علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

به مذاکره‌کنندگان حقوق مضاعف داده شود چون با وحشی‌ها در حال مذاکره‌اند/ گفتگوی ما با مستکبران آخرین اتمام حجت است...

به مذاکره‌کنندگان حقوق مضاعف داده شود چون با وحشی‌ها در حال مذاکره‌اند/ گفتگوی ما با مستکبران آخرین اتمام حجت است 

استاد برجسته حوزه و دانشگاه گفت: اگر دشمن به ما فشار می آورد به دلیل این است که به بعضی از انسان های ضعیف سیاسی در کشور چشم دوخته است و اگر این افراد نابود شوند استکبار مقابل ما زانو خواهد زد.

گزارش تصویری / مراسم سیزده آبان مقابل لانه جاسوسی در تهران

گزارش تصویری / تشییع چهل و پنج شهید گمنام در روز عاشورا در تهران

 


پناهیان: باید به وزیر امور خارجۀ و تیم مذاکره‌کنندۀ ما حقوق مضاعفی داده شود، چون با وحشی‌ها در حال گفتگو هستند. اگر مذاکره‌کنندگان ما با آدم‌ها مواجه بودند به این حقوق مضاعف نیاز نبود. وقتی دولت، کسی را به یک منطقۀ بد آب و هوا مأمور می‌کند یا به یک کار دشوار مأمور می‌کند، باید به او حقوق مضاعف بدهد. ما در همین روز اعلام می‌کنیم: به مذاکره‌کنندگانی که نمایندگان این سرزمین قدرتمند و عزتمند هستند، باید حقوق مضاعف پرداخت شود، به دلیل اینکه اینها دارند با وحشی‌های دنیا مذاکره می‌کنند. اگر این وحشی‌های دنیا به سر عقل نیایند، ما حتماً همۀ آنها را به دست خود و سربازانی که در منطقه داریم، نابود خواهیم کرد...

آیا عاشورا مظهر عشقِ بدون عقل است که بعضی‌ها یاوه‌سرایی کنند و بگویند: «بعد از عاشورا، بقیۀ امامان ما با محاسبات عقلی رفتار کردند!» یعنی حسین(ع) با محاسبات عقلی رفتار نکرد!.... وقتی سکینۀ دردانه صدا زد: «می‌شود قبل از رفتن به میدان، ما را به حرم جدّمان برگردانی و بعد به میدان بروی؟»، امام حسین(ع) در پاسخ دخترش نفرمود که «من عاشق خدا هستم، و من می‌خواهم در این راه به شهادت برسم»، بلکه یک پاسخ عقلانی و منطقی به دخترش داد.


حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان ظهر امروز در تجمع عزاداری حسینی در مقابل لانۀ جاسوسی سابق که در اعتراض به شمر و یزید زمان و با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل برگزار شده بود، سخنرانی کرد. در ادامه متن کامل این سخنرانی را می‌خوانید:

الف) عاشورای امسال ما از هر سال دیگری استکبارستیزانه‌تر است
این انقلاب با اباعبدالله الحسین(ع) شکل گرفت و به اوج رسید /مردم هشیار ما هیچ‌وقت «حسین زمان» و «یزید زمان» را فراموش نمی‌کنند

این انقلاب با تظاهرات عاشورا و تاسوعای سال 57 ضربۀ نهایی را بر پیکر استبداد و استعمار زد. این انقلاب با اباعبدالله الحسین(ع) شکل گرفت و به اوج رسید. ما آن زمان نوجوان بودیم و یادمان هست که وقتی در نوحه‌ها و دسته‌های عزاداری «مرگ بر یزید و شمر و عمر سعد» می‌گفتند همه با الحان و همه با تعابیری بود که معلوم بود مردم، یزید زمان خود را شناخته‌اند. کم‌کم طاغوتی‌ها می‌آمدند و جلوی دسته‌های عزاداری را می‌گرفتند، جلوی ذاکران و روضه‌خوان‌ها را می‌گرفتند و می‌گفتند: «شما طوری مرگ بر یزید می‌گویید، طوری زنده باد حسین، می‌گویید که منظورتان کاملاً معلوم است! معلوم است که دنبال حسینِ زمان‌تان حضرت روح‌الله هستید و دنبال مرگ یزید زمان یعنی طاغوت هستید.»

این مردم، مردم هشیاری هستند که در محضر اباعبدالله الحسین(ع) هیچ وقت حسین زمان و یزید زمان را فراموش نمی‌کنند. چطور بعد از این‌همه سال و این‌همه پیشرفت، بعضی‌ها انتظار دارند مردم 13 آبان را به خاطر عاشورا فراموش کنند؟
عاشورای امسال ما از همۀ سال‌های دیگر استکبارستیزانه‌تر است و امسال استکبارستیزیِ ما، از همۀ سال‌هایی که پشتِ سر گذاشته‌ایم عاشورایی‌تر است.

حتی اگر عاشورای امسال مصادف با 13 آبان نبود، باید در نوحه‌های‌مان «مرگ بر آمریکا» می‌گفتیم

دوستان اهل‌بیت(ع)، مریدان اباعبدالله الحسین(ع)، امروز عاشورایی است که اگر 13 آبان هم نبود ما در نوحه‌های‌مان باید «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر استکبار» می‌گفتیم. چون استکبار خبیث فهمیده است که باید جلوی ما را به شیوۀ یزید و شمر بگیرد. دانسته است که باید همان‌طور که حسینِ فاطمه(ع) را محاصره کردند و سر از بدن جدا کردند و اهل‌بیتش را به اسارت بردند، به همان شیوه بیاید و مؤمنین منطقه اعم از شیعه و سنی را سر از بدن جدا کند تا شاید بتواند این مقاومت را کنترل کند. ولی دیگر ما 72 تن نیستیم، ما 72 میلیون هم نیستیم، ما و سایر حسینی‌هایی که در این منطقه اهل مقاومت هستند، بسیار بیش از این هستیم. ما امسال در عاشورا چطور مرگ بر استکبار را فراموش کنیم؟ در حالی که این‌همه در راه محبت اباعبدالله الحسین(ع) سرها از بدن‌ها جدا شده است. هزاران کودک فقط به دلیل اینکه عشقی به اباعبدالله الحسین(ع) در دل دارند توسط تروریست‌های خون‌آشام که ایادیِ دست مستکبران و ظالمان هستند، سر از بدن‌شان جدا شده است.

امروز عاشورای ما علنی شده است/ امروز اهل سنت هم آمده‌اند و از کربلا محافظت می‌کنند
ما امروز هنگام «یا حسین» گفتن استکبار را فراموش کنیم؟ امروز اگر 13 آبان هم نبود در عاشورای ما استکبارستیزی موج می‌زد. امروز دیگر عاشورای ما علنی شده است؛ در میان جوانان جهان اسلام و حتی جوانان غیرمسلمان. مانند آن مسیحی‌ای که در سوریه در مقابل تروریست‌ها ایستاده‌ است و از حرم حضرت زینب(س) دفاع می‌کند و می‌گوید: من به این بانوی دو عالم، خواهر حسین(ع) ارادت دارم. حتی اهل سنت آمده‌اند و دارند با اسلحه از کربلا محافظت می‌کنند و می‌گویند: حسین(ع) پسر پیغمبرِ ماست. ما اگر در عاشورا بودیم از حسین(ع) طرفداری می‌کردیم. اهل سنت هم در مقابل تروریست‌ها ایستاده‌اند.

ببینید این بدبخت‌ها، این استکبار جهانی که در حال اضمحلال و نابودی است به چه فلاکتی کشیده شده است؛ از تروریست‌هایی حمایت می‌کند که امروز خودش هم دیگر رویش نمی‌شود به صورت علنی از آنها حمایت کند. لذا پنهانی حمایت می‌کند، و رذیلانه و منافقانه جنایت می‌کنند. خدایا به حق اباعبدالله الحسین(ع) و به حق مظلومیت اباعبدالله الحسین(ع) الساعه همۀ مظلومین منطقه بلکه همۀ مظلومان جهان را از شرّ استکبار و در رأس آن، دولت خبیث آمریکا و دولتمردان نامرد آمریکا، خلاصی عنایت بفرما.

ب) به دولتمردان عرض می‌کنم: اباعبدالله(ع) با عمرسعد از موضع قدرت گفتگو کرد
به دولتمردان خودمان عرض می‌کنم: اباعبدالله(ع) وقتی با عمر سعد گفتگو کرد از موضع قدرت و عزت گفتگو کرد

امروز ما استکبار را فراموش کنیم؟! در حالی که امسال بیش از هر سال دیگری، وضعیت را برای ما عاشورایی‌تر کرده‌اند. بنده به عنوان یک خادم کوچک مکتب اباعبدالله الحسین(ع) به دولتمردان خودمان عرض می‌کنم؛ اباعبدالله(ع) وقتی با عمر سعد گفتگو می‌کرد، از موضع قدرت و عزت با او گفتگو کرد، فرمود: عمر سعد! چرا خودت را بیچاره می‌کنی؟ تو حتی باید بیایی به ما یاری کنی. در چهرۀ حسین(ع) هیچ انکساری در مقابل عمر سعد نشان داده نشد. در حالی که عمر سعد 30هزار لشکر آورده بود ولی اباعبدالله الحسین(ع) تنها چند نفر سرباز داشت؛ من‌جمله علی اصغر و قاسم بن الحسن(ع). اما حسین(ع) باقدرت سخن می‌گفت. (فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ ع وَیْلَکَ یَا ابْنَ سَعْدٍ أَ مَا تَتَّقِی اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعَادُکَ أَ تُقَاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ ذَرْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعِی فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ أَخَافُ أَنْ یُهْدَمَ دَارِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أَبْنِیهَا لَکَ فَقَالَ أَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَ ضَیْعَتِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْهَا مِنْ مَالِی بِالْحِجَاز....؛ بحار/44/388)

مبادا دولتمردان ما با یک دولت ضعیف و خبیث مثل آمریکا، ضعیف برخورد کنند

امروز استکبار در حال اضمحلال است، مبادا دولتمردان ما با یک دولت ضعیف و زبون و خبیث مثل آمریکا، ضعیف برخورد کنند. شما وظیفۀ عاشورایی‌تان است که از اباعبدالله الحسین(ع) یاد بگیرد و با دشمنی که در حال مرگ است، محکم سخن بگویید. حتی در روابط دیپلماسی با آمریکا، با این موجودات نجس که خون شهیدان منطقه از دندان‌های خونخوار اینها می‌چکد، دست ندهید و به آنها بگویید: «ما حتی اگر با حامیان تروریست‌های آدمخوار، گفتگو کنیم، اما حاضر نیستیم با آنها کنار بیاییم» و الا ننگ ابدی در تاریخ بر پیشانی هر کسی که نسبت به یزیدیان زمان با مدارا سخن بگوید، خواهد نشست.

باید به تیم مذاکره‌کنندۀ ما حقوق مضاعف داده شود، چون دارند با وحشی‌های دنیا مذاکره می‌کنند


باید به وزیر امور خارجۀ و تیم مذاکره‌کنندۀ ما حقوق مضاعفی داده شود، چون با وحشی‌ها در حال گفتگو هستند. اگر مذاکره‌کنندگان ما با آدم‌ها مواجه بودند به این حقوق مضاعف نیاز نبود. وقتی دولت، کسی را به یک منطقۀ بد آب و هوا مأمور می‌کند یا به یک کار دشوار مأمور می‌کند، باید به او حقوق مضاعف بدهد. ما در همین روز اعلام می‌کنیم: به مذاکره‌کنندگانی که نمایندگان این سرزمین قدرتمند و عزتمند هستند، باید حقوق مضاعف پرداخت شود، به دلیل اینکه اینها دارند با وحشی‌های دنیا مذاکره می‌کنند.

این گفتگوها با نمایندگان صهیونیسم بین الملل، آخرین اتمام حجت است/ ایران اسلامی تا انتقام خون تک‌تک مظلومان منطقه را نگیرد، از پای نخواهد نشست

اگر این وحشی‌های دنیا به سر عقل نیایند، ما حتماً همۀ آنها را به دست خود و سربازانی که در منطقه داریم، نابود خواهیم کرد. آمریکایی‌های خبیث، فکر نکنند که می‌توانند از این گفتگوها برای خودشان قبا و ردا و آبرویی تهیه کنند. مظلومان منطقه بدانند، این گفتگوی ما با دولتمردان خبیث آمریکا، با نمایندگان صهیونیسم بین الملل، آخرین اتمام حجت است و ابالفضل‌ها، عَلمدارها، علی اکبرها در حدّ و شأن شیعیان اباعبدالله الحسین(ع) و مریدان پیغمبر اکرم(ص) منتظر فرمان عاشورایی هستند، تا همۀ آنان را به نابودی بسپارند. مظلومان منطقه بدانند؛ ایران اسلامی تا انتقام خون تک‌تک مظلومان منطقه را نگیرد، از پای نخواهد نشست.

سخن دردمندانه و سوگمندانه و قهرمانانه و عزتمندانۀ من، امروز در میان جمع عزاداران اباعبدالله الحسین(ع) با مردم منطقه است. مردمانی که دیده‌اند فرزندان‌شان چگونه به دست تروریست‌ها قتل عام شده‌اند. مردمانی که فریب نیرنگ‌های استکبار را نمی‌خورند. ایران اسلامی به همان دلیلی که حسین(ع) را فراموش نکرده است، هیچ‌یک از شما مظلومان را فراموش نخواهد کرد. ایران اسلامی به همان دلیل که عزادار اباعبدالله الحسین(ع) است و بعد از 1400 سال پرشورتر از قبل، به دنبال انتقام خون حسین(ع) است و انتقام خون حسین(ع) را چیزی جز ریشه‌کن کردن ظلم در عالم نمی‌داند، شما را فراموش نخواهد کرد.

این گفتگویی که بین نمایندگان ما و دُوَل استکباری و دولتمردان خون‌آشام اتفاق افتاده است، برای نجات عالم است و فرجام این گفتگوها چیزی جز رسوایی بیشتر استکبار جهانی نخواهد بود. و ما مثل همیشه در کنار مظلومان عالم و مظلومان منطقه، می‌دانیم که این گفتگوها در سرنگون کردن استکبار هیچ نقشی ندارد و در نهایت جهاد عزتمندانه، غریبانه، مظلومان و مستقلانۀ مردم منطقه است که استکبار جهانی را نابود خواهد کرد.

دولتمردان ما از غیرت عباس(ع) فاصله نگیرند تا نامی از آنها در تاریخ بماند

دولتمردان ما ابالفضل العباس(ع) را فراموش نکنند. مردم سرزمین ما؛ زرتشتی‌ها، مسیحی‌ها، آشوری‌ها همه مرید ابالفضل العباس(ع) هستند. وقتی می‌خواهند نذری بدهند می‌گویند: روز تاسوعا برای قمر بنی‌هاشم(ع) غیرتمند کربلا، نذری می‌دهیم. وقتی شمر در روز تاسوعا برای ابالفضل‌ العباس(ع) امان‌نامه آورد، عباس بن علی(ع) اول نمی‌خواست با شمر مواجه شود، ولی او مدام، عباس(ع) را صدا می‌زد. اباعبدالله الحسین(ع) فرمود: عباسم، می‌دانم آن فرد ملعون است، ولی برو به گفتگوی با او بپرداز! یعنی عباسم من تو را قبولت دارم، می‌دانم که تو روی خوش به دشمن نشان نخواهی داد، اما برو تا اتمام حجّت بشود. و ابالفضل العباس(ع) رفت.

شمر ملعون با یک صدایی که سعی می‌کرد مهربانانه باشد، به سوی عباس(ع) دست دراز کرد و گفت: یک نسبت فامیلی بین ما هست، من حاضرم برای تو امان‌نامه بیاورم. تو به سمت ما بیا و اینجا خودت را به کشتن نده! ابالفضل العباس(ع) در یک جملۀ کوتاه، چند بار از کلمۀ لعن استفاده کردند و به شمر فرمودند: «تو آدمِ ملعون می‌خواهی برای آن ملعون از من پیمان بگیری؟ می‌خواهی به من امان بدهی که من با ملعونین همکاری کنم؟» عباس(ع) چنان جواب دندان‌شکنی به او داد که شمر وقتی به خیام خودشان برگشت، گفت: با وجودِ این عباسی که من دیدم، باید برای خیمه‌ها نگهبان بگذارید. به شمر گفتند: اینها تعدادشان چیزی نیست. گفت: من عباس را می‌شناسم.(وَ أَقْبَلَ شِمْرُ بْنُ ذِی الْجَوْشَنِ لَعَنَهُ اللَّهُ فَنَادَى أَیْنَ بَنُو أُخْتِی عَبْدُ اللَّهِ وَ جَعْفَرٌ وَ الْعَبَّاسُ وَ عُثْمَانُ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَجِیبُوهُ وَ إِنْ کَانَ فَاسِقاً فَإِنَّهُ بَعْضُ أَخْوَالِکُمْ فَقَالُوا لَهُ مَا شَأْنُکَ؟ فَقَالَ یَا بَنِی أُخْتِی أَنْتُمْ آمِنُونَ فَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ مَعَ أَخِیکُمُ الْحُسَیْنِ ع وَ الْزَمُوا طَاعَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَزِیدَ قَالَ فَنَادَاهُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ ع: تَبَّتْ یَدَاکَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَ بِهِ مِنْ أَمَانِکَ یَا عَدُوَّ اللَّهِ أَ تَأْمُرُنَا أَنْ نَتْرُکَ أَخَانَا وَ سَیِّدَنَا الْحُسَیْنَ بْنَ فَاطِمَةَ ع وَ نَدْخُلَ‏ فِی طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ وَ أَوْلَادِ اللُّعَنَاءِ قَالَ فَرَجَعَ الشِّمْرُ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عَسْکَرِهِ مُغْضَباً...؛ لهوف/88)

ای خدا تو شاهد باش، این ملت آن‌چنان حسینی عمل کرد که اسرائیل خون‌آشام برای حفظ بقای خودش مجبور است دور خودش حصار بکشد، مجبور است داخل شهرهای خودش هم نگهبان بگذارد و ان‌شاءالله آن‌قدر ابالفضلی عمل خواهیم کرد و آن‌قدر ابالفضلی ادامه خواهیم داد تا آنها را نابود کنیم. دولتمردان ما غیرت عباس بن علی(ع) را فراموش نکنند و از این غیرت فاصله نگیرند تا نامی از آنها در تاریخ بماند که فراموش نخواهند کرد.
ج) آیا قیام امام حسین(ع) یک قیام غیرعقلانی و احساساتی بود؟!
امام حسین(ع) در پاسخ دخترش نفرمود که من عاشق خدا هستم

آخرین جملۀ من این است: مردم مؤمن، مردم عزادار، آیا قیام اباعبدالله الحسین(ع) یک قیام غیرعقلانی بود؟ آیا قیام اباعبدالله الحسین(ع) یک قیام احساساتی بود؟ آیا عاشورا مظهر عشقِ بدون عقل است که بعضی‌ها یاوه‌سرایی کنند و بگویند: «بعد از عاشورا، بقیۀ امامان ما با محاسبات عقلی رفتار کردند!» یعنی حسین(ع) با محاسبات عقلی رفتار نکرد! آیا این عقلانی نبود که حسین(ع) از خانۀ خود خارج شد و فرمود: وقتی می‌خواهند مرا در خانه سر از بدن جدا کنند، پس بهتر است به میدان بروم و با حماسه به شهادت برسم؟ آیا راه دیگری جز انتخاب شهادت برای حسین(ع) گذاشته بودند؟ که حسین(ع) آن راه عقلانی را نرفته باشد و بنا بر عشق خود به پروردگار فقط شهادت را انتخاب کرده باشد؟ که بعضی‌ها یاوه‌سرایانه، امروز بعد از 1400 سال و بعد از روشن‌ شدن حق به روشنایی آفتاب، باز هم می‌گویند: رفتار حسین(ع) عاقلانه نبود!

معلوم است که اباعبدالله الحسین(ع) عاقلانه رفتار کرد. وقتی سکینۀ دردانه آمد و صدا زد: می‌شود قبل از رفتن به میدان، ما را به حرم جدّمان برگردانی و بعد به میدان بروی؟ (فَقَالَتْ: یَا أَبَهْ رُدَّنَا إِلَى‏ حَرَمِ‏ جَدِّنَا؛ بحارالانوار/45/47) امام حسین(ع) در پاسخ دخترش نفرمود که «من عاشق خدا هستم، من می‌خواهم در این راه به شهادت برسم، هیچ راه دیگری را انتخاب نمی‌کنم.» این معنای عشق نیست که برخی از نفهم‌ها تفسیر می‌کنند. در حالی که امام حسین(ع) کاملاً عقلانی و عزتمندانه عمل کرد.

امام حسین(ع) یک پاسخ عقلانی و منطقی به دخترش داد و فرمود: «اگر دشمن می‌گذاشت اصلاً ما آواره نمی‌شدیم. (فَقَالَ هَیْهَاتَ لَوْ تُرِکَ الْقَطَا لَنَام؛ همان) یعنی دخترک من، اصلاً راه دیگری جز این برای ما وجود نداشت. و بعد هم قلب سوزان خودش را به دخترش هدیه کرد و -می‌توان گفت که- در همان وداعِ جان‌سوز با دخترک نازنینش جان از بدن حسین(ع) مفارقت کرد.

این در واقع همان سخن عقلانی‌ای است که آقای سید حسن نصرالله، قهرمان عرب، چندی پیش بر زبان جاری کردند و عاشورایی عمل کردند و اخیراً
در این چند روز گذشته، دوباره فرمودند که ما وقتی می‌بینیم که دشمنانی دارند می‌آیند و می‌خواهند ما را به خاک و خون بکشند، به خانۀ دشمن می‌رویم و با او مبارزه می‌کنیم، به سوریه می‌رویم و با تروریست‌هایی که نمایندۀ استکبار جهانی هستند، مبارزه می‌کنیم و این بهتر از آن است که بیایند و ما اینجا تسلیم آنها بشویم تا مثل چهارپا سر ما را از بدن جدا کنند. (25مرداد92 و 11آبان93)

این یک برخورد عقلانی و عزتمندانه و عاشقانه است. کسانی که شعور این را ندارند که بفهمند عقل و عشق در کربلا در هم آمیخته بود، به عقلانیت اباعبدالله الحسین(ع) توهین نکنند. به عقلانیت این ملت توهین نکنند. دولتمردان به توهین‌کنندگان به این ملت و به توهین‌کنندگان اباعبدالله الحسین(ع) میدان ندهد.
عقل به ما می‌گوید ....

عقل به ما می‌گوید که در مقابل منافع استکبار بایستیم.

عقل به ما می‌گوید اگر ذره‌ای عقب‌نشینی کنید، ذلیل خواهید شد.

عقل به ما می‌گوید اگر فتنه‌گران 88 نبودند، دشمن این‌قدر جرأت و جسارت پیدا نمی‌کرد که ما را محاصرۀ اقتصادی کند.

عقل به ما می‌گوید اگر دشمن، ما را محاصرۀ اقتصادی کرده است و اگر فشار می‌آورد، به بعضی از انسان‌های ضعیف سیاسی در این کشور چشم دوخته است.

عقل به ما می‌گوید اگر عناصر سیاسی ضعیف در این کشور نابود شوند، استکبار در مقابل ما زانو خواهد زد.

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید: حسین(ع).

عقل به ما می‌گوید این دشمن خونخوار، تا مشت محکم بر دهانش کوبیده نشود و خون از سر و رویش نبارد، دست از ظلم بر نخواهد داشت.

عقل به ما می‌گوید اسرائیل خون‌آشام تا قدرت ما را نبیند، دست از قتل‌عام مردم منطقه برنخواهد داشت.

کسی که عقل ندارد، حق تنفس در فضای سیاسی عاقلانۀ این کشور را ندارد.

عقل به ما می‌گوید «هیهات منا الذله»

عقل به ما می‌گوید اگر منافع دنیایی خودتان را می‌خواهید، مقابل استکبار، محکم بایستید.

عقل به ما می‌گوید: ما دشمن داریم.

عقل به ما می‌گوید: دشمنان ما خباثت خود را بیشتر کرده‌اند.

عقل به ما می‌گوید: اگر در مقابل این دشمن زورگو و مستکبر ذره‌ای کوتاه بیایید - به قول حضرت آیت الله بهجت(ره)- باید تا نوکری مطلقِ آنها عقب‌نشینی کنید.(زمزم عرفان؛ ص291)

عقل به ما می‌گوید: اگر از منافع کوتاه‌مدت به مقدار کوتاه‌مدت، بگذرید، می‌توانید به منافع پایدار برسید.

عقل به ما می‌گوید: جامعۀ ما قدرت مقاومت در مقابل محاصره‌های غرب را دارد.
20سال پیش عقل می‌گفت: «ما قدرت اول منطقه خواهیم شد» و امروز می‌گوید: اگر پای رکاب حسین(ع) باشیم، در آیندۀ نزدیک قدرت اول جهان خواهیم شد

سی سال پیش هم عقل به ما می‌گفت که «ما منطقه را خواهیم گرفت» ولی خیلی‌ها باور نمی‌کردند و آنها الان باید از شرم، سر خود را بلند نکنند.

بیست سال پیش هم عقل به ما می‌گفت که «ما قدرت اول منطقه خواهیم شد» و امروز شده‌ایم. و عقل به ما می‌گوید: ما اگر پای رکاب حسین(ع) باشیم، در آیندۀ نزدیک، به کوری چشم آمریکا، قدرت اول جهان خواهیم شد.

عقل می‌گوید: برای حسین(ع) اشک بریزیم.

عقل می‌گوید: کسی که برای حسین(ع) اشک نریزد، آدم نیست، آهن است.

عقل می‌گوید: کسی که فریاد «یا حسین» سر ندهد، بی‌روح است و قساوت قلب دارد.

عقل می‌گوید: برای مظلومینِ سرجدایی که به عشق حسین(ع) سر از بدن‌شان جدا می‌شود، باید اشک ریخت.

عقل می‌گوید: باید مقاومت کرد.

عقل می‌گوید: عباس! کنار نهر علقمه برخیز، خیمه‌ها منتظر تو هستند. چشم بچه‌ها به توست.

عقل می‌گوید: همۀ امید حسین(ع) عباس بود. لذا وقتی عباس به زمین افتاد: فریاد زد الْآنَ انْکَسَرَ ظَهْرِی وَ قَلَّتْ حِیلَتِی....الا لعنت الله علی القوم الظالمین‏...


 

منبع : فرهنگ نیوز

وارونه نمایی دوست و دشمن خدمت نیست/ نشانه‌های دوستی آمریکا با ایران چیست؟

پیرو صحبت‌های مشاور وزیر خارجه؛

وارونه نمایی دوست و دشمن خدمت نیست/ نشانه‌های دوستی آمریکا با ایران چیست؟

علی‌‌ خرم، مشاور وزیر امور خارجه ایران، در آستانه روز مبارزه با استکبار و تسخیر لانه جاسوسی که امام خمینی(ره) آن را «انقلاب دوم» نامیدند، می‌گوید: رفتار آمریکا در یک‌سال گذشته دوستانه بوده اما هنوز اعتماد لازم بین دو کشور وجود ندارد.

به گزارش گروه سیاسی-فرهنگ نیوز، اتمام حجت ایران در رابطه با پرونده هسته ای مجددا به ایستگاه پایانی خود نزدیک می شود و در حالی که 24 نوامبر(3 آذر) به عنوان پایان مهلت مرحله نخست توافق ژنو در نظر گرفته شده است، این روزها تحلیل‌گران داخل و خارج در حال فضا سازی برای مذاکرات مسقط می باشند.

البته طیفی از تحلیل های وطنی با تحلیل های غیر وطنی تفاوتی ماهوی دارد و آن هم آنکه عمده تحلیل های خارجی در حال حداکثری نمودن منافع خود و طیف خاص تحلیل های داخلی در حال التیام زخم های چند ده ساله هستند!

هنوز هم محتوای مصاحبه «علی خرم» (که تا پیش از مصاحبه با روزنامه به عنوان مشاور وزیر امور خارجه شناخته می شد) با روزنامه شرق قابل تامل است و بندهایی از آن نیز شگفت آور.

خرم در مصاحبه با روزنامه شرق(آن هم در آستانه 13 آبان و روز مبارزه با استکبار) ضمن «دوست» خواندن ایران و آمریکا، در رابطه با تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران تصریح کرد:

« به‌نظر من همه رفتارهای ایالات‌متحده پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست‌جمهوری دگرگون شد و امروز می‌توان چرخشی جدید در نوع نگاه آمریکا به ایجاد رابطه بین دو کشور دید. به‌صورت ویژه، رفتار آمریکا در قبال پرونده هسته‌ای ایران تغییر کرده است...به‌نظر من تفاهم ژنو نیز بیشتر مرهون نگاه دوستانه آمریکا بود.»

البته آقای خرم به همین مقدار نیز بسنده نکرد و پیرامون دلخوری آمریکایی ها از تسخیر لانه جاسوسی گفت:

«از نگاه آمریکایی‌ها این[تسخیر لانه جاسوسی] یک زخم کهنه است. به‌هرحال باید توجه داشت که در ماجرای گروگانگیری غرور ملی مردم آمریکا خدشه‌دار شده و آنها نمی‌توانند از این مساله چشم پوشی کنند!»

تسخیر لانه جاسوسی؛ واکنش طبیعی ایرانیان به چند دهه تحقیر و استحمار

پیش از آنکه وارد محور اصلی تحلیل آقای خرم و بسیاری از تحلیل های این روزهای رسانه های حامی دولت شویم لازم است یادآوری کنیم که تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده پیش از آنکه در پی خدشه دار نمودن غرور ملتی باشد، عکس العمل طبیعی ایرانیان بود در برابر چند دهه استعمار و غارت دولت مردان آمریکا و هم چنین دهن کجی  ایالات متحده به ملت ایران در پی پناه دادن شاه مخلوع بوده است.

در غیر این صورت ایرانیان تمایلی به تیره نمودن روابط نداشتند و اگر نبود اقدامات متعدد و پشت سر هم خرابکارنه دولت مردان آمریکا در جهت منحرف نمودن مسیر ناب انقلاب اسلامی، هرگز آن اتفاق به وقوع نمی پیوست.

تغییر رویکرد آمریکا پس از توافق ژنو به کدام سمت؟

اما اصل ماجرا در نکته دیگری نهفته است و آن هم اینکه در نگاه بسیاری از تحلیل گران حامی دولت، رویکرد ایالات متحده در قبال ایران پس از روی کار امدن دولت یازدهم و به خصوص پس از امضای توافق ژنو تغییری اساسی به خود دیده است و حال آنکه شواهد موجود چیز دیگری را نشان می دهد.

اگرچه که اصل تغییر رویکرد در رویکرد آمریکا در قبال ایران وجود داشته است اما این تغییر پیش از آنکه در جهت بهبود روابط باشد، در راستای تامین منافع لابی های صهیونیستی بوده است.

برای نمونه در نخستین اقدام تنها سه ساعت پس از توافق نهائی ژنو(که همواره از آن به عنوان نقطه عطف یاد می کنند)، وزارت خانه های خزانه داری و امور خارجه امریکا با صدور یک سند راهنمای مشترک با عنوان «راهنمای تدارک تخفیف موقت تحریم ها به منظور اجرای برنامه اقدام مشترک گروه 1+5 و ایران مورخ 24 نوامبر 2013»، به تشریح شرایط حاکم بر اجرای تعهداتی پرداخت که امریکا در اجرای گام اول این توافقنامه بر عهده داشته است.

این سند با عبارتی آغاز می شود که در نوع خود جالب توجه است و از جمله اینکه «در 24 نوامبر 2013 امریکا و شرکایش در گروه 1+5 به درک و فهمی مقدماتی با عنوان برنامه اقدام مشترک دست یافتند که پیشرفت در خصوص برنامه هسته ای ایران را متوقف می کند و آن را در محورهائی کلیدی به عقب می راند» و همچنین اینکه «در مقابل التزام ایران به محدود کردن معنادار برنامه هسته ای خود، گروه 1+5 به ارائه تخفیف محدود، هدفمند و برگشت پذیر تحریم ها به مدت 6 ماه متعهد شد.[i]»

از این تغییر رویکرد صریح که بگذریم به اظهارات رسمی مقامات ایالات متحده پس از توافق ژنو می رسیم که در این راستا اوباما هر روز بر ادامه تحریم های اقتصادی علیه ایران تاکید داشت و در مصاحبه با بلومبرگ تصریح کرد که «یک تن آجر بر سر شرکت‌هایی که با ایران قرارداد ببندند می‌ریزد».

بگذریم که بر اساس آمارها پس از توافقنامه ژنو نه تنها اوضاع بهتری در ابعاد مختلف اقتصادی و امنیتی نصیب ملت ایران نشد بلکه طی این مدت 3 بار تحریم و 18 بار تهدید نظامی به سراغ ایران آمد.

هنوز چند روزی از امضای توافق ژنو نگذشته بود که روزنامه لس آنجلس تایمز در مطلبی با اشاره به اقدام کاخ سفید در افزودن نام 17 شرکت و شخص حقیقی به لیست سیاه تحریم خود به دلیل همکاری با ایران برای دور زدن تحریم های اقتصادی خبر داد و دیوید کوهن(مسئول بخش اجرا و پیگیری تحریم ها در وزارت خزانه داری آمریکا) اعلام کرد که «این تحریم ها ایران را از دستیابی به سیستم مالی بین الملل محروم میکند، فشار شدیدی بر اقتصاد ایران به وجود می آورد و منجر به آن میشود که مقامات ایرانی تشویق به دستیابی به توافقی معنی دار بر سر برنامه هسته ای خود بعد از حدود یک دهه شوند![ii]»

حال تغییر مثبت آمریکا در قبال ایران و «نشانه دوستی» آمریکا با ایران چه بوده است، همان سوالی است که بسیاری به دنبال پاسخ آن هستند.

روی کار آمدن جمهوری خواهان در کنگره و تشدید فشار آمریکایی ها

اما این تمام ماجرا نیست و روی کار آمدن جمهوری خواهان در کنگره آمریکا، نوید بخش تغییرات گسترده تر در سیاست آمریکا مقابل ایران است و سیگنال های تشدید فشارها از هم اکنون قابل دریافت است.

جنیفر روبین از نئومحافظه کاران مشهور آمریکایی و تحلیلگر و نویسنده روزنامه واشنگتن پست  طی یادداشتی برای این روزنامه به پیش بینی تغییر احتمالی سیاست آمریکا در قبال ایران پس از انتخابات میان دوره این کشور که با پیروزی جمهوری خواهان پایان یافت، پرداخته است.

روبین اذعان نموده که «نگرش باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا نسبت به ایران و اسرائیل به شدت با واقعیت و احساسات اکثریت آمریکایی ها فاصله دارد. پس از انتخابات کنگره می تواند آشکارا نشان دهد که با مردم آمریکا، متحد ما اسرائیل و علیه ایران توانمند هسته ای است. در واقع کنگره باید تصریح کند که هدف نهایی ما باید تغییر رژیم در ایران باشد و اینکه دولت فعلی بحث در مورد ایجاد روابط حسنه را غیرممکن می کند. زمانیکه سناتور هری رید دیگر اکثریت سنا مشکل تراش کاخ سفید نباشد، کنگره اقدامات زیادی را می تواند و خواهد انجام داد.»

تمامی این موارد نشان از آن دارد که آمریکایی ها در سطوح مختلف(دیپلمات ها، نمایندگان مجلس و روزنامه نگاران) پیش تر از آنکه به دنبال تغییر در رویه های خود باشند، در حال هر چه سخت تر نمودن فضای مذاکرات هستند و دلیل این همه تعارف های برخی تحلیل گران داخلی به واقع نامعلوم است.

در حقیقت آمریکایی ها بر خلاف برخی از نیروهای داخلی هیچ عجله ای برای رسیدن به گام نهایی ندارند؛ جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید روز پنجشنبه در مصاحبه با شبکه تلویزیونی ام‌اس‌ان‌بی‌سی با اشاره به مذاکرات ایران و 1+5 درباره برنامه هسته‌ای تهران گفت که با توجه به نزدیک شدن به مهلت باقی مانده برای رسیدن به توافق جامع هسته‌ای با ایران هنوز ابعاد دشواری در مذاکرات هسته‌ای با ایران باقی مانده که حل نشده‌اند.

پی نوشت:

 

[i]- اجرای گام اول توافق ژنو به سبک آمریکایی، مشرق.

[ii] - انتشار لیست جدید تحریم ها علیه ایران، سایت خبری تحلیلی تابناک.

 

تصاویر/ سری دوم «شمر زمانه‌ات را بشناس»

تصاویر/ سری دوم «شمر زمانه‌ات را بشناس»

خانه طراحان انقلاب اسلامی همزمان با شروع دهه دوم محرم سری دوم پوسترهای «شمر زمانه‌ات را بشناس» را رونمایی کرد.

به گزارش فرهنگ نیوز، این پوسترها که تداعی کننده جریان دائمی مبارزه حق و باطل در طول تاریخ است، سعی کرده با زبان تصویر، استمرار تداریخی این مبارزه را ترسیم کرده و مخاطب را به شناخت باطل حقیقی در هر دوره‌ای از تاریخ رهنمون کند. سری دوم این تصاویر با محوریت مبارزه با اسرائیل طراحی شده است.

این پوسترها به طور رایگان منتشر شده است. علاقه‌مندان برای دریافت سایز قابل چاپ این پوسترها می‌توانند به پایگاه اینترنتی خانه طراحان انقلاب اسلامی مراجعه کنند.

نظر اوباما و کری درباره سرلشکر سلیمانی...

نظر اوباما و کری درباره سرلشکر سلیمانی

سفیر سابق ایران در لندن که حاج قاسم را «سرمایه جاودان جهان اسلام و هدیه بی نظیر خدا به ایرانیان و محرومان دنیا» می‌داند، در صفحه فیس بوک خود، به انعکاس نظر مقامات آمریکایی درباره امیر فاتح و سرافراز سپاه اسلام پرداخت.

به‌ گزارش فرهنگ نیوز ، صادق خرازی سفیر پیشین ایران در لندن و سازمان ملل در مطلبی که در صفحه فیس بوک منتشر کرده، نقل قولی از باراک اوباما و جان کری رئیس جمهوری و وزیر خارجه آمریکا درباره حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس آورده است که متن این یادداشت را می خوانید:

بنام خدا
خواستم امروز در مورد وجودی عزیز و دُرِّ یگانه ای بنویسم؛ باخود گفتم اورا با عنوان "سردار" خطاب کنم ، دیدم سپاهیان "قدرتمند" و باصلابت و شایسته برخوردار از این عنوان کم نیستند. خواستم برایش از پیشوند "آقا " استفاده کنم، دودل شدم؛ چراکه باز هم هستند فرزانگانی که زیبنده آنند.

عنوان دیگری جستم؛ با خود گفتم او کسی است که بسیاری از "سیاست‌پیشگان" و"سیاست‌سازان"در حوزه پیرامونی‌مان از او در اندیشه و لرزانند. امروزه او بسیاری از مرزهای عالم اسلام یعنی از یمن گرفته تا دشت قبچاق و سرزمین اویغورها، از مدیترانه و دجله و و فرات هلال خصیب تا رود سند و کشمیر، و با عشق به ایران و ایرانیت، اسلام و ائمه اطهار(ع)، سلیمان وار بر قالیچه باور و شهادت و جهاد سوار و هفت اقلیم را در می نوردد.

به‌قول ملک الشعرای بهار: وز پس اسلام رو وانگه ببینی بی خلاف/"کز حلب تا کاشغر میدان سلطان سنجر است"

این همان ملک است کاندر باستان بینی در او/ داریوش از مصرتا پنجاب فرمان گستر است

از خدا غافل مشو یک لحظه در هر کارکرد/ چون تو باشی با خدا هرجا خدایت یاور است

او همان کسی است که اوباما رئیس جمهور ایالات متحده درباره او به العبادی نخست وزیر جدید عراق گفته است: «او دشمن من است ولی من برای او احترام ویژه‌ای قائل هستم". یا اینکه جان کری وزیر خارجه آمریکا به دکتر جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران اسلامی گفته است که اگر برای یکبار هم شده، مایل است او را ببیند.

ولی با همه این اوصاف، این سرباز وطن اسلامی خود را "سیاست‌مدار" نمی‌داند.

او روستا زاده‌ای نجیب و مهربان و درد کشیده‌ای از طبقات فرودست خطّه کرمان است؛ با اینکه عنوان رسمی او "سردار سرلشکر قاسم سلیمانی" است و موجب عزّت جمهوری اسلامی ایران نیز هست، ولی مردم کوچه و بازار و همرزمانش او را به‌نام "حاج قاسم" می‌شناسند؛ چراکه او انسان "مخلص" و "مردمی" است، ولی خوب در این دور و زمانه تعداد "حاجیان" هم کم نیستند.

پس چه‌کنم؟ چه بنامم اورا؟ با چه صفاتی و چگونه خطابش کنم؟... ولی مثل اینکه زیاد هم مشکل لاینحلّی نیست. بگذارید صفات او راکه بر شمردم، ردیف کنم. او "قوی و قدر" است؛ او "آقا"است؛ او "سردار" و "سپهسالار" و در عین حال "سیاست‌مدار" است؛ او "مخلص" و "مردمی" است. اگر حروف اول این صفات را که او متصف به آن است سَرِهم کنم، مشکل حل می‌شود: آری، قاسم، "قاسم" است؛ به عنوان و لقب و صفت نیاز ندارد.

"قاسم" محسّنات بسیار زیادتری هم دارد؛ او به هیچ خطّ و سیاستی وابسته نیست؛ انسانی مستقل و هوشمند و کامل است؛ چون او در سایه خانواده دهقانی پرورش یافته، به خوبی رمز و راز پیوند و قلمه زدن و تکثیر نهال و درخت را می‌داند. اکنون او خود را تکثیر کرده است؛ بدان معنی که هزاران هزار نهال قاسم سربدار در زیر دست او به درختان تنومندی بدل گشته‌اند که امروزه در جهان اسلام آماده جانفشانی هستند. سلامتی و عزّت و موفقیت او آرزوی همه انسان های فرهیخته و دلسوز عالم است.

نام او در کانون سیاست و قدرت و در جهان اسلام، آمیخته با رشادت و آزادیبخشی و رهایی بخشی است؛ قاسم سرمایه جاودانه جهان اسلام و هدیه بی نظیر خداوند به همه ایرانیان و محرومان جهان اسلام است... پس، سلام بر قاسم. خدا نگهدارت قاسم!

منبع:خرداد

نتیجه احترام‌به آمریکا ; دمپسی: در صورت نیاز، به ایران حمله می‌کنیم...

نتیجه احترام‌به آمریکا

دمپسی: در صورت نیاز، به ایران حمله می‌کنیم

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در اظهاراتی تکراری که پیش از این در قالب «گزینه‌های روی میز» توسط سردمداران کاخ سفید مطرح و موجب بی اعتباری آنها شده است، مدعی شد: در صورت نیاز، توان حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران را داریم.

به گزارش فرهنگ نیوز ، سایت اطلاع‌رسانی پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) نوشت: مارتین دمپسی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا مدعی شده است «در صورت نیاز، توان حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران را داریم».

این مقام بلندپایه ارتش آمریکا در عین حال در ادامه سخنانش گفته: اما این اقدام تنها در برنامه هسته‌ای ایران تأخیر ایجاد می‌کند و آن را از بین نمی‌برد.