام شده و باید جایگزین شوند.»
در بخش پایانی، شبکه دولتی انگلیس
تصریح می کند: «دولت بریتانیا امیدوار است با احداث نیروگاه های جدید هسته
ای هم ظرفیت تولید برق خود را تا 60 سال آینده تضمین کند و هم میزان کربن
تولید شده توسط صنایع سنتی را بکاهد. احداث هر نیروگاه جدید، 25000 شغل
جدید در بازار کار بریتانیا ایجاد می کند. به همه اینها اضافه کنید نگرانی
های مردم بریتانیا را که این روزها می شنوند شرکتهای تأمین کننده انرژی
حدود 10% قیمت هایشان را بالا برده اند.»
حال جای این سؤال است که: مگر به نظر بی بی سی انرژی هسته ای ناامن نیست؟
اگر انرژی هسته ای امنیت مردم را به خطر نمی اندازد، چرا در بحبوحه بحث مذاکرات هسته ای ایران، شبکه بی بی سی مستندی برای ایجاد تردید در بهکارگیری از انرژی هسته ای پخش میکند؟ و اگر انرژی هسته ای بد است و ناامن، پس چرا دولت انگلستان 16 رآکتور هسته ای دارد و به فکر ساخت رآکتورهای جدید است؟
شبکه دولتی صدای امریکا (VOA) هم در اواخر سال گذشته اعلام کرده بود که دولت ایالات متحده در حال ساخت 2 نیروگاه هسته ای جدید در کارولینای جنوبی و 2 نیروگاه در جورجیا است که هرکدام در حال حاضر 7 و 6 نیروگاه فعال دارند.
با وجود آنکه طبق نظرسنجیها بیش از نیمی از شهروندان امریکا مخالف ساخت نیروگاه های جدید هستند، اما دولتمردان این کشور همواره بر استفاده از انرژی هسته ای تأکید داشته اند.
پس با اینهمه مزایای انرژی هسته ای که دولت های غربی را به استفاده از آن ترغیب کرده، چرا رسانه ها و سیاستمداران غربی تا نام انرژی هسته ای برای ایران مطرح می شود انواع تردیدها را مطرح می کنند؟
اگر انرژی هسته ای ناامن و گران و غیراقتصادی است، دولت های غربی نیز باید از آن دوری کنند؛ یک بام و دو هوا که نمی شود.
رسانه ها و دولت های غربی چه اصراری دارند که خود از سوخت هسته ای استفاده کنند، اما مردم ایران از سوخت نفت و زغال سنگ؟!
به گزارش فرهنگ نیوز ، عملیات طریق القدس که به آزادسازی بستان، 70 روستا، 5 پادگان مرزی و نیز تنگهی استراتژیک چزابه منجر شد، سومین عملیاتی است که رزمندگان استان کرمان به صورت سازمان یافته در آن شرکت داشتند.
دوگردان از نیروهای کرمانی که در میان آنها عدهای از رزمندگان هرمزگانی نیز حضور داشتند، آبان ماه سال 1360 در پادگان اعزام نیروی امام حسین علیه السلام کرمان تجمع کردند و به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی با قطار به اهواز اعزام شدند. این افراد قبل از سفر به سوسنگرد، در پادگان غیور اصلی در منطقهی کریت کم در جادهی ماهشهر استقرار یافتند. همزمان گروهی از رزمندگان کرمانی که قبل از این در عملیات ثامن الائمه علیه السلام شرکت کرده بودند و در آن مقطع زمانی، روزهای پایانی ماموریتشان را در آبادان و در خطوط پدافندی جزیره مینو اروند سپری میکردند، برای پیوستن به این دو گردان عازم سوسنگرد شدند تا در عملیات طریق القدس شرکت کنند.
بعد از ظهر روز هفتم آذرماه 1360، وقتی رزمندگان کرمانی که در قالب گردانهای ابوالفضل علیه السلام و شهید رجایی و شهید باهنر سازماندهی شده بودند، مدرسه محل استقرارشان در سوسنگرد را به سوی خط مقدم خودی ترک کردند، سومین گردان از نیروهای کرمانی به فرماندهی سید جواد حسینی در اتاقهای همان مدرسه استقرار یافتند.
رزمندگان این گردان که آموزشهای مقدماتی را در مرکز آموزش 05 کرمان به پایان رسانده و سپس دورههای کوتاه مدت آموزشهای تکمیلی سید ابراهیم فیاض را در پادگان گلستان پشت سر گذاشته بودند، بعداً به تدبیر ستاد عملیات جنوب در خطوط پدافندی روستاهای غرب سوسنگرد مستقر شدند.
گردان ابوالفضل علیه السلام که ابتدا فرماندهی آن را حسین روستا زاده رزمندهی هرمزگانی به عهده داشت، بعداً به علی اکبر محمد حسینی واگذار شد و به همراه گردان شهید رجایی و شهید باهنر به فرماندهی عبدالحسین رحیمی در سازمان رزم تیپ کربلا به فرماندهی مرتضی قربانی قرار گرفتند.
غلام فخاری؛ رضا ذهاب ناظوری و حمید ایرانمنش (چریک) فرماندهی گروهانهای گردان ابوالفضل علیه السلام را بهعهده گرفتند. همچنین محمد علی عرب نژاد به عنوان جانشین سید جواد حسینی انتخاب شد.
منطقه محصور میان بیت ناجی و دهکدهی مخروبهی آزادی خط گردانهای کرمان را تشکیل میداد. رزمندگان کرمانی قرار بود همراه با گردان بلالی اهواز به فرماندهی حسین کلاه کج از دهیمه 3 وارد عمل شده و پس از پاکسازی خاکریزهای اول، دوم وسوم دشمن، عبور از جاده، به سوی پل سابله پیشروی کنند.
روز جمعه ششم آذرماه حاج قاسم سلیمانی در جمع رزمندگان دو گردان سخنرانی کرد. وی در این سخنرانی که تاکنون درجایی منتشر نشده ضمن اشاره به ابعاد معنوی و روحانی دفاع، کالک عملیات و مانورگردانهای کرمان را تشریح کرد.
سخنرانی حاج قاسم سلیمانی در عملیات طریق القدس
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ
وَ رَأَیْتَ النّاسَ یَدْخُلُونَ فی دینِ اللّهِ أَفْواجًا
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوّابًا
درود بر انبیاء و اولیاء و صدیقین و شهدا. درود بر پیرو یاور مستضعفان، امام خمینی(ره) و درود بر تمام چهرههای نورانی شما که خداوند عاشقانش را از بین شما انتخاب کرده و به زودی عاشق و معشوق به وصال یکدیگر خواهند رسید.
خداوند می فرماید : من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی قتلته ومن قتلته فانادیته
هر که مرا بجوید، میشناسد و هر کس من را شناخت خواهد یافت و هر کس مرا بیابد، عاشقم خواهد شد و هرکس عاشقم شود، عاشقش خواهم شد و هر که را من عاشق شوم، او را خواهم کشت و دیهاش خودم هستم.
این
خیلی سعادت بزرگی است. شهادت، آرزویی که همه دلها برایش پر میزند. همه
عاشقان برای رسیدن به معشوقشان، برای رسیدن به هدفشان، آخرین وسیلهای که
میدانند آنها را به معشوق میرساند، شهادت است و آن را انتخاب میکنند و
این افتخار نصیب هر کس نخواهد شد، مگر افرادی که خود را ساخته باشند و
افتخار این را داشته باشند که به لقاء الله بپیوندند و در بین شماها زیاد
است. در بیشتر چهرههای شما رخسار شهادت، رنگ شهادت، توام با معنویت از دور
نمایان است؛ مشخص است.
محرم ماه به حرکت درآورندهی تمام مستضعفان
است. چشمها، چشم امام، چشم ملت، چشم شهیدان که ناظرند، به بازوان خشمگین و
پر توان شما دوخته شده است. ولی شما صابران با وجود اینکه شعلههای عشق
شهادت در بدنتان طنین افکن است، صبر کردید تا یک مرتبه به دشمن مکار طوری
بتازید که خیالش را هم نکرده باشد (انشاالله برادران) الحمدالله که در این
چند روزی که آنجا بودید، غیر از یکی دو نفر که خداوند این جور خواست که
زودتر بروند و آنجا هم بتوانند شفیع ما باشند، بقیه الحمدالله سالم ماندند
که برای حمله نهایی آماده شوند. (انشاالله برادران و تکبیر)
برادران، عزیزان، شهیدانی که الان نشستهاید و صدای مرا میشنوید، فرمانده هم آمده است، امام زمان هم آمده است.

فرمانده
تیپ عاشورا چند شب پیش خواب دیده. این را در جلسهای به ما گفت که به همه
برادران بگویم. خواب دیده که در محضر امام است. میگفت: آیت الله بهشتی،
آیت الله مشکینی و شهدای دیگر هم بودند. میگفت یک وقت دیدم نوری از در
وارد شد (گریه برادران) امام بلند شدند و رو کردند به حاضرین. گفتند: من
برای این حمله آمادهام. یک مژدهای دادند که در این حمله ما کمترین شهید و
بیشترین بازدهی را داریم.
ماجرای نگهبانی دادن پیر جماران
برادران
دعای خیر رهبر بدرقه راه شماست. یکی از برادران، میگفت شب در بیت امام
نگهبان بودم، نیمههای شب دیدم پیر جماران آمد بالای پشت بام. رو کرد به
من و گفت اسلحهتان را به من بدهید حالا دیگر نوبت من است. اسلحه را از من
گرفت. میگفت نشستم یک گوشهای ببینیم این پیرخدا چه میکند، دیدم اسلحه
را به دوش انداخت از این طرف پشت بام میرود به آن طرف پشت بام گریه
میکند، با خدا راز و نیاز میکند. خوب که دقت کردم، دیدم برای رزمندگان
دعا میکند، عزیزان دعای رهبر بدرقهی راه شماست.
قوی باشید و
بدانید با دعای امام زمان(عجل الله فرجه) با رهبری فرماندهی چون امام زمان،
چنان بر دشمن مکار بکوبیم که مجال تکان خوردن نداشته باشد.(انشاالله
برادران) و انشاالله با خونمان، پیام کربلا را به همهی چشم انتظاران و
عزیزانمان در پشت جبهه، از آن پیرزنی که تمام داراییاش را در کیسهی
پلاستیکی میکند و برای ما میفرستد، با خونمان هدیهای چون دشت باز
سوسنگرد را برایشان خواهیم فرستاد.(انشاالله برادران)
اینقدر عملیاتهای کربلا را ادامه میدهیم تا به کربلای حسینی برسیم
انشاالله قلب امام زمان را با این قطرههای خونمان روشن خواهیم کرد و به اماممان خواهیم گفت: اماما، رهبرا، زعیما، ای کسی که حاضریم اگر خدا هزاران جان به ما بدهد، در راهت فدا کنیم، امام! هرگز چون کوفیان که علی را تنها گذاشتند تنهایت نخواهیم گذاشت(تکبیر برادران) و شما با نیروی ایمانتان نه با کلاشینکف، توپ، تانک و خمپاره، با نعرهی الله اکبرتان خواهید دید در آن شب چگونه دشمن از این نعرههای الله اکبر فرار میکند یا تسلیم میشود. انشاالله این پیروزی بزرگ را به دست خواهید آورد و این طرح را که، طرح کربلای یک نام دارد اینقدر کربلاها را ادامه خواهیم داد که به کربلای امام حسین علیه السلام برسیم.(تکبیر برادران)
یا حسین این گردان به نام گردان ابوالفضل نام گذاری شده. یا حسین میخواهیم چون ابوالفضل دستهایمان در ره امامان خمینی، قطعه قطعه شود. حسین جان! تا دشمن را در این خاک به خاک نسپاریم، نمیخواهیم از این مرز، از این خاک برگردیم ، حتی اگر دستهایمان قطعه قطعه و پاهایمان تکه تکه شوند. انشاالله این طرح را که تمام کنیم، به یاری الله این یاری دهنده مستضعفان در کربلاهای دیگر دشمن را سخت، سخت، سخت در خاک فرو خواهیم برد.
چند دعا میکنم و به توجیه نقشه میپردازم.
پروردگارا! خدایا! خدایا! تو را به جان شهیدان، تو را به قطعه قطعهی حسین، تو را به سرور شهیدان حسین و به خون مظلومان کربلای حسین و کربلای حزب جمهوری اسلامی در تهران قسم می دهم از عمر ما بردار و بر عمر رهبرمان بیفزای.(آمین برادران)
پروردگارا! ما را رو سفید و با اجر شهادت به جبهههای دیگر انتقال بفرما.(آمین)
خدایا! تمام این ملت چشم انتظارند که هدیه عاشورای حسین را به آنها عرضه کنیم.
پروردگارا! ما را در این راه ثابت قدم بدار.(آمین)
ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.
گروه سیاسی-فرهنگ نیوز: همه ما به فراخور حال و احوالمان علاقهمندیم که مورد توجه دیگر قرار بگیریم تا تحسین و احترام آنها را به خود جلب کنیم. شاید این جملات باعث تکدر خاطر برخی افراد شود اما شوربختانه یا خوشبختانه حقیقت دارد.
بازیگرها، خوانندهها، فوتبالیستها و بسیاری از اقشار دیگر، تمام تلاش خود را میکنند تا در صدر اخبار یا دستکم در میان اخبار و عناوین مهم باشند؛ این امر برای آنها بهمعنای ادامه حیات حرفهایست و کسی هم به این دلیل ملامتشان نمیکند.
در این بین اما سیاسیون هم علاقه دارند تا در اخبار حضور داشته باشند. مثلاً یک وزیر دوست دارد در صدر اخبار باشد و مستقیم با مردم حرف بزند تا از یک طرف اخبار و شایعات احتمالی در اطراف وزارتخانه خود را کنترل کند هم جایگاهش را مستحکمتر.
نمایندگان محترم مجلس هم بعضاً نشان دادهاند که علاقه وافری به حضور در میان مهمترین اخبار دارند؛ اینکه نماینده مجلس با کدام انگیزه باید برای دیده شدن تلاش کند، میتواند محل طرح مباحث جالبی باشد.
جلب توجه به قیمت توهین و تهمت و افترا
«علی مطهری» نام فرزند استاد شهید «مرتضی مطهری» است. اینکه تا قبل از حضور روی کرسی نمایندگی مجلس، خیلیها حتی از وجودش بیخبر بودند زیاد مهم نیست. به این نکته هم نخواهیم پرداخت که اصولاً هنوز هم بسیاری از افراد وی را به نام پدر گرانقدرش میشناسند. به این حقیت هم وارد نخواهیم شد که یکی از دلایل اصلی ورود وی به مجلس نیز ارادت قلبی مردم به پدر شهید ایشان بود.
رکوردهای جالب «علی مطهری» را هم مورد کنکاش قرار نمیدهیم؛ مثلاً اینکه از معدود نمایندگانی محسوب میشود که یکی دو بار با فهرست اصولگرایان وارد مجلس شده است اما ناگهان متحول شده و سر از جمع اصلاحطلبان درآورده است.
علاقه خاص ایشان به شخصیت «هاشمی رفسنجانی» هم زیاد اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، اهانت از تریبون مجلس به دستکم 197نفر از نمایندگان مجلس است. همان نمایندگانی که به «فرهادی» وزیر پیشنهادی علوم رأی مثبت دادند. همانهایی که با نیش و کنایههای سخیف «علی مطهری»، مورد نوازش قرار گرفتند. همان نمایندگانی که وکیل اکثریت قاطع ملت ایران هستند.
«علی مطهری» دقیقاً چه گفت؟
آقای «علی مطهری» طی سخنانی سخیف گفت: « علت اینکه من به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی صحبت میکنم این است که احساس کردم فضای مجلس در مجموع موافق وزیر پیشنهادی است! در حالیکه افرادی قویتر از آقای دکتر فرهادی با این معیار درست مجلس که "همراهی با فتنه خط قرمز ماست" رد شدند (و رأی اعتماد نگرفتند) لذا احساس میکنم گفتمان اصولگرایی به خطر افتاده و لازم است از آن دفاع کنم!»
وی که در میان همهمههای مخالفت نمایندگان به سخنان خود ادامه میداد، افزود: «میخواهم با منطق اکثریت مجلس در مساله وزارت علوم صحبت کنم. میخواهم از حیثیت و اعتبار مجلس دفاع کنم چرا که اگر مجلس آسیب ببیند کل نظام آسیب میبیند.»
مطهری اضافه کرد: «مجلس در جریان استیضاح وزیر سابق علوم آقای فرجیدانا و در جریان رأی اعتماد به دو وزیر پیشنهادی قبلی مهمترین ملاک و معیار خود را عدم همراهی با فتنه سال ۸۸ اعلام کرد و گفت فتنه خط قرمز ماست، نامهنگاری و یا تحصن مبنی بر تظلم و دادخواهی را به معنی فتنهگری اعلام کرد و گفت: ما به چنین کسی رأی اعتماد نمیدهیم.»
میکروفون مجلس یا محل برگزاری نمایش از پیش تعیین شده؟!
برای فردی در سن و سال «علی مطهری» یقیناً پسندیده نیست که به هر قیمتی در جهت جلب توجه دیگران قدم بردارد؛ آن هم در جایگاه نماینده مجلسی که دستکم قانوناً در رأس امور است. البته بزرگوارانی همچون "علی مطهری" عملاً میکوشند تا مجلس کشور را به محلی برای بیان کنایههای سخیف، جایگاهی برای دفاع از سران فتنه و مکانی جهت ابراز ارادت به برخی چهرههای شناخته شده تبدیل کنند.
آنچه روز چهارشنبه پنجم آذرماه1393 در مجلس شورای اسلامی رخ داد، بیشتر شبیه یک سناریوی از پیش تعیین شده بود. درست زمانی که توافق ژنو با همه ایراداتش در وین میان تیم مذاکره کننده ایرانی و 1+5 برای حدود 7ماه تمدید شد و صدای دلسوزان ملت به گوش رسید، فردی همچون «علی مطهری» کوشید تا تمام توجهات را با خواندن متنی اهانتبار به عموم نمایندگان، به سمت خود جلب کند.
ذکر یک نکته در اینجا ضروریست که جریان سازشطلب و حامیان مذاکره با شیطان بزرگ آمریکا، بیشترین منفعت را از نمایش سخیف «علی مطهری» حاصل کردهاند.
دقیقاً همزمان با اعلام جزئیات جدیدترین توافق هستهای و زمانی که مجلس و دولت یازدهم به نقطه مشترکی درباره وزارت علوم رسیده بودند، آقای نماینده، در تریبون مجلس به نمایندگان ملت اهانتی بیمثال روا داشت و باعث شد که عموم رسانهها فرصت نقد جزئیات توافق وین را نداشته باشند.
سه پلان از تشنجآفرینی میان مجلس و دولت
جناب «علی مطهری» با عملکرد خود طی سالیان متمادی اثبات کرده که ایشان و جریان شناخته شده حامی وی، همواره عامل بزرگی در ایجاد تشنج میان دولت و مجلس بودهاند.
کافیست قدری بدبین باشیم و یا بخواهیم از ادبیات خاص و کنیهآمیز این نماینده مجلس استفاده کنیم تا با بیان جملاتی عاری از ادب، وی را بهنوعی علاقهمند به بحرانسازی میان دولت و مجلس بدانیم.
پلان اول: دولت دهم و احمدینژاد
طی دوران دولت دهم و ریاست جمهوری "محمود احمدینژاد" همواره این «علی مطهری» بود که نمایندگان مجلس را ترغیب به استیضاح وزرا و انجام سئوال از رییسجمهور میکرد. وی البته در این راه از روش «کنایه» و «نیش زدنهای» سخیف هم استفاده میکرد.
مطهری حتی سخنان و اشتباهات غیرقابل کتمان «احمدی نژاد» را بارها و بارها تکرار میکرد تا آتش اختلافات کوچک را شعلهور کند.(1)
البته رفتار ایشان همیشه طرفداران خاص خود را داشت. رسانهها و سایتهای فتنهگر و بیگانه مانند «کلمه»، «جرس»، «بیبیسی» و «صدای آمریکا» بارها سوژههای خود را از میان سخنان او انتخاب کردند. اینگونه بود که ناظران بیطرف و اهالی رسانه همواره در تعجب فرو میرفتند که آیا وی به این رسانهها خط میهد یا برعکس و یا اصولاً این همنواییهای مکرر، تنها یک حادثه و حاصل اتفاقات غیرمترقبه است.
پلان دوم: وزارت کشور دولت یازدهم
در دوره روی کار آمدن دولت یازدهم و ریاست جمهوری «حسن روحانی» هم جناب «علی مطهری» بیکار ننشست و تنها چند ماه پس از روی کار آمدن دولت، وزیر کشور را به مجلس فراخواند و ضمن نمایش تصاویری خاص و سئوالبرانگیز از مانکنهای غیرمجاز در صحن مجلس، وزیر کشور را مورد سئوال قرار داد تا وی بگوید چرا در فرصتی در حدود 10ماهه نتوانسته است معضل بدحجابی را ریشهکن کند!!!(2)
این سئوال چندان هم که به نظر میرسد عجیب نیست چرا که طبق برخی از اخبار، جریان خاص و شناختهشده حامی «علی مطهری» توقع داشت تا وزیر مورد نظرش را در سمت وزارت کشور قرار دهد که «حسن روحانی» با زیرکی از این دام خطرناک گریخت. ناگفته نماند که هرگز سندی در اینباره منتشر نشد اما رفتارهای «علی مطهری» خصوصاً در رابطه وبا وزیر کشور دولت یازدهم، این گمانهزنیها را محکمتر کرد.
پلان سوم: دولت یازدهم و وزارت علوم
«علی مطهری» در جریان جلسه رأی اعتمادی «فرهادی» نشان داد که میکوشد تا تشنجات اندک و اختلاف نظرهای عادی میان مجلس و دولت را بزرگنمایی کرده و با همان روشهای همیشگیاش، کوشید تا از یکسو، اهالی دولت را بابت رد گزینههای پیشنهادی تصدی وزارت علوم از سوی مجلس، عصبانی کند و از سوی دیگر با علم به حساسیتهای بهحق نمایندگان ملت، سعی در تحریک آنان علیه دولت و نفرات شاغل در آن داشت.
چه کسانی برای «علی مطهری» کف و سوت میزنند؟
آقای نماینده مردم تهران خوب میداند که سخنانش در مجلس و خارج از مجلس با کدام تیترها و در کدام رسانهها منعکس میشود. وی دقیقاً میداند روزنامه وابسته به کدام خانواده همواره در چنین مواقعی نقش بولتن را بازی کرده و تصویرش را در صفحه نخست منتشر میکند. «علی مطهری» بهتر از هر فرد دیگری خبر دارد که برای جلب توجه باید چه کار کند و صدالبته میداند سود و زیان جنجالسازی و تشنجآفرینیهایش برای کدام گروههاست.
اینکه علی مطهری تمام قد از فتنهگران88 دفاع کرده و با سخنان عاری از منطق به هر کس و هر فرد منتقد خود میتازد، البته نشانه خوبی نیست اما ظاهراً خود وی چنین نظری ندارد. وی به فاصله کمی از بیان سخنان عجیب خود در مجلس، تمام قد درباره اموات سیاسی یا همان سران فتنه88 سخن گفت و حرفهای فاقد ارزشی را درباره برخی ارکان نظام بر زبان جاری کرد.
البته مطهری خوب میداند با کدام حرفها میتواند توجه رسانههای زنجیرهای جناح افراطی حامی خود را بهخط کند و شاید برایش تفاوتی هم ندارد که رفتارش چه هزینههایی برای کل نظام در بر خواهد داشت. وی آنطور که نشان میدهد، تنها زمانی لبخند رضایت بر لبانش جاری میشود که توانسته باشد نگاهها را به خود جلب کند.
جدا از هر تحلیلی، باید دقیقاً بررسی شود که چرا یک نماینده میتواند اینچنین گسترده اقدام به هتک حیثیت نمایندگان مجلس کند و راه قانونی خاصی هم برای برخورد بهموقع با وی وجود نداشته باشد و یا مورد استفاده قرار نگیرد.
تردیدی نیست که وی تکمیل کننده نقشهها و پازل کسانیست که با غوغاسالاری میکوشند تا همه قدرت را در همه زمینهها در دست داشته باشند. همان جریانهای افراطی و تندرو که وی را ترغیب به ایجاد تشنج میان مجلس و دولتهای غیرهمسو با خود میکنند.
پی نوشت:
گروه سیاسی-فرهنگ نیوز: همه ما به فراخور حال و احوالمان علاقهمندیم که مورد توجه دیگر قرار بگیریم تا تحسین و احترام آنها را به خود جلب کنیم. شاید این جملات باعث تکدر خاطر برخی افراد شود اما شوربختانه یا خوشبختانه حقیقت دارد.
بازیگرها، خوانندهها، فوتبالیستها و بسیاری از اقشار دیگر، تمام تلاش خود را میکنند تا در صدر اخبار یا دستکم در میان اخبار و عناوین مهم باشند؛ این امر برای آنها بهمعنای ادامه حیات حرفهایست و کسی هم به این دلیل ملامتشان نمیکند.
در این بین اما سیاسیون هم علاقه دارند تا در اخبار حضور داشته باشند. مثلاً یک وزیر دوست دارد در صدر اخبار باشد و مستقیم با مردم حرف بزند تا از یک طرف اخبار و شایعات احتمالی در اطراف وزارتخانه خود را کنترل کند هم جایگاهش را مستحکمتر.
نمایندگان محترم مجلس هم بعضاً نشان دادهاند که علاقه وافری به حضور در میان مهمترین اخبار دارند؛ اینکه نماینده مجلس با کدام انگیزه باید برای دیده شدن تلاش کند، میتواند محل طرح مباحث جالبی باشد.
جلب توجه به قیمت توهین و تهمت و افترا
«علی مطهری» نام فرزند استاد شهید «مرتضی مطهری» است. اینکه تا قبل از حضور روی کرسی نمایندگی مجلس، خیلیها حتی از وجودش بیخبر بودند زیاد مهم نیست. به این نکته هم نخواهیم پرداخت که اصولاً هنوز هم بسیاری از افراد وی را به نام پدر گرانقدرش میشناسند. به این حقیت هم وارد نخواهیم شد که یکی از دلایل اصلی ورود وی به مجلس نیز ارادت قلبی مردم به پدر شهید ایشان بود.
رکوردهای جالب «علی مطهری» را هم مورد کنکاش قرار نمیدهیم؛ مثلاً اینکه از معدود نمایندگانی محسوب میشود که یکی دو بار با فهرست اصولگرایان وارد مجلس شده است اما ناگهان متحول شده و سر از جمع اصلاحطلبان درآورده است.
علاقه خاص ایشان به شخصیت «هاشمی رفسنجانی» هم زیاد اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، اهانت از تریبون مجلس به دستکم 197نفر از نمایندگان مجلس است. همان نمایندگانی که به «فرهادی» وزیر پیشنهادی علوم رأی مثبت دادند. همانهایی که با نیش و کنایههای سخیف «علی مطهری»، مورد نوازش قرار گرفتند. همان نمایندگانی که وکیل اکثریت قاطع ملت ایران هستند.
«علی مطهری» دقیقاً چه گفت؟
آقای «علی مطهری» طی سخنانی سخیف گفت: « علت اینکه من به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی صحبت میکنم این است که احساس کردم فضای مجلس در مجموع موافق وزیر پیشنهادی است! در حالیکه افرادی قویتر از آقای دکتر فرهادی با این معیار درست مجلس که "همراهی با فتنه خط قرمز ماست" رد شدند (و رأی اعتماد نگرفتند) لذا احساس میکنم گفتمان اصولگرایی به خطر افتاده و لازم است از آن دفاع کنم!»
وی که در میان همهمههای مخالفت نمایندگان به سخنان خود ادامه میداد، افزود: «میخواهم با منطق اکثریت مجلس در مساله وزارت علوم صحبت کنم. میخواهم از حیثیت و اعتبار مجلس دفاع کنم چرا که اگر مجلس آسیب ببیند کل نظام آسیب میبیند.»
مطهری اضافه کرد: «مجلس در جریان استیضاح وزیر سابق علوم آقای فرجیدانا و در جریان رأی اعتماد به دو وزیر پیشنهادی قبلی مهمترین ملاک و معیار خود را عدم همراهی با فتنه سال ۸۸ اعلام کرد و گفت فتنه خط قرمز ماست، نامهنگاری و یا تحصن مبنی بر تظلم و دادخواهی را به معنی فتنهگری اعلام کرد و گفت: ما به چنین کسی رأی اعتماد نمیدهیم.»
میکروفون مجلس یا محل برگزاری نمایش از پیش تعیین شده؟!
برای فردی در سن و سال «علی مطهری» یقیناً پسندیده نیست که به هر قیمتی در جهت جلب توجه دیگران قدم بردارد؛ آن هم در جایگاه نماینده مجلسی که دستکم قانوناً در رأس امور است. البته بزرگوارانی همچون "علی مطهری" عملاً میکوشند تا مجلس کشور را به محلی برای بیان کنایههای سخیف، جایگاهی برای دفاع از سران فتنه و مکانی جهت ابراز ارادت به برخی چهرههای شناخته شده تبدیل کنند.
آنچه روز چهارشنبه پنجم آذرماه1393 در مجلس شورای اسلامی رخ داد، بیشتر شبیه یک سناریوی از پیش تعیین شده بود. درست زمانی که توافق ژنو با همه ایراداتش در وین میان تیم مذاکره کننده ایرانی و 1+5 برای حدود 7ماه تمدید شد و صدای دلسوزان ملت به گوش رسید، فردی همچون «علی مطهری» کوشید تا تمام توجهات را با خواندن متنی اهانتبار به عموم نمایندگان، به سمت خود جلب کند.
ذکر یک نکته در اینجا ضروریست که جریان سازشطلب و حامیان مذاکره با شیطان بزرگ آمریکا، بیشترین منفعت را از نمایش سخیف «علی مطهری» حاصل کردهاند.
دقیقاً همزمان با اعلام جزئیات جدیدترین توافق هستهای و زمانی که مجلس و دولت یازدهم به نقطه مشترکی درباره وزارت علوم رسیده بودند، آقای نماینده، در تریبون مجلس به نمایندگان ملت اهانتی بیمثال روا داشت و باعث شد که عموم رسانهها فرصت نقد جزئیات توافق وین را نداشته باشند.
سه پلان از تشنجآفرینی میان مجلس و دولت
جناب «علی مطهری» با عملکرد خود طی سالیان متمادی اثبات کرده که ایشان و جریان شناخته شده حامی وی، همواره عامل بزرگی در ایجاد تشنج میان دولت و مجلس بودهاند.
کافیست قدری بدبین باشیم و یا بخواهیم از ادبیات خاص و کنیهآمیز این نماینده مجلس استفاده کنیم تا با بیان جملاتی عاری از ادب، وی را بهنوعی علاقهمند به بحرانسازی میان دولت و مجلس بدانیم.
پلان اول: دولت دهم و احمدینژاد
طی دوران دولت دهم و ریاست جمهوری "محمود احمدینژاد" همواره این «علی مطهری» بود که نمایندگان مجلس را ترغیب به استیضاح وزرا و انجام سئوال از رییسجمهور میکرد. وی البته در این راه از روش «کنایه» و «نیش زدنهای» سخیف هم استفاده میکرد.
مطهری حتی سخنان و اشتباهات غیرقابل کتمان «احمدی نژاد» را بارها و بارها تکرار میکرد تا آتش اختلافات کوچک را شعلهور کند.(1)
البته رفتار ایشان همیشه طرفداران خاص خود را داشت. رسانهها و سایتهای فتنهگر و بیگانه مانند «کلمه»، «جرس»، «بیبیسی» و «صدای آمریکا» بارها سوژههای خود را از میان سخنان او انتخاب کردند. اینگونه بود که ناظران بیطرف و اهالی رسانه همواره در تعجب فرو میرفتند که آیا وی به این رسانهها خط میهد یا برعکس و یا اصولاً این همنواییهای مکرر، تنها یک حادثه و حاصل اتفاقات غیرمترقبه است.
پلان دوم: وزارت کشور دولت یازدهم
در دوره روی کار آمدن دولت یازدهم و ریاست جمهوری «حسن روحانی» هم جناب «علی مطهری» بیکار ننشست و تنها چند ماه پس از روی کار آمدن دولت، وزیر کشور را به مجلس فراخواند و ضمن نمایش تصاویری خاص و سئوالبرانگیز از مانکنهای غیرمجاز در صحن مجلس، وزیر کشور را مورد سئوال قرار داد تا وی بگوید چرا در فرصتی در حدود 10ماهه نتوانسته است معضل بدحجابی را ریشهکن کند!!!(2)
این سئوال چندان هم که به نظر میرسد عجیب نیست چرا که طبق برخی از اخبار، جریان خاص و شناختهشده حامی «علی مطهری» توقع داشت تا وزیر مورد نظرش را در سمت وزارت کشور قرار دهد که «حسن روحانی» با زیرکی از این دام خطرناک گریخت. ناگفته نماند که هرگز سندی در اینباره منتشر نشد اما رفتارهای «علی مطهری» خصوصاً در رابطه وبا وزیر کشور دولت یازدهم، این گمانهزنیها را محکمتر کرد.
پلان سوم: دولت یازدهم و وزارت علوم
«علی مطهری» در جریان جلسه رأی اعتمادی «فرهادی» نشان داد که میکوشد تا تشنجات اندک و اختلاف نظرهای عادی میان مجلس و دولت را بزرگنمایی کرده و با همان روشهای همیشگیاش، کوشید تا از یکسو، اهالی دولت را بابت رد گزینههای پیشنهادی تصدی وزارت علوم از سوی مجلس، عصبانی کند و از سوی دیگر با علم به حساسیتهای بهحق نمایندگان ملت، سعی در تحریک آنان علیه دولت و نفرات شاغل در آن داشت.
چه کسانی برای «علی مطهری» کف و سوت میزنند؟
آقای نماینده مردم تهران خوب میداند که سخنانش در مجلس و خارج از مجلس با کدام تیترها و در کدام رسانهها منعکس میشود. وی دقیقاً میداند روزنامه وابسته به کدام خانواده همواره در چنین مواقعی نقش بولتن را بازی کرده و تصویرش را در صفحه نخست منتشر میکند. «علی مطهری» بهتر از هر فرد دیگری خبر دارد که برای جلب توجه باید چه کار کند و صدالبته میداند سود و زیان جنجالسازی و تشنجآفرینیهایش برای کدام گروههاست.
اینکه علی مطهری تمام قد از فتنهگران88 دفاع کرده و با سخنان عاری از منطق به هر کس و هر فرد منتقد خود میتازد، البته نشانه خوبی نیست اما ظاهراً خود وی چنین نظری ندارد. وی به فاصله کمی از بیان سخنان عجیب خود در مجلس، تمام قد درباره اموات سیاسی یا همان سران فتنه88 سخن گفت و حرفهای فاقد ارزشی را درباره برخی ارکان نظام بر زبان جاری کرد.
البته مطهری خوب میداند با کدام حرفها میتواند توجه رسانههای زنجیرهای جناح افراطی حامی خود را بهخط کند و شاید برایش تفاوتی هم ندارد که رفتارش چه هزینههایی برای کل نظام در بر خواهد داشت. وی آنطور که نشان میدهد، تنها زمانی لبخند رضایت بر لبانش جاری میشود که توانسته باشد نگاهها را به خود جلب کند.
جدا از هر تحلیلی، باید دقیقاً بررسی شود که چرا یک نماینده میتواند اینچنین گسترده اقدام به هتک حیثیت نمایندگان مجلس کند و راه قانونی خاصی هم برای برخورد بهموقع با وی وجود نداشته باشد و یا مورد استفاده قرار نگیرد.
تردیدی نیست که وی تکمیل کننده نقشهها و پازل کسانیست که با غوغاسالاری میکوشند تا همه قدرت را در همه زمینهها در دست داشته باشند. همان جریانهای افراطی و تندرو که وی را ترغیب به ایجاد تشنج میان مجلس و دولتهای غیرهمسو با خود میکنند.
پی نوشت:
شعرخوانی جالب دختر 8ساله درباره حیا
سیده زهرا شایگان در برنامه مشاعره شبکه آموزش به شعرخوانی (حدیث حیا) پرداخت.
sherkhani-hijab.flv | دانلود فیلم
متن شعر :
زهرا مامان بیا صمیمی باشیم
مثل دو تا دوست قدیمی باشیم
بیا با هم حرف بزنیم بخندیم
در رو به روی غصه ها ببندیم
درسته دختر خوبه دلبر باشه
تو خوشگلی از همه کس سر باشه
جلوه تو ذات دختره می دونم
کار خداست مقدره می دونم
همه می گن دخترا برگ گلن
دادش میگه البته یه کم خلن
چسب روی دماغ یعنی که زشتن
به فکر خط خطی سرنوشتن
پشت ای رنگ و روغنا دروغه
پشت اینا یه طرح بی فروغه
مردا میگن که خوشگلا نجیبن
راستش و بخوای دخترا مثل سیبن
سیب زمین افتاده بو نداره
رهگذر هم پا رو دلش می ذاره
سیب های روی شاخه چیدن دارن
از دست باغبون خریدن دارن
بهار خانوم دل نگرون توام
دلواپس روز خزون توام
حالا که می خوای بری توی خیابون
خودتو بگیر چراغ نده تو میدون
وقتی که حوا پا گذاشت تو عالم
به دو می خواست بره به سمت آدم
زد تو سرش فرشته گفت: حاج خانوم
چه میکنی فردا با حرف مردم
روتو بگیر با این لپای داغت
بشین بذار آدم بیاد سراغت
آره مامان اینم حرف کمی نیست
حجب و حیا قصه مبهمی نیست
این روسری یعنی که تو نجیبی
شکوفه معطر یه سیبی
این روسری پرچم اعتقاده
نباشه گلبرگها اسیر باده
زلفاتو از روسری بیرون نذار
چشمای هیز و سمت زلفات نیار
مردای خوب پرده دری نمی خوان
عشقای لوس سرسری نمی خوان
باید بدونی زندگی بازی نیست
توهم قرص های اکستازی نیست
اونهایی که پلاس کافی شاپن
احساسات دخترارو می قاپن
اونی که می ره پارتی های شبونه
تو کار و بار انگل دیگرونه
مردای خوب کاری و اهل دلن
مردای بد توی خیابون ولن
مردای خوب فقط نجابت می خوان
از زنشون غرور و غیرت می خوان
علاف مو فشن که مرد نمیشه
تا لنگ ظهر به رختخواب سیر بشه
مردی که قیچی میزنه به ابرو
از اون نگیر سراغ زور بازو
مردی که بند انداخته مرده؟ نه نیست
برا کسی شریک درده ؟ نه نیست
جوهر مردی نداره ، زغاله
نه مرده و نه زن ؛ تو حس و حاله
برق لب و کرم که اومد تو کار
مردونگی برو خدا نگه دار
ابرو کمون خیابونا شلوغن
پر از فریب حرفای دروغن
دوست دارم دیونتم ، اسیرم
یه روز اگه نبینمت میمیرم
یکی دو روز بعد تو همین خیابون
یه لیلی دیگه ست کنار مجنون
برا کسی بمیر که راستی مرده
جر نزنه ، نپیچه ، برنگرده
بله به کسی بگو که عاشق باشه
تو حرف عاشقونه صادق باشه
یعنی باید شیفته روحت باشه
تشنه چشمه شکوهت باشه
آره گلم سرت رو درد نیارم
ای لوده بازی ها رو دوست ندارم
گیس طلایی به چشماشون زل نزن
با فوکلات به دستاشون پل نزن
همپای دخترای بد راه نرو
با چشم باز مامان توی چاه نرو
پروانه نجاتی - شیراز