علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

ملاقاتی که دولتمردان به آن اصرار دارند!

توجه ویژه دولت به شیخ حامی فتنه؛

ملاقاتی که دولتمردان به آن اصرار دارند!

در حقیقت ملاقات هایی که در ظاهر یک ارائه گزارش یا عیادت بوده است در پی آن است تا به تطهیر این شیخ حامی فتنه در پی پروژه تطهیر سران و عوامل فتنه برآید.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز، شیح یوسف صانعی از معدود حوزویان حامی فتنه است؛ وی که با سخنان خود در ایام فتنه 88 موجب شعله‌ور شدن آن آتش سهمگین شده بود، اکنون مورد لطف و توجه دولتمردان دولت یازدهم قرار گرفته است و این توجه ویژه از ملاقات های مکرر اعضای دولت تدبیر و امید با شیخ فتنه به وضوح مشخص است.

ملاقات های اعضای دولت با شیخ یوصف صانعی در حالی صورت می گیرد که وی نقش پررنگی در ایام فتنه داشت و در اسفند سال گذشته و پس از ملاقات جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور با این حامی فتنه، نمایندگان روحانی مجلس در تذکری به رئیس جمهور از وی خواستند تا درخصوص این اعمال به اعضای دولت تذکر جدی بدهد. 

این نکته نیز لازم به یادآوری است که با توجه به مواضع آمیخته با فتنه شیخ یوسف صانعی در سال 1388، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم وی را فاقد شرایط لازم برای مرجعیت اعلام نمود: «بسم الله الرحمن الرحیم. با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.  جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»

اما تکرار این ملاقات ها نشان از بی توجهی رئیس دولت و اعضای هیئت دولت به این تذکر نمایندگان مجلس دارد. امری که به نظر می رسد مقاصد خاصی در پشت آن پنهان شده است. در حقیقت ملاقات هایی که در ظاهر یک ارائه گزارش یا عیادت بوده است در پی آن است تا به تطهیر این شیخ حامی فتنه در پی پروژه تطهیر سران و عوامل فتنه برآید؛ هدفی که برخلاف قوانین و مصالح کشور است و برای برخی جریانات سیاسی خاص حامی فتنه و اپوزسیون حیاتی است.

در حقیقت نتیجه این رویکرد چیزی جز بها دادن به حامیان فتنه و دمیدن در آتش اختلافات و تفرقه برای بهره برداری سیاسی جریان نزدیک به فتنه نیست و می تواند حاشیه های بسیاری را برای دولت تدبیر و امید ایجاد نماید که دولت را از مسیر خدمت رسانی به مردم، به مسیر خدمت رسانی به باندهای سیاسی مدافع فتنه هدایت کند.

اما متاسفانه باید گفت عدم توجه دولت یازدهم به مرزبندی واضح با فتنه و فتنه گران موضوعی است که در عمر یک ساله این دولت به کرار دیده می شود، تا جایی که چندی پیش رهبر معظم انقلاب نیز با تذکر در این رابطه فرمودند: «مسئله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه‌ی رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»

اما به موازات ملاقات های اعضای دولت با شیخ حامی فتنه، ملاقات هایی از سوی طیف های سیاسی-رسانه ای خاص با وی، نشان از یک جریان هم سو دارد، جریانی که درصدد استفاده از ظرفیت دولت تدبیر و امید برای احیای خود است و عدم موضع گیری و مرزبندی صریح دولت با فتنه و فتنه گران نیز مهر تائیدی بر آن است.

انتهای پیام

این همه هیاهو برای مخالفت با واجب الهی...

این همه هیاهو برای مخالفت با واجب الهی

هدف ما از اجرای امر به معروف و نهی از منکر رسیدن به یک سبک زندگی اسلامی است نه آنکه به طرف سبک زندگی غربی حرکت کنیم.
به گزارش فرهنگ نیوز ، چند روزی است، بهانه‌ای برای عده‌ای که به دنبال تضعیف فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده فراهم گشته است تا با اظهارنظرهایی که غالباً از سوی افرادی بیسواد و گاه با تشکیک آفرینی و مجتهد دانستن خود در امور مختلف همراه است، فضای ناامنی در کشور برای عموم شهروندان القاء نمایند.

ماجرای شوم داستان اسیدپاشی به زنان در اصفهان که با القاء رسانه‌ای بیگانه و ضدانقلاب با واجبی الهی به نام "امر به معروف و نهی از منکر" پیوند خورده است، فرصتی را برای سوء استفاده برخی رسانه‌های داخلی که به عرفی کردن فضای عمومی کشور و کم‌رنگ کردن ارزشها در جامعه باور دارند فراهم آورده است. 

به عنوان نمونه روزنامه اعتماد در صفحه اول روز چهارشنبه 30 مهر در ستون حرف روز خود با تیتر "تقلیل امر به معروف و نهی از منکر، چرا؟" ابتدا با گره زدن ماجرای اسیدپاشی چند روز پیش در شهر اصفهان با موضوع اجرای امربه معروف به خواننده اینچنین القا می کند که همزمانی این حادثه با بررسی طرح حمایت از امران امربه معروف و نهی از منکر، آغازی بر یک شروع ناامنی و هرج و مرج در جامعه خواهد بود و بطور ضمنی این چنین طرح می کند که امر به معروف در جامعه یعنی آسیب به جامعه!!!

گرچه که روزنامه کیهان روز سه شنبه 29 مهرماه با درج مطلبی با عنوان " اسیدپاشی به چهره حجاب موج سواری ضد انقلاب" از تلاش شبکه ها و رسانه های بیگانه برای مخدوش نمودن چهره حجاب و امر به معروف در جامعه پرده برداشت و با آنکه این موضوع توسط تمامی مسئولین نظام منتفی دانسته شده است که اسید پاشی در خصوص برخورد با موضوع بی حجابی بوده است اما گویا جریانی در داخل و خارج از کشور همسو با یکدیگر به همراه تریبون داران داخلی و خارجی خویش در تلاش برای سیاه نمایی موضوع امر به معروف و به حاشیه کشاندن آن هستند. همچنانکه روزنامه مردم‌سالاری با نقل قول از "هما روستا" بازیگر سینما نوشت: "این همانند کاری است که داعش انجام می‌دهد."

روزنامه اعتماد در ادامه یادداشت خود به دنبال این موضوع می‌رود که امر به معروف گذشته خوبی نداشته است. پس چرا بدون توجه به این گذشته به دنبال حمایت از امران به معروف هستیم؛ در حالیکه بر همگان روشن است که برخوردهای خارج از چارچوب عده‌ای با عنوان امر به معروف و نهی از منکر همواره مورد طرد جریان حزب اللهی کشور بوده و مقام معظم رهبری بارها بر جلوگیری مردم از حضور این نیروهای جاهل و معاند برای ضربه زدن به این فریضه الهی تذکراتی داده‌اند و هیچ‌گاه حمایت از امران و ناهیان از منکر را منوط به شرایط خاص نکرده‌اند و همواره از نیروی انتظامی و دستگاه قضا خواسته‌اند که از امران به معروف حمایت کنند. (بصیرت: واجبی فراموش شده و طرحی برای حمایت از امران به معروف)

نکته دومی که این نویسنده روزنامه بدون توجه به ارزش‌های اسلامی حاکم بر جامعه و با الگو گرفتن از نظام‌های غربی و پیشرفته خواندن آنان، ساز و کار امر به معروف در جامعه کنونی را متفاوت از قبل دانسته و تذکرات لسانی را خارج از نظام پیشرفته جهانی قلمداد می‌کند. نویسنده روزنامه اعتماد با بیان اینکه دیگر مردم نمی‌توانند کسی را تحمل کنند که به آنها تذکری دهد، به اجتهاد خود این فریضه واجب را از دوش مردم برداشته و به دوش رسانه‌ها و مطبوعات می‌گذارد، در حالی‌که مقام معظم رهبری بارها با تاکید بر نقش مردم در تذکر لسانی این عمل را عاملی در جهت وحدت و همدلی جامعه دانسته اند.

همچنین این نکته را باید یادآوری کنیم که هدف ما از اجرای امر به معروف و نهی از منکر رسیدن به یک سبک زندگی اسلامی است نه آنکه به طرف سبک زندگی غربی حرکت کنیم. سبک زندگی اسلامی به پیوند مسلمان با مسلمان و همسایه با همسایه اهمیت ویژه ای می‌دهد که در این چند ساله با الگو گرفتن از غرب متاسفانه از این جریان دور گشته ایم.

مطلب جالبی که این نویسنده در این یادداشت نوشته است دوگانگی برخورد این طیف با مقوله امر به معروف است. در روزهایی که شاهد حضور پررنگ گشت های ارشاد بودیم همین جریان با انتقاد از این گشت ها، نوشتند و گفتند که با "ون نمی‌توان مردم را به بهشت برد". در حالی‌که امروز با پر رنگ شدن حمایت از امران به معروف یعنی مردم جامعه، می‌کوشند جریان امر به معروف را یک امر در اختیار دولت و نیروهای انتظامی تلقی و آن را خارج از اختیارات مردم بدانند که این مساله به روشنی نشان از عداوت این طیف با فریضه امر به معروف دارد.

این نویسنده همسو با دیگر روزنامه‌های هم طیف خود همانند شرق که نوشت: "منع ناهیان از منکر از قتل و جرح" به این نکته اشاره می‌کند که اگر امر به معروف در اختیار مردم قرار داده شود نوعی رو در رو قرار دادن مردم با یکدیگر است که باعث اتفاقات ناخوشایند مثل همین اسیدپاشی و قتل و جرح می شود. در حالیکه بارها مقام معظم رهبری در تبیین امر به معروف فقط تذکر لسانی را وظیفه عموم مردم دانسته و هر نوع برخورد را در چارچوب وظایف دستگاه‌های دولتی و انتظامی دانسته‌اند که نشان از عدم تداخل این دو مهم با یکدیگر دارد.

نویسنده روزنامه اعتماد بار دیگر با پافشاری بر این مساله که  امر به معروف بحثی دولتی است و به مردم ربطی ندارد از تشویق مردم به اجرای این فریضه ابراز ناراحتی می‌کند و آن را امری خلاف قانون بر می‌شمرد که اینگونه مطلب نوشتن گویای بی‌اطلاعی، بی‌سوادی و در نهایت می‌توان گفت که نویسنده این روزنامه نه بی‌سواد بوده و نه بی‌اطلاع از قوانین اسلام و نظام، پس با احتساب این موارد اینگونه مطالب نوشتن را جز عداوت و دشمنی با این فریضه نمی‌توان ترجمه کرد.

و نکته آخر اینکه، پیش کشیدن نسبی بودن ارزش‌ها، خود مشخص کننده خط فکری این نویسنده است که نشان از عدم توجه کامل به دستورات اسلامی دارد. نویسنده این روزنامه می‌کوشد تا این طور القاء نماید که ما بر سر ارزش‌ها و هنجارها تعریف مشخصی نداریم و به طور مثال اصل حجاب مشخص نیست پس در این صورت نباید کسی را مواخذه نمود چون تعریف ارزش در نگاه هر فردی متفاوت از فرد دیگر است.

در پایان با بررسی روزنامه ها و مطالب سخنرانان داخلی و خارجی همسو با این طیف اینگونه برداشت می‌شود که جریانی همسو با ضدانقلاب و دشمنان قسم خورده این انقلاب در پی تضعیف فریضه امر به معروف و نهی از منکر این واجب فراموش شده در جامعه برای ایجاد جامعه‌ای غیردینی و در نهایت به انحراف کشاندن این خط مستقیم دارند که وظیفه ما را در تبیین این مسائل برای عموم جامعه سنگین تر از پیش نموده است.

 

به هر دو جنایت رسیدگی کنید

به هر دو جنایت رسیدگی کنید

جنایت اول اسیدپاشی به چهره چند زن و دختر مظلوم ایرانی بوده که بی شک پاسخی سزاوار خواهد گرفت. جنایت دوم را کسانی مرتکب شدند که بی هیچ حجت و قرینه ای انگشت اشاره خود را به سمت جوانان مومن و انقلابی گرفتند.
به گزارش فرهنگ نیوز ، یکم- تحلیل پدیده اسیدپاشی های اخیر در  اصفهان از منظر صرفا اجتماعی، نادیده گرفتن یک روند بسیار معنادار چندین ماهه است. در چند ماه گذشته، پازلی شامل چندین رویداد، تصمیم و اظهارنظر بسیار مهم در حوزه زنان و  حجاب شکل گرفت که ربط بسیار مهمی میان اجزاء مختلف آن وجود داشت. اسیدپاشی های اخیر آخرین تکه از این پازل  است- لااقل تاجایی که ما از عرض و طول پازل مطلعیم- و بنابراین بسیار ساده اندیشانه است که فکر کنیم این آخرین تکه، تصادفا یا به دلایل صرفا اجتماعی و روانشناختی، فراهم آمده است. کسانی که این پازل را طراحی کردند، به این تکه آخر نیاز داشتند؛ بنابراین منطقی است اگر برای فراهم کردن آن تلاش کرده باشند. ممکن است به معنای اطلاعاتی کلمه شواهدی در اختیار نداشته باشیم که وجود یک توطه سازمان یافته پس این حوادث را اثبات کند، اما درحالی که همگان – وبرخی با بی مبالاتی تمام- در حال توسل به فرضیه ها هستند، می توان استدالال کرد منطقی ترین فرضیه این است که با یک توطئه سازمان یافته مواجهیم.
 
دوم- در این چند ماه، هدف قرار دادن موضوع حجاب، به مثابه یک پروژه از جانب طرف های مختلف، تعقیب شده است. در گام اول، مقام های بلند پایه دولتی ظاهرا با هدف انتقاد از گشت های ارشاد به این اصل تاختند. پس از آن، جمعی از شبه روشنفکران سعی کردند در مبانی فقهی حجاب تشکیک کنند. هم زمان، به شیوه ای که به زحمت می توان باور کرد حداقل بخشی از آن سازمان یافته نیست، تجاهر به بی حجابی در برخی شهرهای بزرگ بویژه تهران شیوع پیدا کرد. رسانه های اصلاح طلب و بقایای فتنه 88  هم هرگاه بحث مقابله با بی حجابی به میان آمد، بلافاصله خود را طرف دعوا فرض کرده و از ادبیاتی از این نوع استفاده کردند که فقط بدحجابی منکر نیست بلکه اختلاس هم منکر است؛ گویی اولا اختلاس کنندگان کسی جز رفقای خود آنها بوده اند و ثانیا اینکه کسی در جایی و در زمانی خطا کرده مجوزی است برای اینکه آنها اکنون هر کار می خواهند بکنند! وقتی شهرداری تهران با رضایت کارمندانش طرح تفکیک محل کار مردان از زنان را اجرا کرد، پای احمد شهید هم به میانه داستان کشیده شد و او آنچنانکه که شرکای داخلی اش خواسته بودند تلاش کرد به مسئله بدحجابی جنبه حقوق بشری بدهد و بگوید حجاب نداشتن بخشی از حقوق ذاتی زنان است که در ایران از آنها سلب شده است! این فقط یک فهرست کوچک از مجموعه بزرگی از اقدامات و اظهارات است که با هماهنگی کامل در داخل و خارج از ایران تولید و بازنشر می شد و همه یک هدف داشت: تبدیل بدحجابی به بخشی از حقوق شهروندی .
 
سوم- از جنبه تحلیلی این تلاش ها چند هدف عمده داشته است:
1- جریانی در دولت تصور می کرد می تواند از این طریق برای خود سرمایه اجتماعی ایجاد کند.
2- جریانی در بیرون کشور، با علم به اینکه نظام هرگز از موضوع حجاب کوتاه نخواهد آمد، تلاش می کرد از این طریق شکاف میان نظام و طبقه متوسط شهری را تشدید کند.
3- هم زمان، یک جریان پیچیده تر هم دارای این هدف بود که به تدریج پدیده بدحجابی هم وسعت یابد و هم نوعی معنای سیاسی و مبارزاتی به آن بخشیده شود. راه اندازی کمپین آزادی های یواشکی نقطه شروع این جنبه از موضوع بود.
4- هدف دیگر این بود که مبارزه با بدحجابی برای نظام جمهوری اسلامی چنان پرهزینه شود که نظام نسبت به آن بی تفاوت شده و عملا آن را به رسمت بشناسد.
5- در نهایت، در صورت اجرای موفق این پروژه، بنا بود –و هست- از آن به عنوان مدلی برای حمله به سایر ارزش های دینی استفاده شود.
چهارم- حالا در این پرسش ها تامل کنید: چه کسی از این غائله سود می برد؟ یک نگاه کوچک به آنچه در یک هفته گذشته بویژه در اصفهان رخ داده ابهامی در این باره باقی نمی گذارد که بیشترین نفع این فاجعه به کلوپ مخالفان حجاب رسیده است. سوال بعدی این است: اگر کسی که مرتکب این جنایت شده آنطور که طایفه ضد انقلاب و رفقای داخلی شان ادعا می کنند جزو مومنان نگران از بدحجابی است، چرا هیچ یک قربانیان یک بدجاب به معنی واقعی کلمه نیست؟ سوال دیگر: چه کسانی از اینکه فرصت لازم به پیگیری های اطلاعاتی و انتظامی داده شود و جنایتکار به دام بیفتد نگران هستند و تلاش می کنند پیشاپیش جامعه را  درباره هویت وی به جمع بندی برسانند؟ اینها در واقع سوال نیست؛ بلکه جواب هایی است که مسیری به سمت یافتن پاسخ بنیادین این ماجرا می گشاید.
پنجم-در 45 روز گذشته در واقع دو جنایت رخ داده که دومی از اولی بزرگتر است. جنایت اول اسیدپاشی به چهره چند زن و دختر مظلوم ایرانی بوده که بی شک پاسخی سزاوار خواهد گرفت. جنایت دوم را کسانی مرتکب شدند که بی هیچ حجت و قرینه ای انگشت اشاره خود را به سمت جوانان مومن و انقلابی گرفتند و به جامعه درباره هویت جنایتکاران آدرس غلط دادند. جنایت اول مدعیانی دارد و مامورانی کاربلد به تفحص درباره آن مشغولند. اما قربانیان جنایت دوم ظاهرا فریادرسی ندارند. اگر جنایت اول سازمان یافته هدفمند نباشد –که قطعا هست- جنایت دوم بی گمان دارای سازمان کاری بزرگ و پیچیده است که از داخل تا خارج ایران امتداد یافته است. اگر قربانیان جنایت اول چند زن و دختر مظلوم این ملکند، قربانیان جنایت دوم شریف ترین مردان و زنان این کشورند که در آوردگاه های سخت از بذل جان هم دریغ  نکرده اند. جنایت اول صورت خواهران این سرزمین را سوزانده و جنایت دوم دل و جان مادران و پدران آن را، بویژه آنها که فرزندانشان مساهله نکردند تا امروز کسانی توان معامله پیدا کنند. مدعیان جنایت اول می توانند تجمع کنند و شعار بدهند اما قربانیان جنایت دوم از ترس آنکه مبادا دشمن سوء استفاده کند، زبان در کام می کشد و خون می خورند. جنایت اول علیه آدمیان است و جنایت دوم علیه خداوندگار آدمیان. تقاضای ما این است: به هر دو جنایت رسیدگی کنید.

پوستر/شمر زمانه ات را بشناس

پوستر/شمر زمانه ات را بشناس
اگر حسین بن‏ علی بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی ، برای من سینه و زنجیر بزنی ، شعار امروز تو باید فلسطین باشد . شمر امروز موشه دایان است . شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس . امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می‏خورد (شهید مطهری)
انتهای پیام

پاسخ به سوالات درباره عزاداری، برهنه‌ شدن، قمه‌زنی، مداحی و ... مطابق فتاوای رهبر معظم انقلاب

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده مطرح شد

پاسخ به سوالات درباره عزاداری، برهنه‌ شدن، قمه‌زنی، مداحی و ... مطابق فتاوای رهبر معظم انقلاب

پایگاه اطلاع‌رسانی رهبرانقلاب طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام عزاداری است، پاسخ می‌دهد.

به گزارش فرهنگ نیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه متن و فیلم پاسخ‌ ایشان به این سوالات ارائه می‌شود:

یک عزاداری مورد رضایت اهل بیت (ع) چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

در جواب باید عرض کنیم عزاداری دو حیث دارد: یک حیث محتوایی است و مطالبی که گفته می‌شود، یک حیث قالب و شیوه عزاداری است. از نظر محتوا آنچه که گفته می‌شود نباید مطالب حرام و خلاف شرعی باشد، یعنی دروغ نباشد، غلو نباشد، موجب وهن به مذهب نباشد، موجب تنقیص مقام اباعبدالله (ع) و معصومین (ع) نباشد و همچنین موجب پایین آمدن مقام خود مومنین و عزاداران هم نباشد؛ یعنی از نظر محتوا یعنی مطالب مستند باشد، خلاف عقاید مکتب اهل بیت نباشد، خلاف مرام اهل بیت نباشد الی آخر که توضیح داده شد. نسبت به شیوه عزادارای اولا همراه با کار حرام نباشد مثل موسیقی حرام و امثال اینها، و موجب وهن مذهب هم نباشد، یعنی کاری نکنند که سوژه به دست دشمنان بیافتد و با این شیوه عزاداری که داریم، آنها علیه مکتب اهل بیت و پیروان مکتب اهل بیت تبلیغ سو داشته باشند. اجمالا این را می‌توانیم ویژگی‌های عزاداری مناسب مورد رضایت اهل بیت برشماریم.

توجه به اطعام‌هایی که در ایام محرم داده می‌شود و انسان به حلال بودن آنها یقین ندارد، آیا خوردن آنها اشکال دارد؟ لطفا هم از نظر فقهی و هم از نظر اخلاقی پاسخ فرمایید. اگر نذری کسی که خمس نمی‌دهد را بخوریم چطور؟

در مواردی که انسان غذایی را یقین ندارد به حرام بودنش، اطعام می‌کنند عزاداران را، غذایی پختند در این ایام برای شما می‌آورند یا فردی مثلا نذری می‌دهد و شما یقین دارید که خمس نمی‌دهد، به نظر حضرت آقا خوردن آن غذا، چون یقین به حرام بودن یا مخلوط به حرام بودن ندارید، یعنی یقین ندارید این غذا حرام است، یقین ندارید که متعلق خمس است، یعنی خمس در این غذا است، خوردنش اشکال ندارد. اما از نظر اخلاقی - چون پرسیدند - بعضی‌ها می‌گویند اگر باشد ممکن است اثر وضعی داشته باشد.

خب اگر بتوانید احتیاط کنید خوب است؛ به این معنا که اگر تبعات سویی ندارد نخورید، قبول نکنید، یا اینکه اگر مثلا متعلق خمس هست - نه به این معنا که حتما متعلق به خمس است یعنی شبه دارید - خودتان خمسش را بپردازید یا اگر موردی هست که ممکن است از باب شبهه حرام، یعنی مال مردم مثلا باشد، به عنوان رد مظالم بپردازید؛ گرچه واجب نیست. حکم اولی که گفتیم شما یقین ندارید غذا از حرام است یا مخلوط به حرام است، خوردنش اشکالی ندارد. بنابراین در مجالس عزا که شرکت می‌کنید و اطعام می‌کنند غذا می‌دهند طعام برای شما می‌آورند و امثال اینها، خوردنش اشکال ندارد، از نظر فقهی حرام نیست. اما اگر کسی بخواهد - خلاصه به قول معروف جز اولیای الهی باشد - پرهیز بیشتری داشته باشد احتیاط خوب است.

 پرسیدند نظر آقا در مورد برهنه شدن در عزاداری چیست؟ اگر فیلمبرداری نشود و زنان نیز نبینند چطور؟ آیا از نظر فقهی، ایشان حرام میدانند این کار را؟

در پاسخ به این سوال باید عرض کنیم حضرت آقا توصیه فرمودند به برخی از مداحان که در عزاداری‌ها برهنه نشوند. اما این به عنوان یک فتوای فقهی نیست که ما بگوییم حرام است. خب اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئله سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سواستفاده نمی‌کند خب ممکن است بگوییم حرام هم نباشد؛ مثلا یک جمع محدودی هستند فیلمبرداری هم نمی‌کنند، فقط مردان هستند حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه می‌زنند؛ اما به طور کلی توصیه ایشان این هست - به عنوان یک توصیه - که در عزاداری‌های مردها برهنه نشوند. چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سواستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهل بیت.

 پرسیدند اگر شخصی در روضه‌ها به صورتش دست بزند تا جایی که صورتش زخم شود، حتی کبود شود، آیا این عمل مشکلی دارد؟

در پاسخ باید عرض کنیم در حد کبود شدن که حالا ممکن است با زنجیر زدن با سینه زدن بدن کبود شود، اگر ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد به نظر حضرت آقا اشکالی ندارد. اما کارهایی فراتر از اینها که ممکن است دشمنان سواستفاده کنند، مثل مجروح کردن خود، مثلا بدن را زخم کردن مثل قمه زدن، مثل عبور از روی آتش و امثال اینها که در بعضی جاها برخی از افراد انجام می‌دهند، چون به هر حال اینها اعمال مستندی نیست، در عزاداری‌ها نه وارد شده است، نه سیره بر این بوده است و امروزه هم دشمنان از اینگونه اعمال علیه مکتب اهل بیت و پیروان اهل بیت سواستفاده می‌کنند، اگر در آن حد باشد بله اشکال دارد. اما اگر در همین حد که متعارف است سینه میزنند زنجیر می‌زنند بدنشان ممکن است سرخ شود کبود شود، در حد متعارفش که ضرر معتنابهی برای بدن نداشته باشد، اشکالی ندارد.

اگر موجب وهن مذهب نباشد، یعنی دیگران سواستفاده نکنند علیه مکتب اهل بیت، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی توصیه این هست که از اینگونه اعمال در عزاداری ها پرهیز کنند.

در پاسخ سوال هایی که معمولا در مورد شیوه ی عزاداری و برخی از کارهایی که در عزاداری صورت میگیرد و اشکال شرعی هم ندارد مثل تعزیه‌خوانی و امثال اینها، وقتی سوال شده است، ضمن تایید آن عزاداری‌های متعارف و متعادلی که از دیرباز بین مومنین مرسوم بوده اضافه فرمودند: "بهتر آن است که مجلس ذکر مصیبت برپا کنند". پس معلوم است که اینگونه کارهای متعارف مثل هیئت‌های عزاداری مثل سینه‌زنی و زنجیرزنی به طور متعارف اینها اشکالی ندارد و جز شعائر دینی ما الان محسوب می‌شود. اما یک کارهایی که موجب وهن مذهب است در شان مومن نیست این کارها را انجام دهد، دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب تشیع، آن کارها جایز نیست.

در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آنها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمیتوان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟

اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیادی و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید این مراسم عزاداری اباعبدالله حسین (ع) زنده بماند و تاکید بر آن هست. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها اینها جز شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که به طور بسته نشود بهتر است.

اما مثل راهپیمایی روز قدس راهپیمایی 22 بهمن مثل تاسوعا عاشورا امثال اینها طبیعی است که اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است ولو عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، یا راه را بر مردم ببندند به خاطر مجلس عزاداری شخصی - گرچه عرض کردم حساب تاسوعا عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند - اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است - مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند - خوب است؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان ها حفظ بماند. اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس ولو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید.

آیا گفتن ذکر حسین (ع) در سینه‌زنی و به اصطلاح شور تند و پشت سر هم، بی احترامی است و اشکال شرعی دارد؟ آیا این مصداق غنای روضه‌خوانی است؟

ظاهرا مصداق غنا نباشد، اما باز یک توصیه‌ای رهبر انقلاب داشتند به برخی از مداحان که این تکرار این الفاظ ثمره چندانی ندارد و عین عبارت این بود که فرمودند "این مداحی شما، نوحه‌خوانی شما باید حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد". یعنی قصیده‌هایی را بخوانید مطالبی را داشته باشد که مردم بر معرفت‌شان نسبت به ائمه اطهار و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد. و می‌فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره‌ای ندارد. البته نمی‌توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که به جای تکرار این الفاظ مطالبی گفته شود که برای مخاطبین ضمن اینکه عزاداری هست مفید هم باشد و بر معرفت آنها بیافزاید و چیز یاد بگیرند

به تازگی یک مغازه‌ای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتری‌ها در منطقه ما بیشتر می‌شود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، می‌خواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟

مومنین در ایام عزای معصومین (ع) از یکسری کارها پرهیز می‌کنند: مثلا مجلس شادی ندارند اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل می‌کنند که در این مراسمی که جز شعائر مذهبی شناخته می‌شود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به ایاعبدالله حسین، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازه‌ای است که چند ساعتی باز می‌کند که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را می‌بیندید و هیچ از آن برداشت نشود که بی‌‌احترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین (ع) است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر می‌کشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) شرکت میکنند.

راجع به قمه‌زنی نظر حضرت آقا را پرسیدند که به نظر ایشان چه حکمی دارد؟ آیا مقلدین سایر مراجع هم باید از این دستور تبعیت کنند؟ و نکته دوم اینکه آیا مخفیانه بودن یا مخفیانه نبودن آن با هم فرقی دارد؟

خب نظر آقا را در مورد قمه‌زنی، شاید همه شنیده باشید که ایشان این کار را در وضعیت فعلی حرام می‌دانند. تعبیر ایشان این بود که نه سابقه‌ای دارد - این کار حالا ممکن است یک سابقه‌ای داشته باشد اما در گذشته‌های دور یک چنین کارهایی مثل قمه‌زنی سابقه‌ای بین مومنین نداشته است - افزون بر اینکه امروزه از این عمل دارد علیه مکتب اهل بیت و علیه شیعیان سواستفاده می‌شود. شما اگر مراجعه کنید به برخی از سایت‌ها و کلمه شیعه را بزنید، همین تصویر قمه‌زنی دیده می‌شود. فلذا بله این کار به نظر حضرت آقا حرام است و باید از این کار پرهیز شود و فراتر از فتوا، ایشان تعبیرشان این بوده که قمه نزنند و حتی تعبیری داشتند که این عزاداری نیست، بلکه تخریب عزاداری است.

بنابراین همه مومنین و مقلدین سایر مراجع با کمال احترام به مراجع معظم تقلید، از این دستور باید تبعیت کنند و از اینگونه کارها در عزاداری که اینها عزاداری نیست، بلکه به ضرر مکتب اهل بیت هست پرهیز کنند. و فرقی هم بین قمه‌زنی مخفیانه یا علنی نگذاشتند؛ بنابراین حتی جداگانه هم سوال شده است در مورد اینکه مخفیانه بروند قمه بزنند، فرمودند نه این کار را هم نباید بکنند و منع کردند.

 لعن برخی از دشمنان اهل بیت در مکان‌های عمومی یا خصوصی چه حکمی دارد؟

این هم از جمله سوال‌هایی است که بارها پاسخش را شاید همه شما از خود حضرت آقا شنیده باشید و همین اواخر بیشتر تاکید داشتند. به خاطر این فتنه‌هایی که در جهان اسلام پیش آمده است و برادرکشی و مسلمان کشی بین برخی از مسلمانان و ضرری برای جهان اسلام دارد و سودش را استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل می‌برد. بارها شنیدید که ایشان فرموده‌اند به مقدسات سایر مذاهب توهین نکنید و توهین به مقدسات سایر مذاهب را حرام دانستند. به علاوه هر عملی که موجب تفرقه بین مسلمانان شود، ایشان آن را منع کردند و حرام دانستند. بنابراین مومنین از کارهایی که به هر حال سودی ندارد، بلکه ضرر دارد و موجب اختلاف بین مسلمان‌ها می‌شود و موجب برادرکشی بین مسلمانان می‌شود یا موجب وهن مذهب هست یا به نحوی توهین به مقدسات سایر مذاهب اسلامی است انشالله بپرهیزند که این عمل جایز نیست.

سوالی دومی که در اینجا مطرح شده این است که در این مجالس می‌شود شرکت کرد یا نه یک وقت هست شما شرکت می‌کنید آن منبری را یا آن مداح را از این کار خودش باز می‌دارید حالا با تذکر محترمانه که از این گفته‌های تفرقه‌انگیز بپرهیزد این گاهی وقت‌ها لازم و واجب است اما اگر نه شرکت شما این اثر را ندارد بلکه تقویت می‌شود او مجلس چنین افرادی که تفرقه می‌اندازند تقویت می‌شود بله گاهی وقت ها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود.

نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده میشود و در شان یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟
کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است - مثل کذب مثل غلو نسبت به ائمه اطهار - پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شان یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین سنگین و باوقار و مستقل می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شان یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شان یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها ولو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین یا به اباعبدالله باشد، اما در شان یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، آنها هم شایسته نیست در عزاداری و از آن پرهیز شود.

در مواقعی ایام عزاداری با مناسبت‌های دیگر همچون شب یلدا و عید نوروز همزمان می‌شود. پذیرایی از مهمان‌ها با شیرینی و آجیل چه حکمی دارد؟

همه می‌دانیم که مومنان و ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت مخصوصا اباعبدالله حسین (ع) در ایام عزای آن حضرت، یکسری کارهای شاد و شادی‌آفرین را کنار می‌گذارند. حتی لباس شاد نمی‌پوشند و مجلس شادی برگزار نمی‌کنند - حالا ممکن است عقدی خوانده شود به عنوان سنت پیغمبر و ازدواجی صورت بگیرد - اما مجلس شادی برپا نمی‌کنند چرا؟ به خاطر مراعات احترام حضرت اباعبدالله و همچنین ایام عزای ایشان. و لذا شایسته نیست که در مناسبت‌هایی مانند مناسبت ملی که با ایام عزای اباعبدالله حسین یا پیامبر اعظم یا ائمه دیگر تلاقی دارد و همزمان شده است، شایسته یک مومن نیست که به شادی بپردازد. من یک توضیح مختصری خدمت شما عرض کنم: اگر ما خودمان را واقعا عزادار اباعبدالله حسین می‌دانیم و عزادار پیامبر می‌دانیم یا در عزای سایر ائمه خودمان را عزادار می‌دانیم، آیا شخص عزادار که عزیزی را از دست داده، پدری را از دست داده، فرزندی را از دست داده، مجلس شادی برگزار می‌کند؟ گاهی وقت‌ها اقوام بستگان آشنایان به خاطر مرگ یک نفر از خاندان، مدت‌ها دیگر مجلس شادی برپا نمی‌کنند. برای چی؟ برای اینکه خودشان را عزادار میدانند و لذا از نظر حکم فقهی نمی‌توانیم بگوییم حرام است، اما شایسته نیست. مگر اینکه بله در آن ایام اگر کسی مجلس شادی برپا کند یا در آن شب‌ها، به نحوی اهانت و توهین به صاحب آن ایام باشد، به پیامبر اعظم سایر ائمه به اباعبدالله؛ اگر توهین تلقی شود یا قصد خدای ناکرده توهین و جسارت داشته باشد این حرام است و باید پرهیز شود.

پرسیدند آیا انسان می‌تواند در هنگام سخن گفتن و توسل کردن به ائمه دستان خود را مانند دعا به سمت آسمان بگیرد؟

همه می‌دانند که ما دعا را از خدا می‌خواهیم؛ یعنی درخواست حاجت از خداوند است و ائمه اطهار را واسطه فیض الهی می‌دانیم و به آنها توسل می‌جوییم به عنوان حجج خداوند، به عنوان اولیای الهی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارند آنها را واسطه قرار می‌دهیم. وابتغوا الیه الوسیله؛ این دستور قرآن است. بنابراین توسل به آنها به عنوان وسیله و شفیع و کسی که در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی دارد و اصل حاجت را از خداوند می‌خواهیم.

بنابراین اگر دست به دعا برداشتند و خدا را قسم دادند - مثلا به امام حسین، به پیامبر اعظم و سایر اولیای الهی - دعایی داشتند و حاجتی خواستند، این اشکالی ندارد. همه می‌دانند که ما اعتقادمان بر این هست که شخص پیامبر و ائمه اطهار، عباد الهی هستند، بندگان واقعی خدا هستند. ما در تشهد می‌خوانیم اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له، اول شهادت به وحدانیت خداوند، بعد از آن می‌خوانیم و اشهد ان محمد عبده و رسوله؛ یعنی حتی پیامبر را به عنوان عبد و بنده خدا و فرستاده خدا می-دانیم.

همه مراجع معظم تقلید و حضرت آقا فتوای‌شان بر این است که اگر کسی به حرم مشرف شد و برای صاحب حرم، حتی امام، سجده کند آن سجده حرام است؛ سجده فقط برای خدا. سجده شکر به عنوان شکر الهی جهت زیارتی که نصیبش شده این اشکالی ندارد، اما سجده برای امام نیست اگر ضریح بوسیده می‌شود اگر در و دیوار بوسیده می‌شود به خاطر شدت ارادت به صاحب آن خانه است، نه اینکه اینها علاقمند به آهن و فولاد و سنگ و آجر باشند، مثل بوسیدن پیراهن حضرت یوسف است که پیامبر خدا حضرت یعقوب بوسید و بر چشم خود گذاشت.

منظور مقام معظم رهبری در خصوص عدم شرکت زنان در دسته‌جات عزاداری چیست؟ لطف نظر مبارک ایشان را تبیین فرمایید. چرا که در ایام شهادت ائمه بسیاری از هیئات مذهبی اقدام به راه‌اندازی دسته‌جات مذهبی می‌نمایند و زنان نیز پشت سر مردان حضور دارند. آیا این حضور زنان در پشت سر مردان در دسته‌جات اشکال دارد؟

اولا اگر مصداق اختلاط محرم و نامحرم باشد که حرام است که دیگر حدودی برای این مسئله مشخص شده است و همین جا توصیه میکنیم در هیئت‌ها و در مجالس عزا، همه جا باید این رعایت شود و خانم‌ها حجاب‌شان را مراعات کنند و همه نگاه‌شان را نگه دارند؛ نگاه به نامحرم. اما در خصوص اینکه خانم‌ها هم دنبال دسته عزا راه بیافتند و دسته عزاداری راه بیاندازند گفتند این شایسته نیست که خانم‌ها هیئت عزاداری و دسته عزاداری داشته باشند؛ حتی دنبال دسته‌های عزاداری راه بیافتند. شیوه عزاداری از قدیم‌الایام مرسوم بوده و خانم‌ها هم در مجلس عزا شرکت می‌کردند با مراعات حدود و ثغور شرعی و حجاب و عفاف.

اکثر هیئت‌های محلی که به مدت ده روز برگزار می‌شود، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده می‌کنند. حکم شرعی چیست؟
اگر با مجوز شرعی باشد اشکالی ندارد؛ اگر تازه با مجوز قانونی باشد ولی آن وجه برق را باید پرداخته شود، باید بپردازند. اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست یعنی هزینه برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت می‌کند و نسبت به این حقوق عمومی و بیت‌المال هم مواظبت دارد.

 آیا پوشیدن لباس مشکی در ایام عزای سید و سالار شهیدان اباعبدالله حسین کراهت ندارد؟ با توجه به حکم کلی که پوشیدن لباس سیاه کراهت دارد و در نماز نیز مکروه است. و اگر کسی نذر کرده باشد آیا نذر او صحیح است؟

ما یک حکم کلی داریم در خصوص پوشیدن لباس تیره مشکی که کراهت دارد و نماز خواندن با آن هم ثواب نماز را کم می‌کند؛ این فتوای حضرت آقا هم هست. اما تبصره هم دارد نسبت به عبا عمامه و کفش استثنا شده و اگر مشکی باشد کراهت ندارد. و همچنین یک حکم کلی نسبت به عزادار داریم که صاحب عزا خوب است به گونه‌ای باشد که معلوم باشد عزادار هست و این لباس مشکی پوشیدن عزادار هنگام سوگواری امام حسین و ائمه بزرگوار، امروزه نشانه این هست که طرف می‌خواهد نشان دهد من عزادار هستم. بنابراین حکم کراهت را ندارد. بنابراین اگر کسی نذر کرده باشد با شرایط نذر شرعی، طبق نذرش هم اگر بتواند باید عمل کند.

اما توجه داشته باشید به هر حال عزادار بودن شیوه‌های مختلفی دارد. حالا ممکن است با پوشیدن لباس مشکی باشد یا با پرهیز از افعال و کارهای شاد یا با گریه کردن و گریستن و شیوه‌های مختلف دیگر. به هر حال ما امیدوار هستیم بتوانیم این حالت عزاداری را در این ایام سوگواری مراعات کنیم.

پدرم مبلغی را به عنوان رد مظالم وصیت نموده. نظر مقام معظم رهبری در مورد اینکه این مبلغ صرف امور فرهنگی هیئت‌ها و عزاداری امام حسین (ع) و اطعام قرار گیرد چیست؟
مظالم عباد که اصطلاحا می‌گویند رد مظالم مصرفش فقرا هستند و بنابر احتیاط باید با اجازه باشد، یعنی با دفتر حضرت آقا تماس بگیرند بعد به مصرف فقرا برسانند. نگاه گنید بودجه‌ها در بیت‌المال مصارفش مشخص است. مثلا زکات مصارف خاص خودش را دارد خمس مصارف خاص خودش را دارد کفارات مصارفش فقرا هستند و مظلم عباد همچنین. اینها مشخص شده باید نظام‌مند و هدفمند باشد و در جای خودش مصرف شود.

مصرف مظالم عباد، فقرا هستند باید هم با اجازه باشد؛ بنابراین نه در عزاداری می‌شود خرج کرد نه در امور فرهنگی عزاداری مظالم عباد را می‌شود خرج کرد. در امور اطعام، اگر اجازه گرفته باشید اولا که موافق احتیاط است، ثانیا کسانی که اطعام می‌کنید فقیر باشند اشکالی ندارند. اما اگر عموم عزاداران فقیر نباشند، نمی‌توانید به عنوان مظالم عباد بپردازید؛ حالا طرف وصیت کرده باشد یا خودتان می‌خواهید بپردازید یا در اختیار شما قرار دادند مظالم عباد را به اینگونه مصارف نمی‌شود رساند و خرج کرد. بلکه باید اجازه گرفته شود و به فقرا داده شود.

 آیا می‌شود اضافه خرج ایام فاطمیه را در محرم خرج کرد؟

اگر مردم آنچه را که به دست اندرکاران هیئت داده اند برای ایام فاطمیه، در محرم نمی‌توان خرج کرد. ولی اگر داده باشند برای عزاداری به طور مطلق، یعنی معلوم باشد برای عزاداری دادند چه ایام فاطمیه چه ایام محرم اشکالی ندارد. یا اینکه افرادی که دریافت کردند این مبالغ را اجازه گرفتند یا وکالت تام گرفتند برای مخارج عمومی عمومی عزاداری در ایام مختلف، آن هم اشکالی ندارد. اما اگر مشخص نباشد یعنی اجازه نگرفته باشند یا مردم دادند برای عزاداری ایام فاطمیه، نمی‌شود در ایام محرم خرج کرد و عکس مطلب هم همین است.

 با سلام ضمن تشکر از این اقدام خوب و به موقع. سوال من این است چهل روز روضه نذر کرده‌ام اما شرایط خانه‌ام طوری نیست که همه چهل روز را روضه‌خوانی داشته باشم. چکار کنم؟

در احکام نذر آمده است که اگر نذر با شرایط شرعی باشد که عمل به آن الزام آور است و واجب است، در صورتی که شخص دیگر توانایی عمل به نذر را نداشته باشد و نتواند عمل کند، وجوبش ساقط است. بنابراین اگر توانایی عمل به نذر را ندارید و نذرتان هم مقید بوده که در خانه باشد و الان هم در خانه نمی‌توانید به آن عمل کنید دیگر واجب نیست. اما اگر نذر مطلق بوده و در خانه این مراسم را برگزار می-کردید و الان جای دیگر بتوانید مراسم را برپا کنید عمل به نذر واجب است. بنابراین خلاصه پاسخ سوال این شد که اگر کسی نذری کرده که با شرایط صحیح بوده و بر او واجب شده و الان دیگر توانایی عمل به آن نذر را ندارد یا از نظر مالی یا از نظر توانایی بدنی یا از جهات دیگر، الان عمل به نذر ساقط است و دیگر واجب نیست.

 آیا تغییر نذر از محلی به محل دیگر یا از نوعی به نوع دیگر به ضرورت آیا جایز است؟ مثلا نذر داشته به عزاداران شربت بدهد و حالا چون هوا سرد شده حالا شیر گرم بدهد.
اگر نذر با شرایط شرعی باشد که از جمله آنها خواندن صیغه نذر است که در نذر حتما باید صیغه خوانده شود، این جمله باید گفته شود یا به صورت عربی که لله علی که چنین کاری انجام دهم، یا به زبان فارسی مثلا گفته شود برای خداست به عهده من که چنین کاری را انجام دهم - حالا ممکن است شرطی هم داشته باشد که اگر بیمارم خوب شد صاحب خانه شدم اگر مثلا در فلان آزمون موفق شدن و امثال اینها – که اگر شرط محقق شده عمل به نذر واجب می‌شود.

اگر نذر واجب شد دیگر تغییر در آن ممکن نیست. اگر عمل به آن نذر موضوع دیگر ندارد، یعنی مثلا نذر کرده بوده شربت بدهد دیگر هوا سرد است و عمل به آن نذر واجب نیست. اما اگر به جایش شیر گرم داد به مردم و عزاداران اشکال دارد؟ نه اشکال ندارد. ثواب آن را هم میبرد اما از نظر حکم شرعی که آیا واجب است یا نه؟ نظر حضرت آقا این است که اگر به هر حال موضوع منتفی شد و نمی‌شود به این نظر عمل کرد که در حقیقت در مورد خودش خرج نمی‌شود به آن عمل نمی‌شود، عمل به آن واجب نیست. حالا اگر دلش بخواهد ثوابی ببرد اشکالی ندارد، مثلا به جای شربت شیر گرم به عزاداران بدهد.

یک مداح باید چگونه باشد و چگونه رفتار کند؟

خوب ظاهرا از اوصاف نفسانی او نمی‌پرسند و از سایر اعمال عبادی او هم سوال نشده است. از سوال فهمیده می‌شود در خصوص کار مداحی است. در خصوص یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم آنچه که در منبرها گفته می‌شود به عنوان موعظه مردم یا نقل تاریخ عاشورا و امثال اینها یا ذکر مصیبت. اولا باید دروغ نباشد، ثانیا غلو نسبت به معصومین نباشد، یعنی زیاده از حد. مقام آنها خیلی بالاست اما به هر حال در مقام عصمت و امامت، یا پیامبر در مقام نبوت هستند، دیگر بالاتر از آن نیست، دیگر خودشان نهی فرمودند که نسبت به ما غلو نداشته باشید زیاده‌روی نداشته باشید.

همچنین مطالب خلاف و حرام که خدای ناکرده مثل غیبت دیگران، تنقیص مومن، تحقیر مومن، و مطالبی که در شان معصومین نیست، مطالبی که در شان مومنین نیست که چنین مطالبی را بگویند الفاظ زشت و رکیک اینها را نباید بگویند در مداحی‌ها در مطالبی که ارائه می‌شود. و همچنین از آن طرف مداحی‌ها مطالب بدی نیست، اما به گونه‌ای ارائه می‌شود که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند علیه مکتب اهل بیت یا پیروان مکتب اهل بیت، آن هم باید مراعات شود. ضمن اینکه آن مداح باید کارش اولا خالصا لله باشد، یعنی برای خدا باشد به دور از ریا و خودنمایی. حالا ممکن است مزدی هم بدهند مزدی هم بگیرد، اما برای مزد نباشد به هر حال برای اینکه اجر و ثواب عزاداری را ببرند. همچنین آموزنده باشد. من یاد دارم و حضور داشتم که حضرت آقا به دو نفر از مداحان معروف کشور که در دو جلسه جداگانه بعد از مراسمی که داشتند در حضور آقا و مجلس عزایی که آقا برپا می‌کنند، بعد از اینکه خدمت آقا رسیدند من از نزدیک می‌شنیدم که حضرت آقا فرمودند این مداحی شما باید منبر آموزنده باشد.

بعد توصیه کردند قصیده‌هایی را بگردید پیدا کنید و یادم هست از دیوان صائب هم نام بردند که فرمودند در دیوان صائب هست از این قصیده‌های پرمغز و پرمحتوا که می‌توانید استفاده کنید و مداحی شما باید یک منبر آموزنده باشد که مخاطبان شما مطلب یاد بگیرند و بر معرفت‌شان افزوده شود. مطالب تاریخی مربوط به ائمه اطهار، مصائبی که بر آنها وارد شده است، جنایاتی که دشمنان آنها مرتکب شده‌اند، اینها در مداحی باشد انشالله.

 آیا گرفتن پول برای روضه‌خوانی اشکال دارد؟

هر چند تعیین نرخ برای این کارها مناسب نیست، شایسته نیست. اما گرفتن وجه، حالا بنده خدا منبری رفته مثلا مداحی داشته مزدی میدهند وجهی می‌دهند پاکتی می‌دهند گرفتن آنها اشکالی ندارد و پیشتر هم ما گفتیم که به هر حال مجالسی که برای عزای معصومین و اباعبدالله حسین (ع) برپا می‌شود چه سخنران و چه روضه‌خوان یا به اصطلاح مداح، غرض اصلی‌اش این چیزها نباید باشد تا آن اجر و ثواب عزاداری اباعبدالله - که به تعبیر حضرت آقا و امام راحل از افضل قربات است و آدم‌ساز است - انشالله محفوظ بماند و بهرمند باشند.

پرسیدند اگر منبری خلاف وحدت شیعه و تسنن صحبت کند، ما در آن مجلس چه وظیفه‌ای داریم؟

بارها این توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی را و در گذشته امام راحل را شنیده‌اید و یاد دارید که چقدر تاکید داشتند بر وحدت مسلمین. چون امروزه ما دشمنان مشترکی داریم: استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی؛ که آنها نه فکر شیعه هستند نه سنی؛ با دیانت شما مخالف هستند. بنابراین توصیه موکد شده است و از نظر حکم شرعی هم به نظر حضرت آقا چه در سخنرانی‌ها و چه در مداحی‌ها و چه در کارهای دیگر اعمالی که امروزه موجب تفرقه بین مسلمان‌ها شود و این وحدتی که مورد نیاز مسلمین است برهم زده شود و دشمن از آن سواستفاده کند، جایز نیست و حرام است و باید از آن پرهیز شود.

پرسیدند حکم گِل مال کردن خود به عنوان عزادار جایز است؟

کیفیت گِل یا خاک به بدن مالیدن یا بعضی جاها کاه روی سر می‌ریزند فرق می‌کند. بعضی جاها روز عاشورا گلی بر سر می‌مالند یا کاه بر سر می‌ریزند که نشان دهند عزادار هستند. اما اگر به حدی برسد که سخیف باشد یا زشت باشد و طرف انگشت نما شود یا اینکه دشمنان از همین اعمال علیه مکتب اهل بیت پیروان مکتب اهل بیت سواستفاده کنند، موجب وهن باشد بله حرام است. بنابراین اگر در حد ساده‌ای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفا خود را عزادار نشان دهد این اشکالی ندارد. اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشت نما میشود و زشت و سبک است یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.

پرسیدند اگر نامحرم صدای نوحه‌خوانی یا گریه یا ناله‌زدن زنان را بشنود اشکال دارد؟

اگر موجب جلب توجه نامحرم باشد یا مفسده‌ای بر آن مترتب باشد اشکال دارد. اما اگر در ان حد نباشد، حرام نیست به نظر حضرت آقا، اما شایسته هم نیست که صدای گریه و ناله و ضجه و عزاداری خانم‌ها را مردان نامحرم بشنوند.

 توصیه کلی به عزاداران و نحوه‌ی عزاداری

یک مطلبی را می‌خواهم اضافه کنیم در همین برنامه‌هایی که عزاداران دارند ضمن احترام به همه آنها غالبا یکسری کارهایی که انجام میدهند از روی عزاداری است و از روی عشق به اباعبدالله است. گرچه کسانی هم جمله‌ای به کار می‌برند می‌گویند مجلس عزاداری اباعبدالله حسین از روی عشق است نه فقه؛ یعنی اینها فراتر می‌روند و می‌گویند این احکام فقهی، این باید و نبایدهای دینی، آنجا جاری نیست. گرچه ما قبول داریم که خیلی مقام عزادار بالا است و عزاداری هم به تعبیر حضرت آقا از افضل قربات است و این سنت دیرینه عزاداری با همان روش متداول و سنتی که وجود داشته و به دور از خرافات و کارهای ناشایست، باید محفوظ بماند.

اما انسانی که می‌خواهد با عزاداری اجر و ثواب ببرد، اول باید بداند که احکام فقهی تعطیل‌بردار نیست. چگونه خود اباعبدالله ظهر عاشورا در محاصره دشمن زیر تیرباران دشمن، نماز را اول وقت خواندند و آن هم به جماعت خواندند. یعنی دارند به ما نشان می‌دهند که این باید و نبایدها و این تکالیف شرعی تعطیل‌بردار نیست حتی در سخت‌ترین وضعیت. تا آخرین لحظات توصیه‌های‌شان این بود که خانم‌ها از خیمه‌ها بیرون نیایند و حتی دشمن این را فهمیده بود که آن حمله به خیام است که اباعبدالله را از پا در می‌آورد. یعنی آنجا دیگر نمی‌تواند تحمل کند. یعنی مسائل محرم و نامحرم. بنابراین این حرفی که از روی عشق است و فقه جاری نیست، کاملا باطل است و احکام فقهی همه جا جاری است در همه وضعیت‌ها.

باید توجه شود مراعات شود که خدای ناکرده عزاداری سبب انجام کارهای حرام مثل اختلاط محرم و نامحرم نباشد، حقوق مردم تضییع نشود و موجب اذیت و آزار عمومی نباشد. به علاوه ترک واجب نباشد، نماز ترک نشود، نماز صبح قضا نشود. نکته پایانی این است معمولا عزاداران در مجلس عزا شرکت می‌کنند و نوحه می‌خوانند، سینه می‌زنند زنجیر می‌زنند برای چه؟ برای اینکه ثواب ببرند. اگر یک عملی را ما شبهه داشتیم یعنی معلوم نبود ثواب دارد یا ندارد آدم عاقل چکار می‌کند؟ آن موردی را که شبه دارد کنار می‌گذارد می‌رود سراغ کاری که قطعا ثواب دارد.

بنابراین در عزاداری‌های‌تان به طور کلی توصیه مراجع معظم تقلید، توصیه حضرت آقا مقام معظم رهبری را بشنوید و از کارهای سخیف سبک و مبتذل و از کارهایی که موجب وهن مذهب است، کارهایی که دشمنان از آن سواستفاده می‌کنند اعمالی که موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمانان می‌شود پرهیز کنید و عزاداری وزین و سنگینی که در شان خودتان و در شان آن بزرگواران اباعبدالله و ائمه اطهار بپردازید و مطمئن باشید که اجر و ثواب می‌برید. و از کارهایی که قطعا حرام است و کارهایی که شبهه دارد یعنی یا شبهه حرمت دارد یا شبهه اینکه اصلا ثواب دارد یا نه استصواب دارد یا نه انشالله در عزاداری‌ها بپرهیزید. از خدا می‌خواهیم به همه ما توفیق عزاداری بامعرفت را عنایت بفرماید.