به گزارش فرهنگ نیوز ، سید اسدالله لاجوردی یکی از استوارترین مبارزان انقلاب اسلامی چه قبل و چه بعد از پیروی انقلاب اسلامی بود که با توجه به تجارب مختلف وی در آشنایی با تفکرات گروهکهای معاند و ضدانقلاب و همچنین بینش کامل و وسیع عقیدتی وی، پس از انقلاب به عنوان دادستان عمومی و انقلاب تهران منصوب شد.
اما اقدامات قاطع وی در برخورد با معاندان بهویژه اعضای منافقین و همچنین برخی فشارها از سوی مسئولان وقت، منجر به کوچ لاجوردی از دادستان انقلاب شد. شهادت لاجوردی در اولین روز شهریور ۷۷ باعث شد لاجوردی حقایق ناگفته فراوانی را تا ابد در سینه خود نگه دارد و از سوی دیگر، بیآنکه پاسخی بدهد به آنانکه در سالهای متمادی همصدا با منافقین و بیگانگان او را مورد هجوم قرار دهد، رخت سرخ شهادت را پوشید تا شاید همقطارانش مظلومیت او را بازگو کنند که انصافاً تاکنون لاجوردی را آنگونه که باید و شاید مردم نشناختهاند.
کسانی
که امروز از بیتالمال غارتگری می کنند باید این چیزها را یاد بگیرند.
چنین فرد عادل، عدالت دوست و عدالت محور مورد خصم دشمنان و منافقین قرار می
گیرد که در نهایت برای عزلش تلاش میکردند. لاجوردی اهل پاسخگویی به این
هجمهها نبود در یک مقطعی که برخیها شروع به تخریب وی کردند لاجوردی در
وصیتنامه خود بدون اینکه نامی از کسی ببرد منافق صفتها را معرفی کرد،
کسانی بودند که به اوین میآمدند تا از منافقین اعتراف بگیرند اما بعد
خودشان در صف کسانی قرار گرفتند که گروه تشکیل داده پیش امام رفتند و علیه
لاجوردی صحنه سازی کردند.
در یک مقطعی از بس به امام در مورد
لاجوردی بدگویی کرده و به ایشان فشار آورند، امام خمینی (ره) از طریق مرحوم
حاج سید احمد آقا از لاجوردی خواستند در یک جلسه شرکت کنند. لاجوردی می
گفت در همان اتاق معروف بیت امام کنار در نشستم. کمرم به خاطر آثار شکنجه و
سوز سرما به شدت ناراحت بود اما تحمل کردم؛ امام به همین آقایون معمم حاضر
در جلسه فرمودند که حرفهایتان را بزنید و آنها هم هریک شروع به بیان
مطالب غیرواقع علیه مدیریت و رفتار با منافقین زندانی مطرح کردند و تا
آخرین نفر حرف هایشان را زدند.
لاجوردی میگفت هرچه حرفها و
گزارشهای این آقایون بیشتر میشد ابروهای امام بیشتر در هم فرو میرفت و
چین و چروک چهرهشان بیشتر میشد. امام از این گزارشها خیلی غضبناک شده
بودند که بعد از اتمام گزارش آخرین نفر حضرت امام (ره) روی به بنده کردند و
فرمودند «تو چی میگی؟» که من شروع به جواب دادن تمام این ادعاها کردم،
یکی از آنها که کنارم نشسته بود در اثر پاسخهای من به این گزارشها چنان
به خود میلرزید که آرنج او به پهلوی آسیبدیده من برخورد می کرد.
حین
ارائه گزارش دیدم که چهره برافروخته امام باز می شد و رفته رفته چهرهشان
باز و ایشان خوشحال شدند وقتی هم که صحبتهایم تمام شد امام خطاب به بنده
گفتند که «آقای لاجوردی مسائل این جلسه بین من، شما و خدا تا روز قیامت به
امانت بماند» و بعد پشت به جمع از اتاق خارج شدند.... جالب است که بعد از
این جلسه هم شهید لاجوردی به دلیل ارادت قلبی و اعتقادی که به حضرت امام
داشت و در همه حال خودش را مقید به ولایتپذیری از ایشان میدانست با عنایت
به این کلام حضرت امام که به ایشان فرموده بودند مسائل این جلسه امانت
میان ما تا روز قیامت، لذا علیرغم پرسشهای فراوان و اصرارهای زیاد دوستان
باز مرد پولادین زندانهای رژیم طاغوت حاضر نشد حتی به نزدیکترین دوستانش
از صحبتهای مطرح شده در این دیدار و حتی از حاضرین در این جلسه صحبتی به
میان آورد. لاجوردی تا زمان نائل آمدن به فیض شهادت یک قدم هم از خط امامت و
ولایت عدول نکرد.
* عبارت جلاد زندانها چه زمانی و توسط چه کسانی به لاجوردی منتصب شد؟ آیا خواص هم دخیل بودند؟
جولایی:
بله خواص هم بودند، از خود منافقین شروع شد و برخی هم در داخل گسترش
دادند، یکسری که وسیله میخواستند تا بیشتر اعتراف بگیرند همانها تبدیل به
گروه مخالف لاجوردی شدند و به امام گزارش میدادند که او شکنجهگر است. در
یک مقطعی از دوره دادستانی لاجوردی مادر یک زندانی در دیدار با شهید بهشتی
رئیس و معمار دستگاه قضاییمدعی شد ناخن انگشتان دست فرزندش را شنکنجهگران
زندان اوین کشیده اند و او در ملاقات از پشت شیشه انگشتانش را به مادرش
نشان داده است در تماس شهید بهشتی با لاجوردی مشخص شد چنین چیزی صحت ندارد.
اما
شهید بهشتی برای روشن شدن ابعاد قضیه دستور تشکیل جلسه ای را با حضور آن
زن و پسرش را داد. لاجوردی محیطی را فراهم کرد که همه در آن حضور داشتند و
این درحالی بود که آن زندانی خودش خبر نداشت که موضوع چیست. شهید بهشتی در
آن جلسه به آن زن گفت حرفهایت را تکرار کن و او هم حرفهای قبلی را بازگو
کرد.
پس از آن به پسر آن زن گفت انگشتهایی که ناخنهایش را
کشیدهاند نشان بده و آن زندانی از همه جا بیخبر هم دستهای سالمش را نشان
داد. این اتفاقها طبیعی است؛ معاویه و عمر چرا با علی مخالف بودند، مگر
زهرا سلاماللهعلیها با آنها چه کرده بود که آنگونه به شهادت رسید. اینها
به گونهای تکرار تاریخ است.
ما هر هفته به جلسه حزب جمهوری اسلامی
میرفتیم و من از شاخه مهندسین در جلسه شرکت میکردم، یکشنبه قبل از
انفجار، شهید اسلامی در جلسه به شهید بهشتی گفت آقای دکتر، آقای قدوسی خیلی
سختگیری میکند پول و بودجه نمیدهد. شهید قدوسی که شخصیت بسیار آرامی
داشتند گفت جولایی جواب شما را می دهد من هم گفتم پولی نداریم که بخواهیم
یا نخواهیم بدهیم، پول باید باشد که ما در اختیار شما قرار بدهیم. آقای
قدوسی هم هیچ گاه ممانعتی برای پرداخت پول نمی کند، یک رقم مختصری اول ماه
در قالب یک چک دو میلیون تومانی دریافت می کند تا برای دادستانی هزینه کند.
همان اول هم گفته بود این همان بیتالمالی است که علی(ع) به برادرش عقیل
نداد؛ حواستان را جمع کنید.
به گزارش شاخص، روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیهای اعلام کرد: یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی پس از رهگیری توسط پدافند نیروی هوافضای سپاه مورد اصابت موشک قرار گرفت و سرنگون شد.
براساس این اطلاعیه هواپیمای منهدم شده از نوع پنهانکار و رادار گریز بوده و قصد نفوذ به حریم منطقه هستهای نطنز را داشت که با هوشیاری و اقدام به موقع شبکه پدافندی، قبل از ورود به منطقه مورد اصابت موشک زمین به هوا قرار گرفت.
این اطلاعیه افزوده است: این اقدام شیطنتآمیز باردیگر خوی ماجراجویی رژیم صهیونیستی را آشکارتر و برگ سیاه دیگری به پرونده سراسر جنایت و خباثت این رژیم جعلی و جنگ طلب افزود.
در
این اطلاعیه همچنین تاکید شده است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار
سایر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای دفاع از ملت شریف و سرزمین اسلامی
ایران از آمادگی همه جانبه و قاطع برخوردار بوده و حق هر گونه واکنش و
مقابله به مثل را برای خود محفوظ می داند.
گروه بصیرتی صالحین؛
پس از سالها و بلکه قرنها که تعاریف دنیا در دست بخشی ازحکمرانان جهان که
دارای سه عنصر اصلی زر و زور و تزویر بودند مطرح و تبیین میشد، و مردم جهان
هیچ گفتمان دومی نمیشنیدند و قطار پر سر و صدای غربیها بعنوان جهان سلطه
اجازه ی شنیده شدن هیچ صدای دیگری را نمی داد واساسا صدای مخالفی مطرح
نبود، هر که غربزده تر مشهور تر و مهمتر ، و غرب پرستی و نه تنها غرب دوستی
، افتخار و ارزشی والا.
این گفتمان عجیب با همه اشکالات فاحش و عجایب اعتقادی ضد انسانی ، با کمک
رسانه های مختلف که ابزار تزویر بودند خود را به عنوان یک حقیقت ضروری و بی
معارض معرفی کرده بود تا اینکه ندایی مخالف باگفتمانی کاملا مغایر بطور
جدی و مقاوم برخاست . گفتمان انقلاب اسلامی اینبار بامختصاتی کاملا متفاوت
در مهمترین موضوعات از انسان شناسی تا استقلال حکومتی، از جهان بینی فردی
تا اقتصاد حکومتی ، غرب برای خاموش کردن این صدا همه تلاش خود را کرد و از
همه تعاریف ابرقدرتی خود و از همه ابزار سه گانه ی فوق بهره گرفت اما
ویژگی های این اندیشه به گونه ای بود که در مخالفتها اتفاقا بیشتر رشد کرده
و ترویج یافت.
به جهت پرهیز از طولانی شدن مقدمه ، از اقدامات غرب و مبارزات این گفتمان
عبور کرده و در این مختصر گزارشی از آخرین وضعیت این دو جریان ارائه میشود.
معمول این است که پس از جنگ سخت دوره ی جنگ سرد و نرم آغاز شده و غالبا با
مذاکره و گفتگو با مختصات تهدید و تطمیع ، آرامش ظاهری حاصل میشود. لیکن
این قاعده نیز در برابر گفتمان انقلاب رنگ باخت و مشخص شد که این مراحل
بازی حکام سلطه بوده که هر طرف موفق میشد گفتمان و پارادایم ثابت بود، اما
در برخورد و مواجهه جهان غرب یا به عبارت بهتر آمریکا با مغزی به نام
صهیونیست با گفتمان انقلاب ، همه گزینه ها نه روی میز که در صحنه ی جنگ و
مواجهه فعال است ، جنگ وترور ، تحریم و توهین ، جاسوسی و تفرقه افکنی ،
مذاکره و تهاجم فرهنگی ، همه و همه بعنوان دستان قدرتمند سلطه پنجه در پنچه
ی اسلام شیعی با مختصات ایمان و عقلانیت، شجاعت و حماسه آفرینی ، عدالت و
مردم سالاری دینی ، ولایت فقیه و انتظار انداخته و صحنه به صحنه با همه
حکومتهای همراه خود در حال مبارزه است .
آنچه که در پارادایم جدید یعنی مواجهه ی این دو گفتمان که بنظر میرسدآخرین
نبرد انسانیت و استعمارگریست مشاهده میشود ( برای اولین بار ) شکست های پی
در پی گفتمان سلطه است .
در موضوعاتی مانند تروریست بودن داعش و النصره ، و پس از مقاومت بسیار رای
کنگره ی آمریکا به تروریست بودن آنها و پس از آن الحاق فرانسه و... به
مبارزه علیه داعش تن دادن جهان سلطه به ادبیات انقلاب اسلامی و زمین خوردن
او در این مبارزه است .
همچنین موفقیت حزب الله در جنگهایش با
اسرائیل مغز متفکر و محور اصلی جهان غرب ، پیروزی سوریه ، فلسطین در نوار
غزه و تنظیم معادلات بسیاری از کشورها با نظر ایران و در راس آن مقام معظم
رهبری از دیگر مصادیق پیروزی گفتمان اسلام شیعی است .
پذیرش سیاستها و اقدامات و خواستگاههای ایران اسلامی در بین مردم دنیا نیز
اتفاق بی سابقه ی این پارادایم است که غرب را متحیر کرده است، بیرون کردن
تیم بسکتبال اسرائیل از زمین بازی توسط مردم ترکیه که سالها تلاش شده که
مردمی لائیک باشند نیز از این دست موضوعات است . به هر طریق در این فضا دو
وضعیت پیش بینی میشود که یکی یا هردوی آنها را غرب مجبور است انجام دهد ،
یکی شروع دیوانه وار جنگی که به یقین فرسایشی و پایان کار غرب خواهد بود،
وضعیت دوم ورود به عرصه ی مذاکره که سقف کوتاه آمدن غرب تقسیم دوباره ی
کشورها مانند دوران تقسیم کشورها بین سوسیالیسم و لیبرالیسم است ، و البته
به جهت آموزه های خاص اسلام شیعی، مذاکرات بی نتیجه خواهد بود و غرب به
اجبار به خواسته ی این طرف دعوا یا تن دهد یاهمان گزینه جنگ دیوانه وار است
که یقینا نتیجه ی آن نیز به نفع غرب نخواهد بود و تنها به جهت راه ناچاری
به آن دست خواهد زد بنابراین همانگونه که برخی از استراتژیستهای غربی قبلا
پیش بینی کرده اند در مواجهه ی گفتمان غرب با اسلام شیعی غرب و گفتمان سلطه
حتماشکست سنگینی را تجربه خواهد کرد. ناگفته نماند این پیروزی برای
انقلاب اسلامی نیز با شرایط و الزاماتی همراه خواهد بود که در جای خود
بررسی و تبیین آن ضروریست.
به گزارش فرهنگ نیوز ، در بخشی از نامه دکتر روحانی درباره عقد قرارداد کرسنت که نوعی پیشبینی درباره آینده است، آمده بود: «عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیرمعتبر که بنا بر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سالهای گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.»
جهاننیوز نوشت: گرفتاریهایی که قرارداد کرسنت تا به امروز برای ایران ایجاد کرده و خطر زیان میلیارد دلاری از کیسه بیتالمال، نشانگر پیشبینی دقیق آقای روحانی در سال ۸۱ است.
بنا بر برخی گزارشها جریمه ۱۸ میلیارد دلاری از قبل این قرارداد متوجه ایران شده است. طبق این قرارداد گاز ایران ۱۴ برابر زیر قیمت جهانی به امارات (برای ۲۵ سال) فروخته میشد.
به نظر میرسد مدیران کرسنت با بهکارگیری دلالان ایرانی مورد وثوق مدیران در دوره انعقاد قرارداد کرسنت که امروز به لطف دولت یازدهم مجددا بر کرسی قدرت تکیه زدهاند، تصمیم دارند مسیر را برای رتق و فتق مجدد پرونده به نفع طرف اماراتی رقم زنند. به نوعی میتوان گفت کرسنت مسیر را به نحوی چیدمان کرده که ایرانیان میان ۲ گزینه تن دادن به جریمه هنگفت میلیارد دلاری یا ساخت و پاخت با اماراتیهای خوشاشتها مخیر به انتخاب اجباری یکی باشند.
یادآور میشود قرارداد یاد شده با مساعدت و دلالی برخی مدیران ارشد وزارت نفت در دولت اصلاحات منعقد شده و از این نظر برخی از اظهارات همان مقامات مبنی بر مخالفت با بخور بخور و رانت و فساد قابل تأمل است.