توصیه رهبرانقلاب برای شرکت پر شور در زیارت اربعین | ||
دقت کنیم که ارادت به سیدالشهدا علیهالسلام تنها مختص شیعیان
نیست، بلکه برادران اهل تسنن هم به امام حسین علیهالسلام عشق
میورزند؛ چراکه جدا از محبت تمام مذاهب اسلامی به فرزندان
پیامبر (ص)، یزید در حق اهل سنت هم فراوان ظلم کرده و فاجعهای
چون فاجعهی «حره» در مورد اهل سنت در مدینه به دستور او انجام
گرفت که طی آن، بسیاری از صحابه و تابعین کشته شدند، به زنان
مسلمان تجاوز شد و جوی خون به راه افتاد. آن وقت بود که همهی
مسلمین به علت قیام اباعبدالله علیهالسلام پی بردند. یزید
چهرهی منفور تاریخی در جهان اسلام است.
طبیعی است که دلدادگان حسینی پس از چهل روز
عزاداری، به اوج اشتیاق برای زیارت اباعبداللهالحسین
علیهالسلام برسند و علاقهمند باشند مزد خود را با حضور در
کربلای معلی دریافت کنند یا با حضور در کربلای حسینی، وفاداری
خود را به راه امام حسین علیهالسلام به جهانیان نشان بدهند.
اگر هیچ نشانهای برای حضور عزاداران حسینی برای میعادگاه
حسینی در تاریخ و روایات نبود، معقول بود که عزاداران، خود
زمانی را برای یک تجمع جهانی در کربلا تعیین کنند و شور و
معرفت حسینی را در یک تجمع میلیونی ابراز نمایند.
|
||
|
منبع:http://farsi.khamenei.ir |
به گزارش فرهنگ نیوز ، آسیبها و فرصتهای فضای مجازی باعث ایجاد سوالات متعدد و متنوعی در میان جوانان متدین و انقلابی شده است. یادداشت حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع «فضای مجازی» منتشر میشود که به برخی از این سوالات پاسخ داده است. این یادداشت به مقولههایی چون فضای مجازی، فناوریهای نوین و اینترنت میپردازد و وظیفهی جوان مسلمان در مواجهه با آنها را تبیین میکند. متن کامل این یادداشت را در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
فضای مجازی محل امتحانها و تکلیفهای جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایشهای آدمها، در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است. همچون تمام امتحانات دنیا، نه میتوان کاملاً آن را کنار گذاشت و نه میتوان به راحتی از آسیبهایش در امان بود. همۀ دنیا همینطور است.
هدف تمام امتحانات الهی سنجش میزان عزم و ایمان انسانها در مواجهۀ عقلانی با «هوای نفس و تمایلات بیارزش» طبق دستورات دین است، که موجب رشد انسانها و تعالی روحی آنها میشود. اینبار نیز فضای مجازی با همۀ مختصات تازهای که دارد و تغییرات گستردهای که ایجاد کرده است، چیزی نیست جز زمینۀ جدیدی برای سنجش قدرت روحی انسان و بستر تازهای برای تکالیف انسانی و دینی، که باید ببینیم چگونه از عهدۀ آنها برخواهیم آمد.
انسانی که از عقل و تجربه بیشتری نسبت به نسلهای قبل برخوردار است و از امکانات بهتری برای زندگی بهره میبرد، طبیعی است که با امتحانات جدید و پیچیدهتری هم مواجه شود. مهم این است که ما بتوانیم در مواجهه با این عرصه، هوشمندانه و مسئولانه برخورد کنیم، و با نشان دادن قدرت معنوی خود محل تجلی حکمت خداوند متعال در خلقت انسان قرار گیریم.
علاوه بر آنکه اگر ما در آخرالزمان قرار گرفته باشیم، ممکن است این جزئی از شرایط امتحانات نهایی ما هم باشد. امتحانات نهایی دوران غیبت هم، دشواریهای خاص خود را دارد. در امتحانات نهایی کمتر فرصت جبران است و غربالش شبیه قیامت است؛ خیلیها میروند و خیلیها میرویند.
اینکه ابزار و فناوری فضای مجازی، از کدام فرهنگ و تمدن سرچشمه گرفته و یا مهمتر از آن، اینکه چگونه جریان سلطه در حال سوءاستفاده از این ابزار است، مسئولیت ما را در مواجهه با این فضا کم نمیکند که هیچ، بیشتر هم میکند. فعلاً این ماییم و این امکاناتی که میتواند موجب شکست ما و یا برعکس شکست دشمنان ما بشود. ما باید ببینیم با امتحان الهی در مواجهه با این فضای جدید چگونه برخورد میکنیم؛ آیا محل تجلی قدرت خدا میشویم یا محل تجلی ضعف خودمان؟
بیتردید اگر خداوند توان رویارویی با چنین امتحانی را در ما نمیدید، چنین آزمونی را پیش روی ما قرار نمیداد.
بیتردید اگر توان رویارویی صحیح با این امتحان را نداشتیم، با چنین وضعیتی مواجه نمیشدیم و خداوند چنین آزمونی را پیش روی ما قرار نمیداد. فضای مجازی واقعاً مسئولیت ما را سنگینتر کرده است و میتوانیم چند برابر پیشینیان ثواب ببریم و جهاد کنیم. همانطور که میتوانیم چندین برابر دچار ضعف و معصیت شویم.
فضای مجازی فرصتی است برای آنکه میزان درک خود از حقایق ناب دینی را ارزیابی کنیم، و بخشی از درک خود را به دیگران منتقل کنیم. گاهی در جریان انتقال معرفت دینی خودمان به دیگران است که میفهمیم چقدر میفهمیم. و نیز فرصتی است برای اینکه بفهمیم چقدر عاشق دین خدا و اولیاء خدا هستیم و یا چقدر خودخواهیم و بیخیال خدمت به دین.
معلوم است که این فضا، هم خطرات جدیدی را برای ما به دنبال دارد، و هم امکانات جدیدی را برای رشد فردی و اجتماعی در اختیار ما قرار میدهد. اما نباید صرفاً منفعلانه برخورد کنیم؛ باید ضمن صیانت و محافظت از آنچه میخواهند از ما بگیرند، از فرصتهای این فضا استفاده کنیم. وقتی به فرصتهای فضای مجازی نگاه میکنیم، به سهولت درمییابیم چقدر جای این فناوری برای افزایش هدایت بشر و نجات انسانها خالی بود، و... شاید این فرصتها یکی از زمینههای پدید آمدن مقدمات ظهور باشد.
در مواجهه با تهدیدهای فضای مجازی دو اقدام اساسی لازم است؛ یکی آنکه تقوا را رعایت کنیم تا آلودگیهای این فضا نَفَس ما را نگیرد؛ چون یکی از خصوصیات این فضا گسترش هرزگی است. و دیگر اینکه نظم و زمانبندی استفاده از این ابزار و حضور در فضای مجازی را نباید فراموش کنیم. زیرا یکی از خصوصیات این فضا هدررفتن و بینظمی در زمان است و به دلیل آنکه هر لحظه در اختیار ماست، میتواند از سر کنجکاوی یا به هر دلیل دیگری نظم زندگی ما را بهم بزند.
امکان «دسترسی راحت و منظم به اطلاعات»، «پردازش و انتخاب دقیق نیازمندیها»، «انتقال سریع و فراگیر آگاهیها»، «تبلیغ موثر و مکرر ارزشها»، و فواید فراوان دیگر در فضای مجازی، وظایف مؤمنان را در زمینۀ دعوت به حق و ترویج حقپرستی بسیار زیادتر کرده است. پیامهای مظلوم انقلاب مقتدر ما منتظر جهانی شدن هستند؛ باید جهان تشنۀ دریافت پیامهای انقلاب و اسلام ناب را دریافت.
در این میان، آنچه موجب تأسف فراوان است، تأمین نشدن زیرساختها و به سرانجام نرسیدن شبکۀ ملی فضای مجازی است که در حد یک فاجعۀ تأسفآور است. باید به حال و فرجام جامعهای که برای ایجاد زیرساختهای مناسب و امن در فضای مجازی تلاش و اقدام فوری نمیکند گریست. نداشتن شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات مانند این است که صدا و سیما و مخابرات کشور را از دیگران و احیاناً دشمنان قرض بگیریم و به آنان وابسته باشیم. مثلاً در زمان جنگ، به دشمن خود بگوییم بخشی از مخابرات و برنامههای تلویزیون خود را برای استفادۀ ما اختصاص دهید.
انقلاب اسلامی از ابتدا با قدرت نرم به پیروزی رسیده و تداوم پیدا کرده است، و سختافزار اینترنت به سهولت میتواند در خدمت نرمافزار انقلاب اسلامی ما قرار گیرد. حتی بیش از آنکه بتواند در خدمت ضد انقلاب قرار بگیرد، ذاتاً برای ما بیشتر میتواند مفید واقع شود.
به گزارش فرهنگ نیوز، روزگاری که
با صدام میجنگیدیم، او تصور نمیکرد که روزی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی
فرمانده لشکر 41 ثارالله سپاه در جنگ تحمیلی، فرمانده نیروهای عراقی در
مقابله با داعشیها و تکفیریها بشود و محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر 5
نصر خراسان در هفتهی منتهی به اربعین شهردار کربلا شود.
وقتی سرداران ایرانی در جنگ با صدام، فرمانده نیروهای عراقی و شهردار کربلا میشوند
به
گزارش گروه استانها دفاع پرس، روزگاری که با صدام میجنگیدیم، او تصور
نمیکرد که روزی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله در جنگ
تحمیلی، فرمانده نیروهای عراقی در مقابله با داعشیها و تکفیریها بشود و
محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر 5 نصر خراسان در هفتهی منتهی به اربعین
شهردار کربلا شود.
اینقدر عملیاتهای کربلا را ادامه خواهیم داد تا به کربلای حسینی برسیم
سردار
قاسم سلیمانی در آغاز عملیات کربلای یک در جمع رزمندگان گفته است:
انشاالله قلب امام زمان(عج) را با قطرههای خونمان روشن خواهیم کرد و به
اماممان خواهیم گفت: اماما، رهبرا، زعیما، ای کسی که حاضریم اگر خدا هزاران
جان به ما بدهد، در راهت فدا کنیم، امام! هرگز چون کوفیان که علی را تنها
گذاشتند تنهایت نخواهیم گذاشت و شما با نیروی ایمانتان نه با کلاشینکف،
توپ، تانک و خمپاره، با نعرهی الله اکبرتان خواهید دید در آن شب چگونه
دشمن از این نعرههای الله اکبر فرار میکند یا تسلیم میشود. انشاالله این
پیروزی بزرگ را به دست خواهید آورد و این طرح را که، طرح کربلای یک نام
دارد اینقدر کربلاها را ادامه خواهیم داد که به کربلای امام حسین علیه
السلام برسیم.
قالیباف شهردار کربلا میشود
محمدباقر
قالیباف که اکنون شهردار تهران است، از پاسداران سپاه است که در سالهای
جنگ تحمیلی فرماندهی لشکر 5 نصر خراسان را بر عهده داشته است. برادر وی در
عملیات کربلای 4 به شهادت رسید.
به گفتهی وی براساس توافقهای صورت
گرفته با مقامات عراقی طی هفته منتهی به اربعین سیدالشهدا(ع) امور شهری
کربلای معلی به شهرداری تهران واگذار شده است تا شهرداری تهران پذیرای
زائران و عزاداران حسینی باشد.
به گزارش گروه فرهنگ مقاومت - فرهنگ نیوز، فرهنگ نیوز قصد دارد به بازخوانی و معرفی شهدای مظلوم تدارکات و پشتیبانی (لجستیک) دفاع مقدس بپردازد.در این قسمت به مطالعه قسمتی از زندگی نامهسردار شهید "مهدی نظر فخاری" می پردازیم .
سردار شهید "مهدی نظر فخاری" در سال ۱۳۳۸ همزمان با سالروز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت در ساوه و در خانوادهای مذهبی متولد شد و در دامان عشق و ارادت به اهل بیت (ع) پرورش یافت.
جوانی او با اوایل انقلاب مصادف بود، او با سیل خروشان مبارزه مردمی همراه شد و در راهپیماییهای مختلف علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت کرد. در دوران انقلاب و برای حفظ ارزشهای نظام تلاشی مستمر را در کمیته انقلاب اسلامی و پس از آن در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز کرد.
اندیشه تعلیم و تربیت و پرورش نسل نوپای انقلاب او را به سمت خدمت در آموزش و پرورش سوق داد و پس از مدتی به ریاست آموزش و پرورش نوبران از توابع ساوه منصوب شد.
او دغدغه دفاع از ارزشهای الهی و میهن را داشت، با شروع جنگ تحمیلی سنگر دفاع از ارزشها را جایگزین سنگر تعلیم و تربیت کرد.
او مسوول پشتیبانی لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع) بود. در گرما گرم حملهها و عملیاتهای مختلف رزمندگان در منطقه جنوب، در آن شرایطی که شوق حمله به بعثیها در وجود رزمندگان شعله ور بود در برابر صلاحدید فرماندهان تسلیم شد و نیروهای خود را به سمت غرب سوق داد. معتقد بود: "ما به جنگ آمدهایم، نه آتش بازی، هر کجا که مسوولان تشخیص دهند، ما آمادهایم ... جنگ برای ما یک وظیفه شرعی است، آن هم در هر مسوولیتی و مکانی که باشد، اگر ادای وظیفه در جنوب باشد، بسم الله ! اگر در غرب است ... اگر در مریوان ...، آماده ایم."
امانتدار
بیت المال در جبهه ها بود. با مسوولیتی که در لشکر داشت ، خود را حافظ
اموال و مقسم آن درمیان نیروها می دانست و در این راه ، عدل عدالتگر حقیقی ،
علی (ع) را سرمشق خود قرار داده بود ، در این راه از همه چیز خود می گذشت ،
از دوستی ، تعارفات معمول ، تسامح در امور بیت المال و ... با هیچ کس رو
دربایستی و تعارف نداشت در تقسیم بیت المال ، بر همه و از همه بیشتر ،
برخود بسیار سخت می گرفت ؛ تا مطمئن نمی شد که امکانات بیت المال در میان
همه بدرستی تقسیم نشده از آن استفاده نمی نمود. این رفتار مایه تعجب بسیاری
از دوستان او شده بود و از سوی دیگر ، مایه اطمینان خاطر مسوولین لشکر :
« با
توجه به بافت تشکیلات پشتیبانی ، لازم بود فردی در این مرکز ، مسوولیت
داشته باشد که از یک سو به نیازهای رزمندگان ، شناخت کافی داشته باشد و از
سوی دیگر به ظواهر دنیوی ، بستگی و تعلق نداشته باشد.
با آن که «
شهید نظر فخاری » خود مسوولیت بزرگی در جنگ داشت و از نفوذ خویش می توانست
استفاده شایان توجهی به نفع خود ببرد ، با این حال هرگز هوای نفس و خواهش
دل را بر هیچیک از امور جنگ در جبهه ، دخالت نمی داد. به عبارت دیگر می
توان گفت که در امر جنگ و مبارزه ،تسلیم محض بود و هر چه فرماندهان صلاح
می دانستند ، عمل می کرد.
یکبار که عازم «حج» بود بنا به تشخیص مسوولان، مبنی بر این که ماندن در جبهه ارجح است، دل از سفر حج، برید و اوج اطاعت خویش را نشان داد. او باور داشت که اطاعت از «فرماندهان» اطاعت از «ولی امر» و در نتیجه گوش سپاری به امر «ولی عصر (عج )» میباشد.
کلام نورانی « النظافه من الایمان » را سرلوحه کار خود را قرارداده بود ، حتی در مناطق جنگی که امکان تمیزی و پاکیزگی محض نبود ، او بسیار نظیف و آراسته ظاهر می شد.هنگامی که نیروهایش را به « مریوان » برده بود ، مقر نظامی را اندکی نامنظم و آشفته دیده بود ؛ بنابراین اولین کار او هماهنگ کردن نیروها برای تمیز کردن ، رنگ کردن و آراستن آن محیط بود ؛ تا حالت سربازخانه نیروهای اسلام را پیدا کند.
نیروهای تحت امر او ، بارها دیده بودند که دور از چشم همگان ، به نظافت « مقر » پرداخته واطراف چادرها وکانیکسها را مرتب وتمیز می نماید، دقت او در امر « نظافت » از او یک الگوی تمام عیار ساخته بود.
مادر این شهید بزرگوار برایمان از خاطرات پسرش میگوید:
-
بعضی وقتها میدیدم که برخی از وسایل منزل در خانه نیست؛ مثلاً حلب
نفت، اتو، جارو برقی و ... از بچهها سوال می کردم که «شما اطلاع ندارید ؟
«حاج مهدی با لحن شیرینی با مزاح میگفت: « حتماً جایش را فراموش
کردهای!»
بعد از چند روز، متوجه میشدم که حاجی آنها را میآورد!
میگفت: «کسی لازم داشت، دادم که کارش را انجام بدهد؛ حالا آوردهام.»
معلوم بود که به نیازمندان میدهد.
-
روزی برادر کوچکش قصد داشت به جبهه برود و چون «حاجی» و برادر دیگرش در
جبهه بودند، من موافقت نمیکردم؛ برحسب اتفاق مهدی به ساوه آمد، من به او
گفتم: «مادر! تو با مصطفی صحبت کن و از رفتن به جبهه منصرفش کن.» گفت: «من
با او صحبت میکنم شما به کارت برس.»
من به مسجد رفته بودم، وقتی برگشتم
دیدم ساک مصطفی را بسته و مصطفی نیز خوشحال ایستاده است! گفت: «مادر!
امروز روز یاری اسلام است؛ درخت انقلاب، آبیاری میخواهد. من دیروز که
آمدم جنازه شهیدی را با خود آوردم که قبلاً برادرش نیز شهید شده است. روزی
که هر خانواده یک شهید داشته باشد، این انقلاب برای همیشه بیمه خواهد شد.»
گفتم: «خدا نکند! ان شاء الله همگی سالم باشید و جنگ با پیروزی اسلام به پایان برسد.»
- در زمان مرخصی از جبهه، حضور در گلزار شهدا و دیدار با خانواده معظم آنان در اولویت برنامه های مهدی قرار داشت. یک بار نخستین روز مرخصی او از جبهه، مقارن با آغاز سال جدید بود، او طبق همیشه به گلزار شهدای ساوه رفت و به غبار روبی آنجا پرداخت و سپس به منزل برگشت.
وقتی
وارد شد با دیدن انواع شیرینی و میوه برای پذیرایی از مهمانان نوروزی،
برآشفته شد و گفت: این همه تهیه و تدارک پذیرایی برای چیه؟
در جواب او گفتم: برای پذیرایی از مهمانان عید نوروز است.
او گفت: امروز پیکر پاک شهید "مهدی یعقوب زاده" را تشییع میکنند و آن وقت ما خود را برای دید و بازدید سال نو آماده میکنیم؟ شهید متعلق به همه ملت است و همگان باید برای جایگاه آنان ارزش و احترام خاصی قائل باشند. سپس به همراه اعضای خانواده در مراسم تشییع پیکر مطهر این شهدای والامقام شرکت کردیم و به یک دید و بازدید ساده با آشنایان بسنده کردیم.
ابوالفضل کرمی که از دوستان شهید فخاری است میگوید:
قرار
شده بود که هر روز یکی از واحدهای لشکر، مامور جمع آوری زبالهها باشد؛
این تصمیم خیلی جالب بود و پیامد خاص هم داشت، شاید بعضی ها، کسر شأن
خودشان میدانستند که چنین کارهایی انجام دهند و ...
در همان روزها «
حاجی » را دیدم که با دو سه نفر از نیروها مشغول جمع زباله میباشد. شاید
خیلیها که «حاجی» را با آن حال – در حالیکه « قائم مقام واحد اطلاعات
عملیات لشگر » بود دیدند، بعد از آن تصمیم گرفتند که در این کارها پیشقدم
باشند.
حسینعلی خدیوی - یکی دیگر از همرزمان شهید – میگوید:
وقتی از او پرسیدیم که « چرا از سنگر استفاده نمی کنی ؟ » با حالت خاص گفت: « بچه ها که با دشمن می جنگند ، جان پناهی ندارند ؛ اگرچه وضعیت کاری من مانع من شده که در کنارآنها باشم ، می خواهم جایگاهم مثل آنها باشد. »
علی صبوحی - یکی دیگر از همرزمان شهید – میگوید:
مدتها
بود که می خواستم به نحوی اندکی از زحمات « حاجی » را جبران کنم چرا که
خود را مرهون او می دانستم. دریکی ازتابستانهایی که به ایران بازگشته بودم
از « حاجی » خواستم که « حالا که عازم حج هستم ، اگر چیزی لازم داری بفرما
تا بیاورم ... » او فقط گفت که « در حجر اسماعیل برای پیروزی رزمندگان دو
رکعت نماز بخوان !» گفتم : « چشم ! اما باز هم اگر ... » به هر حال در
برابر اصرار بیش از حد من تسلیم شد و گفت که « حالا که می خواهی چیزی
بیاوری ، لطف کن و یک ماشین اصلاح برقی بیاور ، من که در جبهه ، سربچه ها
را با ماشین دستی اصلاح می کنم خیلی وقت گیر است و ... »
او خیلی بزرگ بود. همه آرزوهایش هم خلاصه در جنگ و بچه های جبهه شده بود!
محمود احمد لو لحظه شهادت این سرباز اسلام را اینگونه بیان میکند:
درگیر و دار عملیات « کربلای پنج » بودیم که « حاجی » آمده بود خط؛ امکاناتی هم با خودش آورده بود، مثل همیشه سرحال و با نشاط، چفیه ای هم دور گردنش انداخته بود که او را باشکوه تر کرده بود ... غذا را که بین بچه ها تقسیم کرد ، دوباره عازم عقبه شد. چند نفر اسیر عراقی داشتیم که همراه او کردیم تا آنها را به عقب ببرد ، اما مقدر شده بود در میان بچه های خط باشد و عروج کند ... چند دقیقه ای نکشید که صدای انفجاری ، ما را به خود آورد. در این میان « حاجی » بود که پرواز کرده بود.
پیکر شهید مهدی نظر فخاری بعد از شهادت
سردار شهید "مهدی نظر فخاری" برای خدا زیست، برای خدا مبارزه نمود و در نهایت مزد رنجها و زحمات خود را از خداوند گرفت و مصداق بارز « ان الله اشتری من المومنین باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه » گردید و رضوان الهی و جنت موعود را به دست آورد. در سال ۶۵ همزمان با نیمه شعبان در کربلای پنج در شلمچه به فیض شهادت نائل شد.
فرازهایی از سخنان سردار شهید مهدی نظر فخاری:
- من به بسیجیان ، زیاد علاقه مندم چون امام [ره] فرمودند که من یک بسیجی هستم. دستورات امام را عمل کنید ، سرمشق تمام کارهایتان را از امام بگیرید اگر آنچه ایشان فرموده اند عمل کنید و انجام دهید ، هیچ وقت مشکلی پیدا نمی کنید.»
- مادر ! امروز روز یاری اسلام است ؛ درخت انقلاب ، آبیاری می خواهد.
همه بچه های رزمنده را فرزند خود بدانید و برای همه شهدا همانند فرزند خودتان عمل کنید.
به گزارش گروه آیین و اندیشه -فرهنگ نیوز،
بنا بر روایتی هشتم صفر سال 35 هجری قمری مصادف با سالروز وفات بزرگمردی
از صحابه خاص رسولالله صلیالله علیه و آله است. نامش، "روزبه" بود و
همانند پدرانش به آئین زرتشت معتقد بود، سالها گذشت تا با دین مسیحیت آشنا
شد و به این آئین گروید. بعد از اینکه با کشیشان مسیحیت آشنا شد، او را
به دین و آیین جدیدی نوید دادند. وی به دنبال این دین و پیامبر آخرالزمان
میگشت تا گمشدهاش را یافت و اسلام آورد. و بعد از اینکه اسلام را
پذیرفت، پیامبر صلیالله علیه و آله و سلم نام وی را به "سلمان" تغییر
دادند.
آنچنان در مسیر اطاعت از ولایت و دینداری پیشرفت که پیامبر
اکرم صلیالله علیه و آله در مورد او فرمود: یا سلمان أنت من أهل البیت و
قد آتاک الله العلم الاوّل والآخر والکتاب الاوّل والکتاب الآخر؛ ای سلمان،
تو از اهلبیت ما هستی و خدای سبحان به تو دانش نخستین و واپسین را عنایت
کرده است و کتاب اول (نخستین کتابی که بر پیامبران الهی نازلشده بود) و
کتاب آخر (قرآن مجید) را به تو آموخته است. [1]
ولایتمداری سلمان
سلمان
بعد از رحلت جانسوز رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم به عنوان یکی از
یاران حضرت علی علیهالسلام و اول کسی بود که برعلیه اهل سقیفه قیام و
ماجرای سقیفه را رد نمود، بارها در خطبههایی که میخواند غصب خلافت و
مظلومیت حضرت علی (ع) را بیان مینمود و میگفت:
«ای
مردم! هرگاه فتنهها و آشوبها را همچون پاره ظلمانی شب دیدید که برجستگان
در آن به هلاکت میرسند، بر شما باد به آل محمد (ص) چراکه آنها راهنمایان
بهسوی بهشتند، و بر شما باد علی (ع). ای مردم! ولایت را در میان خود
همانند سر قرار دهید.»
یعنی اگر ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقی نیستید و دین شما سودی ندارد. [2]
وقتی
با فشار بسیار زیاد اطرافیان مواجه شد و حضرت علی علیهالسلام به سلمان
امر فرمودند که ماجرای بیعت را قبول کند و سلمان امر ایشان را باوجودی که
خیلی سخت و گران تمامشده بود، قبول کرد. وی مناصب سیاسی زیادی را پذیرفته
بود؛ در زمان حکومت خلیفه دوم با مشورت حضرت علی علیهالسلام بهعنوان حاکم
مدائن انتخاب و راهی آن دیار شد.
سلمان
دارای فضائل و مناقب زیادی است. بهطوریکه در آیاتی از قرآن کریم به
سلمان و قوم وی اشارهشده و نیز در روایات بسیاری از مقام و منزلت سلمان
یادشده است.
پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و سلم در مورد
وی میفرمایند: «هر که میخواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان
درخشان کرده، به سلمان بنگرد.» [3]
و در حدیثی دیگر فرمودهاند: «اگر دین در ثریا بود، سلمان به آن دسترسی پیدا میکرد.» [4]
در آیه 38 سوره محمد آمده است: هَاأَنتُمْ
هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنکُم مَّن
یَبْخَلُ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ
الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا
غَیْرَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ;
آری
شما همان جمعیتی هستید که دعوت برای انفاق درراه خدا میشوید و بعضی از
شما بخل میورزند، و هر کس بخل کند نسبت به خود بخل کرده است، و خداوند
بینیاز است و شما همه نیازمندید و هرگاه سرپیچی کنید خداوند گروه دیگری را
بجای شما میآورد که مانند شما نخواهند بود.
هنگامی
که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آیه شریفه (وَإِن تَتَوَلَّوْا) را
تلاوت کردند، حاضران عرض کردند: ای رسول خدا! کسانی که اگر ما اعراض کردیم
خدا آنان را جانشین ما میکند و آنان مانند ما نخواهند بود، کیانند؟ رسول
خدا دست بر ران سلمان فارسی زد و فرمود: این و طایفهاش هستند. (سپس اضافه
نمود:) اگر دین خدا آویزه ستاره ثریا باشد، حتماً مردانی از فارس به آن
خواهند رسید. [5]
در آیه 54 سوره مائده آمده است: یَا
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ
یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی
الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ
اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ
مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید هر
کس از شما از آئین خود بازگردد (به خدا زیانی نمیرساند) خداوند در آینده
جمعیتی را میآورد، که آنها را دوست دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند،
در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران نیرومندند، آنها درراه خدا
جهاد میکنند و از سرزنش کنندگان هراسی ندارند. این فضل خدا است که بهر
کس بخواهد (و شایسته ببیند) میدهد و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست.
شخصی
درباره منظور این آیه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرسید، پیامبر (صلی
الله علیه وآله) دست بر شانه یا گردن سلمان زد و فرمود: «هذا وَ ذَوُوهُ»;
منظور آیه، این شخص و قوم او هستند. آنگاه فرمود: «لو کانَ الدّینُ
بالثُریّا لتناوَلَه رجالٌ مِن أبناءِ فارس.» [6]
منظور از «اهل
مشرق»، «اصحاب الرایات السود»، «اهل خراسان» و «الرجل الخراسانی»، «فرس»،
«اعاجم»، «موالی»، «بنوالحمراء»، «قوم سلمان»، «اهلقلم» و «اهل طالقان» که
در برخی از احادیث به چشم میخورند، ایرانیانند. اینان زمینه ساز حکومت
حضرت مهدی (علیهالسلام) هستند. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود:
مردمانی از مشرق زمین قیام میکنند و زمین را برای حکومت جهانی مهدی آماده
میسازند. [7]
روزی سلمان فارسی در مسجد پیامبر (صلی الله علیه
وآله) نشسته بود، عده ای از بزرگان اصحاب نیز حاضر بودند، سخن از اصل و
نسبت به میان آمد. هر کس درباره اصل و نسب خود، چیزی میگفت و آن را بالا
میبرد. نوبت به سلمان فارسی رسید. به او گفتند: تو از اصل و نسب خودت بگو.
این مرد فرزانه و تعلیم یافته و تربیت شده مکتب اسلام، بهجای آنکه از اصل
و نسب و افتخارات نژادی سخن بگوید، گفت: «أَنا
سَلمانُ بنُ عبداللّهِ کُنتُ ضالّاً فَهَدانی اللّهُ ـ عزَّو جَلَّ ـ
بِمُحَمَّد، و کُنتُ عائلا فأغنانی اللّهُ بِمُحمَّد و کُنتُ مَملُوکاً
فَأعتَقِنی اللّهُ بِمُحَمَّد»; نام من سلمان است و فرزند یکی از بندگان
خدا هستم. گمراه بودم، خداوند بهوسیله محمد، مرا راهنمایی کرد. و فقیر
بودم، خداوند بهوسیله محمد، مرا بی نیاز کرد. برده بودم، خداوند بهوسیله
محمد، مرا آزاد کرد.
در این
هنگام، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وارد شد و سلمان آنچه را گذشته بود،
به عرض آن حضرت رساند. رسول خدا رو به آن جماعت، که همه از قریش بودند، کرد
و فرمود: ای گروه قریش! نسب افتخارآمیز هر کس، دین اوست; مردانگی هر کس،
خوی و شخصیت اوست; و اصل و ریشه هر کس، عقل و ادراک او.
سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله) آیه 13 سوره حجرات را خواندند:
یَا
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَی
وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ
عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ
ای مردم! ما
شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیرهها و قبیلهها قراردادیم، تا یکدیگر
را بشناسید، ولی گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، خداوند دانا
و خبیر است.
و به سلمان فرمودند: هیچ یک از اینان بر تو
برتری ندارند، مگر به ملاک پرهیزگاری. اگر تقوای تو از آنان بیشتر است، از
آنان برتری. [8]
وفات حضرت سلمان
سلمان، پس از عمری طولانی و بابرکت، در اواخر خلافت عثمان در سال 35 ه. ق وفات یافت. [9]
اصبغ
بن نباته میگوید: همین که سلمان از دنیا رفت و هنوز ما جنازه ی او را از
قبرستان برنداشته بودیم، ناگهان مردی را سوار بر استر دیدیم که خیلی غمگین
بود. از استر پیاده شد و بر ما سلام کرد و ما جواب سلام او را دادیم، گفت:
«در مورد غسل و نماز و کفن و دفن جنازه ی سلمان، جدیت و شتاب کنید.» ما او
را کمک کردیم، او برای حنوط و کفنودفن، کافور آورده بود. به دستور او آب
آوردیم، او جنازه ی سلمان را غسل داد و کفن کرد و نماز بر جنازه خواندیم و
جنازه را دفن نمودیم.
آن مرد، امیرمؤمنان علی علیهالسلام بود که خودش
لحد قبر سلمان را چید و قبر را پوشانید. حضرت علی (علیهالسلام) در آخر کار
با دست خود بر روی قبر سلمان شعر زیر را نوشتند:
وفدت علی الکریم به غیر زاد *** من الحسنات والقلب السلیمی
وحمل زاد اقبح کل شیی *** اذا کان الوفود علی الکریمی
بدون هیچ زاد و توشه ای از حسنات و قلب سلیم بر شخص کریمی وارد شدم
و در پیشگاه کریم بردن زاد و توشه زشتترین کار است [10]
حضرت سلمان در شهر مدائن از این دنیای فانی هجرت نمود. مرقد شریف او در ایوان مدائن (پنج فرسخی بغداد و در نزدیکی تاق کسری) قرار دارد که محل زیارت بسیای از مسلمانان است.
منابع:
[1] مجمع البیان، ج 2، ص427