«سید مهدی بحرالعلوم» که نام کاملش «سید محمدمهدى بن مرتضى بن محمد بروجردى طباطبایى» است، از مشاهیر علماى شیعه در قرن دوازدهم، متبحّر در فقه، اصول، حدیث، کلام، تفسیر، رجال و سیر و سلوک معنوی در سال 1155 هجری (و به قولى در 1154) در کربلا متولد شد.
پدر و اجداد او از دانشمندان سرشناس بودند و با بعضى از خاندانهاى علمى شیعه، از جمله خاندان مجلسى، خویشاوندى سببى یا نسبى داشتند و به دلیل همین پیوند خانوادگى، سید بحرالعلوم از مجلسى اول به عنوان جد و از مجلسى دوم به عنوان دایى یاد مىکند.
تحصیلات
بحرالعلوم تحصیلات خود را در زادگاهش نزد پدر و شیخ یوسف بحرانى (صاحب حدایق) آغاز کرد، و بعد به نجف اشرف رفت و نزد شیخ مهدى بن محمد فتونى عاملى و شیخ محمد تقى دورقى و شیخ محمد باقر هزار جریبى به کسب علم پرداخت.
سپس به کربلا بازگشت و به حوزه درس وحید بهبهانى (بهبهانى، آقا محمد باقر) پیوست.
تشکیل حوزه درسی در نجف اشرف
پس از آن که وحید بهبهانی به علت کهولت درس خود را تعطیل کرد، به توصیه استاد به نجف بازگشت و در آنجا حوزه درسى تشکیل داد، شاگردان بسیارى تربیت کرد و به عدهاى از علما اجازه روایت داد، که از آن جملهاند:
1. سیّد صدر الدین عاملى
2. شیخ جعفر نجفى صاحب کشف الغطاء
3. سید جواد عاملى صاحب مفتاح الکرامة
4. شیخ ابو على حائرى صاحب منتهى المقال
4. ملا احمد نراقى
5. سید محمد مجاهد
6. سید ابوالقاسم خوانسارى (که بحر العلوم از او حکمت و کلام مىآموخت و او نزد بحر العلوم، فقه و اصول مىخواند)
7. شیخ اسد الله شوشترى
8. میرزا محمد نیشابورى معروف به اخبارى
چه کسی لقب بحرالعلوم را به سید مهدی طباطبایی داد؟
سید مهدی در سال 1186 به مشهد مقدس سفر کرد و هفت سال در آنجا اقامت گزید.
در این مدت گذشته از شرکت در مجالس علمى و مباحثه با علما، نزد میرزا مهدى شهید خراسانى به فراگیرى فلسفه پرداخت و این حکیم او را به سبب مقام شامخ علمیاش «بحرالعلوم» خواند. این لقب که پیش از آن به کسى اطلاق نشده بود بعدها عنوان خاندان وى شد که تا امروز به آن شهرت دارند.
بحرالعلوم یعنی چه؟
شاید در نظر اول، معنای بحرالعلوم روشن باشد یعنی دریای علمها. ولی نکته ظریفی در کلمه «بحر» وجود دارد که دانستن آن خالی از لطف نیست.
راغب در مفردات مینویسد: «بَحْر» هر مکان وسیعى است که آب زیادى را در خود جمع کرده است و این معنى وضعى و ریشهاى بحر است. سپس با دیدن وسعت و فرخناى دریا تشبیهاً گفته مىشود «بَحَرْتُ کذا» مثل دریا وسعش دادم.
از این سخن راغب در مییابیم که بحر، خود آب دریا نیست، بلکه آن مکان وسیعی است که آب زیادی را در خوب جمع کرده است. از این رو لقب «بحرالعلوم» برای سید مهدی طباطبایی، میتواند به این معنا باشد که قلب و روح این سید، ظرف وسیعی است که علوم زیادی را در خود جای داده است.
تدریس فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت در حجاز
بحرالعلوم در سال 1193 به حج رفت و مدتى که در حجاز بود، گذشته از اقدامات سودمند دینى، به تدریس فقه مذاهب اربعه پرداخت و افراد بسیارى در حلقه درسى او شرکت کردند.
مناظره با دانشمندان یهود و مسلمان شدن عده زیادی از مردم
از کارهای مهم زندگى سید بحرالعلوم، مناظره کلامى با دانشمندان یهود در منطقه ذى الکفل است که بر اثر آن، گروه بسیارى به اسلام گرویدند. («ذی الکفل» نام یکی از پیامبران بنیاسرائیل است. مقبره وی در 40 کیلومتری جاده نجف ـ حله، در کنار فرات در یک آبادی به همین نام قرار دارد.)
گزارش کامل این مناظره را چند تن از حاضران در مجلس بحث، از جمله صاحب مفتاح الکرامة، ثبت کردهاند.
ریاست عامه شیعیان جهان
بحرالعلوم که در یکى از درخشانترین دورههاى علمى شیعه مىزیست، در بعضى از علوم دینى سرآمد اقران بود، و در بعضى دیگر آگاهى لازم و کافی را داشت، از این رو ریاست عامّه به او منتقل شد.
سیّد صدر الدین عاملى در گزارش خود گفته است که در نجف، عدّهاى بحرالعلوم را در فقه برتر از شیخ جعفر نجفى مىدانند و خود مىافزاید که این سخن چندان هم دور از واقع نمىنماید.
شهامت اخلاقى و روحیه اصلاح طلبى بحرالعلوم سبب شد که در دوران ریاست عامّه، در اجراى تکالیف اجتماعى - دینى با بزرگان معاصر خود همکارى کند، از جمله در مسایل فتوایى مردم را به تقلید از شیخ جعفر نجفى رهنمون شد و براى قضا و رسیدگى به خصومات، شیخ محیى الدین و براى اقامه جماعت، شیخ حسین نجف، عالم و زاهد و امام جماعت مسجد هندى را معرّفى کرد.
همچنین شاگرد برجسته خود سید جواد عاملى مؤلف «مفتاح الکرامة» را به تدوین کتب، از جمله تقریرات درس خود او، که محور آن کتاب وافى فیض کاشانى بود تشویق کرد. خود او نیز علاوه بر تدریس فقه و حدیث به امور مردم رسیدگى مىکرد.
سید بحرالعلوم، همان علامه طباطبایی در کتابهای فقه است
سید مهدی بحرالعلوم در کتابهای فنی و تخصصی فقه به «علامه طباطبایی» یاد میشود. و اگر کسی در کتابهای تخصصی فقه مثل مفتاح الکرامه، جواهر الکلام، کتابهای شیخ انصاری مانند مکاسب و ... نظر و اسم علامه طباطبایی را ببیند، باید بفهمد مراد، سید بحرالعلوم است.
گشودن مشکلات دینی و اجتماعی مردم
در گشودن مشکلات دینى و اجتماعى و برآوردن حوایج نیازمندان کوشا بود و از جمله اقدامات مؤثر او، تعیین دقیق میقاتهاى احرام و مشخص کردن محدوده مواقف حج است که در دوران توقف وى در مکه صورت گرفت.
تقواى بحرالعلوم، ضمن اجتناب از هرگونه سختگیرى در امور جارى زندگى، و نیز سخاوت و همت بلند او زبانزد همگان بود.
به هر حال تأثیر این گرایش را در دست پروردگان و برخى از علماى پس از او نمىتوان انکار کرد. همه معاصران بحرالعلوم به مقام علم و تقواى او اذعان کردهاند. حتى استاد او، وحید بهبهانى، در سالهاى پایانى عمر، چون زوال ملکه اجتهاد را در خود احتمال مىداد، در مسایل فقهى از او نظرخواهى مىکرد.
نظر بزرگان درباره سید بحرالعلوم
آیت الله شیخ جعفر کشف الغطاء
آیت الله شیخ جعفر کاشف الغطاء که از بزرگان فقهای شیعه است نویسنده کتاب «کشف الغطاء» غبار نعلین سید بحرالعلوم را با حنک عمامه خود پاک مىکرد.
علامه سید محمد باقر خوانساری
آیت الله سیّد محمد باقر خونسارى صاحب کتاب «روضات الجنّات» به نقل از «منتهى المقال» که نویسندهاش معاصر بحرالعلوم بود مینویسد: سیّد سَنَد و رکن معتَمد مولاى ما سیّد مهدى ... پیشوا و امامى است که روزگار نتوانسته است مانند او را به جهان بسپارد.
سلطان عظیم الهمّة و بلند پروازى است که مادرِ دهر سالیان دراز از زائیدن همانند او عقیم بوده است.
بزرگ علماى اعلام و مولاى فضلاى اسلام، علّامه دهر و زمان خود و یگانه عصر و اوان خود بوده است.
اگر در بحث معقول زبان بگشاید تو گوئى این شیخ الرئیس است، این سقراط و ارسطو و افلاطون است. و اگر در منقول بحث کند تو گوئى این علّامه محقّق در فروع و اصول است. و در فنّ کلام با کسى مناظره نکرده است مگر اینکه تو گوئى سوگند به خدا این عَلَمُ الهدى است.
و اگر گوش فرادهى به آنچه در هنگام تفسیر قرآن کریم به زبان آرد فراموش مىکنى آنچه در ذهن دارى و چنین مىپندارى مثل اینست که این همان کسى است که خداوند قرآن را بر او فرستاده است...
بحرالعلوم بعد از استاد علّامه وحید- دام علاهما- پیشوا و سالار پیشوایان عراق و بزرگ و سرپرست فضلاء به طور اطلاق است. علماء عراق همگى به سوى او روى آورده و او را ملجأ خود قرار دادهاند و عظماى از علماء اعلام از او اخذ علوم مىکنند.
بحرالعلوم همانند کعبهاى براى عراق است که براى استفاده از صحبتش طى مراحل و قطع منازل مىنمایند. اقیانوس موّاجى است که کرانهاى براى آن یافت نمىشود. به علاوه کرامات باهره و آثار و آیات ظاهرهاى که از او به ظهور پیوسته است بر کسى پوشیده نیست....
و براى پى بردن به عظمت و جلالت این راد مرد بزرگ که چنین آیاتى از او پدیدار گشته است همین بس که در شب تولّد با سعادتش پدر او که در حجاز بود در عالم رؤیا دید که مولانا حضرت رضا- علیه و على أبائه و أبنائه أفضل الصلاة و السّلام- شمعى را به توسّط محمّد بن اسمعیل بن بزیع فرستادند که آن را بر فراز بام خانه آنها روشن کند؛ روشنى و نور این شمع چنان به آسمان بالا مىرفت که نهایت سیرش دیده نمىشد.
در وقت ملاقات و زیارتش چون نظر بر او افتد در عالمى از تحیّر فرو مىرود و با زبان حال خود مىگوید: این مرد از جنس بشر نیست...
علامه میرزا علی آقا قاضی
علامه میرزا على آقا قاضى - استاد عرفان علامه طباطبائى و بسیارى دیگر از بزرگان – دربارهاش چنین فرموده است: سه نفر در طول تاریخ عارفان به مقام «تمکن در توحید» رسیدهاند: سید بن طاووس ، احمد بن فهد حلى و سید مهدى بحرالعلوم.
علامه سید محمدحسین طباطبایی
علامه سید محمد حسین طهرانی مینویسد: مرحوم استاد (یعنی علامه طباطبایی) به دو نفر از علماء اسلام بسیار ارج مىنهادند و مقام و منزلت آنان را به عظمت یاد مىکردند: اوّل: سیّد أجلّ علىّ بن طاووس أعلى اللهُ تعالَى مقامَه الشّریف، و به کتاب «إقبال» او اهمّیّت مىدادند و او را «سیّد أهل المراقبة» مىخواندند.
دوّم: سیّد مهدى بحرالعلوم أعلى اللهُ تعالى مقامه، و از کیفیّت زندگى و سلوک علمى و عملى و مراقبات او بسیار تحسین مىنمودند. و تشرّف او و سیّد ابن طاووس را به خدمت حضرت امام زمان أرواحنا فداه کراراً و مراراً نقل مىنمودند. و نسبت به نداشتن هواى نفس، و مجاهدات آنان در راه وصول به مقصود، و کیفیّت زندگى و سعى و اهتمام در تحصیل مرضات خداى تعالى، مُعجِب بوده و با دیده ابّهت و تجلیل و تکریم مىنگریستند.
علامه حسن زاده آملی هم نوشتهاند: علامه طباطبائی، مرحوم سید بحر العلوم و ابن فهد صاحب عدّة الداعی و سید ابن طاووس صاحب اقبال را از کمّل میدانست و میفرمود: اینها کامل بودند.
علامه سید محمدحسین طهرانی
چه گویم درباره کسى که تشرّف او کراراً و مراراً به محضر مقدّس حضرت امام زمان حجّة ابن الحسن العسکرى- أرواحنا له الفداء- جاى شُبهه و تردید نیست و این مسأله نزد علماى أعلام بلکه همه قاطنین و ساکنین نجف اشرف در حکم مسلّمات است، بلکه از بعضى از کلمات بزرگان استفاده مىشود که باب امکان تشرّف به خدمت آن ولىّ والاى عالم امکان پیوسته براى او باز بوده است، بلکه چه گویم درباره کسى که او را آن صاحب مقام ولایت کبرى امام زمان در آغوش گرفت!
آیت الله شهید مطهری
سید مهدى بحرالعلوم، شاگرد بزرگ و بزرگوار وحید بهبهانى است و از فقهاى بزرگ است. منظومهاى در فقه دارد که معروف است. آراء و نظریات او مورد اعتنا و توجه فقهاست. بحرالعلوم به علت مقامات معنوى و سیر و سلوکى که طى کرده فوق العاده مورد احترام علماى شیعه است و تالى معصوم به شمار مىرود.
کرامات زیاد از او نقل شده است. کاشف الغطاء، با تحت الحنک عمامه خود، غبار نعلین او را پاک مىکرد.
تشرف بحرالعلوم به محضر امام زمان (عج)
خبر تشرف وى به حضور امام دوازدهم عجل الله تعالى فرجه به حد تواتر رسیده است و اصل این تشرف را هیچ یک از دانشمندان معاصر یا متأخر از او، انکار نکردهاند.
میرزاى قمى، مؤلف قوانین الأصول، که خود در ایران مرجعیّت داشت و مانند بحرالعلوم از شاگردان برجسته وحید بهبهانى بود، در سفرى به عراق به دیدار سیّد بحرالعلوم رفت و پس از خلوت شدن مجلس، ضمن اشاره به مقام معنوى او و تشرّف به دیدار امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه از وى خواست نکاتى را از آنچه دیده است باز گوید. بحرالعلوم خواسته او را فقط به طور سر بسته اجابت کرد و رشته سخن را تغییر داد.
همچنین نوشتهاند وقتی بحرالعلوم در جلسات درس آیتالله وحید بهبهانی شرکت میکرد، میرزای قمی نویسنده کتاب «قوانین الاصول» میگوید: من با علامه بحرالعلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت میکردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح میدادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحرالعلوم در نجف ماند. بعدها وقتی شهرت علمی سیدبحرالعلوم به من رسید تعجب میکردم که این نباید تا این حد از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه من برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم، با اینکه میرزای قمی، خود از بزرگان به شمار میرفت، میگوید: من دیدم سید بحرالعلوم همانند دریای مواج و عمیقی از دانشهاست سپس از او پرسیدم: ما در یک درجهای از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟
سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو میگویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی! علامه بحرالعلوم ادامه داد: چگونه این طور نباشم در حالی که آقایم حجتبن الحسن (عج) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند!
مقام تقوا او را در موقعیتى قرار داده که به گفته مرحوم مامقانى، شخصیّت حدیثى وى برتر از وثاقت و فروتر از عصمت است.
بحرالعلوم ادیب و شاعری برجسته بود
بحرالعلوم به عربى شعر مىسرود و از جمله آثار او منظومهاى است در رثاى امام حسین علیهالسّلام، که به اقتضاى دوازده بند محتشم سروده است.
یکی از کارهای معروف بحرالعلوم، کتاب الدرة النجفیة است که بیش از 2000 هزار بیت دارد که درباره مسائل طهارت و نماز به نظم بیان شده است.
علاوه بر این، عالمان دینى را نیز به آگاهى از فنون ادب تشویق مىکرد و شاعران مذهبى را محترم مىشمرد.
چرا به فکر همسایه گرسنهات نیستی؟! مگر مسلمان نیستی؟
علامه سید جواد عاملى، فقیه معروف و صاحب کتاب مفتاح الکرامة، شب مشغول صرف شام بود که صداى در را شنید. وقتى که فهمید پیشخدمت استادش سید مهدى بحرالعلوم، دم در است با عجله به طرف در دوید. پیشخدمت گفت: «حضرت استاد شما را الآن احضار کرده است. شام جلو ایشان حاضر است اما دست به سفره نخواهند برد تا شما بروید».
جاى معطلى نبود. سید جواد بدون آنکه غذا را به آخر برساند، با شتاب تمام به خانه سید بحرالعلوم رفت. تا چشم استاد به سید جواد افتاد، با خشم و تغیر بى سابقهاى گفت:
«سید جواد! از خدا نمىترسى، از خدا شرم نمىکنى؟!».
سید جواد غرق حیرت شد، که چه شده و چه حادثهاى رخ داده؟! تاکنون سابقه نداشته اینچنین مورد عتاب قرار بگیرد. هرچه به مغز خود فشار آورد تا علت را بفهمد ممکن نشد. ناچار پرسید: «ممکن است حضرت استاد بفرمایند تقصیر اینجانب چه بوده است؟».
فرمود: «هفت شبانه روز است فلان شخص همسایهات و عائلهاش گندم و برنج گیرشان نیامده. در این مدت از بقال سر کوچه خرماى زاهدى نسیه کرده و با آن به سر بردهاند.
امروز که رفته است تا باز خرما بگیرد، قبل از آنکه اظهار کند، بقال گفته نسیه شما زیاد شده است. او هم بعد از شنیدن این جمله خجالت کشیده تقاضاى نسیه کند، دست خالى به خانه برگشته است و امشب خودش و عائلهاش بىشام ماندهاند».
عرض کرد: به خدا قسم من از این جریان بىخبر بودم، اگر مىدانستم به احوالش رسیدگى مىکردم».
فرمود: «همه داد و فریادهاى من براى این است که تو چرا از احوال همسایهات بىخبر ماندهاى؟ چرا هفت شبانه روز آنها به این وضع بگذرانند و تو نفهمى؟ اگر باخبر بودى و اقدام نمىکردى که تو اصلا مسلمان نبودى».
پیشخدمت من این مجمعه غذا را بر مىدارد، همراه هم تا دم در منزل آن مرد بروید، دم در پیشخدمت برگردد و تو در بزن و از او خواهش کن که امشب با هم شام صرف کنید. این پول را هم بگیر و زیر بوریاى خانهاش بگذار، و از اینکه درباره او که همسایه تو است کوتاهى کردهاى معذرت بخواه. سینى را همان جا بگذار و برگرد. من اینجا نشستهام و شام نخواهم خورد تا تو برگردى و خبر آن مرد مؤمن را براى من بیاورى.
پیشخدمت سینى بزرگ غذا را که انواع غذاهاى مطبوع در آن بود برداشت و همراه سید جواد روانه شد. دم در پیشخدمت برگشت و سید جواد پس از کسب اجازه وارد شد. صاحبخانه پس از استماع معذرت خواهى سیدجواد و خواهش او دست به سفره برد. لقمهاى خورد و غذا را مطبوع یافت. حس کرد که این غذا دست پخت خانه سیدجواد، که عرب بود، نیست، فوراً از غذا دست کشید و گفت: «این غذا دست پخت عرب نیست، بنابراین از خانه شما نیامده. تا نگویى این غذا از کجاست من دست دراز نخواهم کرد».
آن مرد خوب حدس زده بود. غذا در خانه بحرالعلوم ترتیب داده شده بود. آنها ایرانى الاصل و اهل بروجرد بودند و غذا غذاى عرب نبود. سیدجواد هرچه اصرار کرد که تو غذا بخور، چه کار دارى که این غذا در خانه کى ترتیب داده شده، آن مرد قبول نکرد و گفت: «تا نگویى دست دراز نخواهم کرد.» سید جواد چارهاى ندید، ماجرا را از اول تا آخر نقل کرد. آن مرد بعد از شنیدن ماجرا غذا را تناول کرد، اما سخت در شگفت مانده بود. مىگفت: «من راز خودم را به احدى نگفتهام، ازنزدیکترین همسایگانم پنهان داشتهام، نمىدانم سید از کجا مطلع شده است.
تألیفات بحرالعلوم
آثاری که از سید بحرالعلوم باقی مانده عبارتند از:
1. المصابیح، در عبادات و معاملات، که از زمان تألیف تاکنون مورد توجه فقها بوده است.
2. الدرّة النجفیّة، که در آن دو باب طهارت و صلاة در بیش از 2000 بیت به نظم در آمده و بر آن شرحهاى فراوان نوشته شده است.
3. مشکاة الهدایة، که در واقع روایت منثور الدرّة النجفیّة در باب طهارت است.
4. الفوائد الرجالیّة، در علم رجال که به معرفى خاندانهاى معروف علمى و حدیثى و راویان و عالمان امامى و مطالب متفرقه درباره کتب حدیث و رجال اختصاص دارد و نکاتى نو از مباحث رجالى در آن تبیین شده است.
5. تحفة الکرام فی تاریخ مکّة و البیت الحرام، درباره وجه تسمیه و حدود و نقشه و نیز تاریخ بناى کعبه در روایات تاریخى درباره تأسیس و تجدید بناهاى مختلف مکه، و نیز تاریخ بناى مسجد الحرام و ضمایم آن از قبیل صفا و مروه.
6. دیوان شعر، که افزون بر 1000 بیت و بیشتر در مدح و رثاى اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله است.
علاوه بر این کتابها، سید بحرالعلوم بیش از هفده رساله درباره موضوعات مختلف فقهى و اصولى تألیف کرده است و نیز رسالهاى عرفانی در سیر و سلوک دارد که برخی نسبت این رساله به سید مهدی بحرالعلوم را منکر شدهاند.
رساله سیر و سلوک منسوب به سید بحرالعلوم
برای توضیح بیشتر درباره رساله سیر و سلوک، از مقدمهای که علامه سید محمدحسین طهرانی بر آن نوشتهاند استفاده میکنیم. علامه طهرانی این کتاب را تصحیح و چاپ کرده است.
چگونگی دسترسی علامه طهرانی به نسخه صحیح رساله بحرالعلوم
علامه طهرانی مینویسد: این حقیر فقیر در زمان اشتغال به تحصیل در حوزه مقدسّه علمیّه (قم) برخورد به رسالهاى خطّى نمودم که در عنوانش نوشته بود: «تحفة الملوک فى السّیر و السّلوک. منسوب إلى مولانا السیّد مهدى بحرالعلوم» ... این نسخه بسیار مغلوط بود ... لذا در صدد بودم که نسخه صحیحى به دست آورده و تصحیح کنم ...
چون براى تحصیل به نجف اشرف مشرّف شدم یک نسخه از آن را نزد حضرت آیة الله حاج شیخ عباس قوچانى یافتم و از ایشان به عنوان امانت گرفتم لکن آن نسخه نیز بسیار مغلوط بود...
یک بار که به خدمت استاد مکرّم حضرت علّامه طباطبائى مُدَّ ظِلُّه العالى مشرّف شدم ایشان فرمودند: در نزد من یک نسخه بسیار صحیح موجود است که به خط خود استنساخ نمودهام. و اضافه کردند: «وقتى که من در تبریز مشغول تحصیل بودم به یک نسخه برخورد نمودم و استنساخ کردم، این نسخه بسیار مغلوط بود و چون به نجف اشرف مشرّف شدم نظیر این نسخه را نزد آیة الله استادمان مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى رضوان الله علیه یافتم آن نسخه هم مانند نسخه من مغلوط بود و سپس معلوم شد که نسخه ایشان و نسخهاى که من از روى آن براى خود استنساخ نمودهام هر دو از روى یک نسخه بوده است... لیکن اخیراً یک نسخه بسیار صحیحى با خطى بسیار زیبا و کاغذى عالى و جدول کشى شده نزد استاد خود در علوم ریاضیات و هیئت مرحوم آقا سیّد ابو القاسم خونسارى یافتم و از ایشان براى استنساخ گرفتم ...»
حقیر براى استنساخ، نسخه ایشان (علامه طباطبایی) را به عنوان امانت گرفتم... و با کمال دقت این نسخه حاضر را که ملاحظه مىشود از روى نسخه ایشان (علامه طباطبایی) استنساخ نمودم. بنابراین، این نسخه بسیار صحیح و قابل اعتماد است.
همچنین علامه حسن زاده آملی نیز متن آن رساله را با دقت تمام تصحیح نموده و از بدو تا ختم بر آن تعلیقات ارزنده و مفید نگاشته است که ظاهرا هنوز به چاپ نرسیده است.
آیا انتساب رساله سیر و سلوک به بحرالعلوم صحت دارد؟
چنانکه گفته شد درباره صحت انتساب رساله سیر و سلوک به بحرالعلوم، نظرات متفاوت است. علامه طهرانی بحث مفصلی کرده است و نظر علما موافق و مخالف را نقل و بررسی کرده است که علاقهمندان، به کتاب رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم که با تصحیح علامه طهرانی چاپ شده مراجعه کنند.
در آن مقدمه، علامه طهرانی به نقل از علامه طباطبایی آورده است: استاد بزرگ ما آیت الحقّ مرحوم حاج میرزا على آقا قاضى تمام این رساله را به طور قطع و یقین از مرحوم سیّد مهدى بحرالعلوم مىدانستهاند.
همچنین نوشتهاند: این حقیر روزى در خدمت استاد علّامه طباطبائى مُدَّ ظِلُّه عرض کردم: حقیر با وجودى که کتب اخلاق و سیر و سلوک و عرفان را بسیار مطالعه نمودهام هیچ کتابى مانند این رساله جامع و شامل و متین و اصولى و مفید و روان و در عین حال مختصر و موجَز به طورى که مىتوان در جیب گذارد و در سفر و حضر از آن بهرهمند شد نیافتم. ایشان از این سخن تعجب کردند و فرمودند: این نظیر عبارتى است که من از مرحوم قاضى رضوان الله علیه شنیدم. چه، ایشان فرمودند: «کتابى بدین پاکیزگى و پر مطلبى در عرفان نوشته نشده است»
وفات سید بحرالعلوم
بحر العلوم در سال 1212 و در 57 سالگى، به سوی معبود شتافت و نزدیک آرامگاه شیخ طوسى در نجف به خاک سپرده شد. روحش شاد.

در مسابقات قهرمانی کیوکوشین کاراته (اویاما) که در سالن شهید حیدرنیا در 22/6/1392 برگزار گردید، سنسی آرش اعظمی در وزن آزاد موفق به کسب مقام سوم مسابقات گردید .
فرماندهی پایگاه اما حسین علیه السلام کسب این مقام را به ایشان تبریک عرض می نماید.
افسوس که لحظه ی سفر یادم نیست
لبخند قشنگش دم در یادم نیست
من هرچه ورق ، ورق زدم ذهنم را
دیدم که نوازش پدر یادم نیست
شهر «حلّه» و نقش آن در گسترش معارف شیعی
شهر حله یکى از شهرهاى بزرگ جهان تشیع محسوب میشود و زمانى از مهمترین حوزهها و مراکز علمى، فقهى و ادبى شیعه به شمار مىرفت که از آن علما و دانشمندان بزرگی مانند «ابن ادریس حلی، محقق حلی، علامه حلی، ابن نما حلی و ابن فهد حلی» به صحنه آمدند که نقش مهمى در گسترش و رشد علوم شیعه داشتند و تحول بزرگى در علوم اسلامى ایجاد کردند.
یکی دیگر از بزرگان حله، «سید بن طاووس» فقیه، ادیب، شاعر، محدث و عارف بزرگ شیعه است.
او در روز 15 محرم سال 589 هجرى در شهر حله به دنیا آمد. نام کاملش سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاووس است، و از نوادگان امام حسن مجتبى و امام حسین علیهماالسلام محسوب میشود. از این رو، ایشان را «سید ذی الحسنین» نامیدهاند.
پیشبینی جالب امام علی(ع) درباره حله و علمای آن
حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام از ظهور چنین علما و بزرگانى در آن خطه خبر دادهاند. «ابوحمزه ثمالی» از «اصبغ بن نباته» نقل مىکند که حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام، در مسیر حرکت از کوفه به طرف صفین بر تپههاى بابل رسیدند، بر روى تلى ایستادند و به بیشه و نیزارى که بین بابل و همان تل بود، اشاره کردند و فرمودند: شهرى است و چه شهر شگفتی!
اصبغ بن نباته که از یاران نزدیک آن حضرت بود عرض مىکند: ای امیر مؤمنان! مىبینم از وجود شهرى در اینجا سخن مىگویید، آیا در اینجا شهرى بوده که اکنون آثار آن از بین رفته است؟
فرمودند: نه! ولى در اینجا شهرى به وجود مىآید که آن را «حله سیفیه» گویند و مردى از تیره بنى اسد آن را بنا خواهد کرد و از این شهر، مردان پاک سرشت و مطهر پدید مىآیند که در پیشگاه خداوند «مقرب» و «مستجاب الدعوة» مىشوند.
چرا به سید، پسر طاووس میگفتند؟
یکی از اجداد ایشان یعنی محمد بن اسحاق از سادات بزرگوار مدینه بود و به خاطر زیبایى و ملاحتش به «طاووس» مشهور شده بود و فرزندانش را آل طاووس و ابن طاووس میگفتند.
پدر و مادر «سید بن طاووس»
پدر سید علی، یعنی موسى بن جعفر، از روات بزرگ حدیث است که روایات خود را در اوراقى نوشته بود و بعد از او فرزندش یعنی «سید بن طاووس» آنها را جمع آورى نمود و با نام «فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسى بن جعفر» منتشر نمود.
مادر او دختر «ورام بن ابى فراس» -صاحب کتاب مجموعه ورام- از بزرگان علماى امامیه بود. مادر پدرش نیز نوه شیخ طوسى بود و به همین خاطر «سید بن طاووس» گاهى مىگوید: «جدی ورام بن أبی فراس» و گاهى مىگوید: «جدی الشیخ الطوسی».
برادرها و برادرزادهها و فرزندان او نیز از علماى بزرگوار شیعه بودهاند.
«سید بن طاووس» در کلام بزرگان
علامه حلی
علامه حلى در کتاب منهاج الصلاح مینویسد: السید السند رضى الدین على بن موسى بن طاووس، و کان اعبد من رأیناه من اهل زمانه. یعنی سید بن طاووس عابدترین افراد زمان خود بود که دیدیم.
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
عارف فرزانه میرزا جواد ملکی تبریزی از سید بن طاووس تعبیر به «سید المراقبین» نموده است و میفرماید: سید بزرگ «ابن طاووس قدّس سرّه» همان کسى که استادم (قدّس سرّه) مىگفت: غیر از معصومین علیهمالسّلام کسى در علم مراقبت مانند او نیامده است.
ظاهرا مراد آیتالله ملکی تبریزی از «استادم»، مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی است.
همچنین میگوید: سرور ما اسوه اهل علم و عمل، طاووس اهل مراقبت و آموزگار آنان و مروج این علم و عمل کننده به آن، در کتاب اقبال، اصول مراقبات اعمال را به بهترین شکل نوشته است که در نوع خود بىنظیر است.
علامه میرزا علی آقا قاضی
علامه میرزا على آقا قاضى - استاد عرفان علامه طباطبائى و بسیارى دیگر از بزرگان – درباره وی چنین فرموده است: سه نفر در طول تاریخ عارفان به مقام «تمکن در توحید» رسیدهاند: سید بن طاووس، احمد بن فهد حلى و سید مهدى بحرالعلوم.
حضرت امام خمینی
امام خمینی میفرماید: از علمای بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را که پیش همه علما مسلّمند پیروی کن؛ مثل جناب عارف بالله و مجاهد فی سبیل الله، مولانا سید بن طاووس (رضی الله عنه) و مثل مولانا عارف بالله و سالک إلی الله، شیخ جلیل بهائی قدس سره ....
آیتالله شیخ جعفر شوشتری
ایشان درباره سید ابن طاووس، میفرماید: و بدان که در نقل مراثی، از آن جناب، معتبرتری نداریم. در جلالت قدر، مثل ایشان کم است.
علامه سید محمدحسین طباطبایی
علامه سید محمد حسین طهرانی مینویسد: مرحوم استاد (یعنی علامه طباطبایی) به دو نفر از علماء اسلام بسیار ارج مىنهادند و مقام و منزلت آنان را به عظمت یاد مىکردند: اوّل: سیّد أجلّ علىّ بن طاووس أعلى اللهُ تعالَى مقامَه الشّریف، و به کتاب «إقبال» او اهمّیّت مىدادند و او را «سیّد أهل المراقبة» مىخواندند.
دوّم: سیّد مهدى بحرالعلوم أعلى اللهُ تعالى مقامه، و از کیفیّت زندگى و سلوک علمى و عملى و مراقبات او بسیار تحسین مىنمودند. و تشرّف او و سیّد ابن طاووس را به خدمت حضرت امام زمان أرواحنا فداه کراراً و مراراً نقل مىنمودند. و نسبت به نداشتن هواى نفس، و مجاهدات آنان در راه وصول به مقصود، و کیفیّت زندگى و سعى و اهتمام در تحصیل مرضات خداى تعالى، مُعجِب بوده و با دیده ابّهت و تجلیل و تکریم مىنگریستند.
علامه حسن زاده آملی هم نوشتهاند: علامه طباطبائی، مرحوم سید بحر العلوم و ابن فهد صاحب عدّة الداعی و سید ابن طاووس صاحب اقبال را از کمّل میدانست و میفرمود: اینها کامل بودند.
علامه حسن زاده آملی
علامه حسن زاده آملی مینویسد: شایسته است سخنى از سید بن طاوس که به فرموده بعضى از مشایخ ما از کمّل بوده است به عرض برسانم: آن جناب در کتاب شریف اقبال فرموده است: «من بدون استهلال و رجوع به جدول تقویم از اوّل ماه و هلال آن باخبرم، و نیز از لیلة القدر آگاهى دارم».
تحصیلات، هوش و استعداد قوی «سید بن طاووس»
ابتداى تحصیلات سید ابن طاووس در شهر حله بود که از محضر پدر و جد خود، «ورام بن ابى فراس» علوم مقدماتى را آموخت.
سید با درکى قوى و هوشى سرشار، قدم در راه علم نهاد و در اندک زمانى از تمام هم شاگردیهاى خود سبقت گرفت. وى در «کشف المحجة» مىگوید: «وقتى من وارد کلاس شدم آنچه را دیگران در طول چند سال آموخته بودند، در یک سال آموختم و از آنان پیشى گرفتم.»
او مدت دو سال و نیم به تحصیل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بىنیاز دید و بقیه کتب فقهى عصر خویش را به تنهایى مطالعه نمود.
جشن تکلیف از ابتکارات سید بن طاووس
سید بن طاووس از عبادت لذّت میبرد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات ایشان است. وقتی پانزده سالش تمام شد و وارد سال شانزدهم شد، گفت باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور میدهد. با من حرف میزند. مرا مخاطب قرار میدهد و این روز عید من است.
لذا جشنی گرفت و عدّهای را دعوت کرده، پذیرایی کرد و شیرینی داد. مردم گفتند چه جشنی است؟ گفت جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است.
شخصیت اجتماعى «سید بن طاووس»
سید بن طاووس در بین علما و مردم زمان خویش از احترام خاصى برخوردار بود. او علاوه بر اینکه فقیهى نام آور بود، ادیبى گرانقدر و شاعرى توانا شمرده مىشد، گرچه شهرت اصلى او در زهد و تقوى و عرفان اوست و اکثر تألیفات او در موضوع ادعیه و زیارات است.
سید، کتابخانه بزرگ و بىنظیرى داشت که از جدش به ارث برده بود و او به گفته خودش تمام آن کتابها را مطالعه کرده یا درس گرفته بود.
سفرهاى علمى «سید بن طاووس»
سید بن طاووس که از محضر اساتید حله استفاده کافى و لازم را برده بود براى استفاده از علماى دیگر شهرها، عزم سفر نمود.
او ابتدا به کاظمین رفت. پس از مدتى ازدواج نمود و ساکن بغداد شد. مدت 15 سال در شهر بغداد به تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف پرداخت. ورود سید به بغداد سال 625 هجرى بوده است.
سید که تحت فشار دولت عباسى براى پذیرش پستهاى حکومتى قرار گرفته بود از بغداد به حله، زادگاه خویش، مراجعت کرد.
وی مدت سه سال نیز در جوار امام هشتم علیهالسلام به سر برد. سپس به نجف و کربلا هجرت کرده و در هر کدام حدود 3 سال مقیم شد. در این زمان علاوه بر تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف، همّت اصلى خویش را بر سیر و سلوک و کسب معنویات قرار داد.
در زمان اقامت در کربلا کتاب شریف «کشف المحجة» را به عنوان وصیتى براى فرزندانش که در آن زمان کودک بودند نوشت.
آخرین سفر ابن طاووس در سال 652 هجرى به بغداد بود. وى در بغداد منصب نقابت را پذیرفت و تا پایان عمر خویش در همانجا سکنى گزید. زمانی که مغولها به بغداد حمله کرده و آن را اشغال نمودند، سید نیز در بغداد بود.
سید بن طاووس، مورد احترام امام زمان(عج) بود
در کمالات سید بن طاووس آمده است که از نزدیکان امام عصر عجل الله فرجه بود. امام عصر علیهالسلام عزت و احترام خاصی برای وی قایل بود و هم چنین گفتهاند که وی «اسم اعظم» را میدانست و «مستجاب الدعوه» بود.
شنیدن دعای امام زمان (عج) توسط سید بن طاووس
از سید بن طاووس نقل است که سحرگاهی، در سرداب مطهر، از حضرت صاحب الامر(عج) این مناجات را شنیدم که میفرمود: «خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و طینت ما خلق کردهای. آنها گناهان زیادی به اتکا بر محبت و ولایت ما کردهاند. اگر گناهان آنها گناهانی است که در ارتباط با توست، از آنها در گذر، که ما را راضی کردهای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که به حق ماست، به آنها بده تا راضی شوند و آن ها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما».
سید بن طاووس میفرمود: برای سلامتی امام زمان (عج) صدقه بدهید
یکی از اعمالی که سید بن طاووس به آن بسیار اهمیت میداد، صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمان - ارواحنا فداه - بود.
مؤمنی که صدقه میدهد فایده و غرضی در نظر دارد؛ یا برای حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزی که بسیار نزد او گرامی است و چه محبوبی بالاتر از امام زمان (عج) که اصلاح بسیاری از امور دینی و آخرتمان بستگی به وجود و سلامتی آن حضرت دارد و هیچ شخصی عزیزتر و گرامیتر از وجود مقدس امام زمان (عج) نیست. لذا سید بن طاووس، به فرزند خود سفارش میفرماید که: ابتدا کن به صدقه دادن برای آن حضرت قبل از اینکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی.
سید، منصبهای پیشنهادی خلیفه عباسی را رد کرد
در دوران اقامت سید ابن طاووس در بغداد از سوى خلیفه عباسى، المستنصر، پیشنهادهایى مانند وزارت، سفارت و... به او شد؛ اما سید هیچ یک را نپذیرفت و استدلالش براى خلیفه چنین بود: «اگر من طبق مصلحت شما عمل کنم رابطه خویش را با خداوند قطع مىنمایم و اگر طبق اوامر الهى و عدل و انصاف حرکت کنم خاندان تو و بقیه وزرا و سفرا و فرماندهان تو آن را تحمل نخواهند کرد و چنین خواهند گفت که على بن طاووس با این رویه مىخواهد بگوید اگر حکومت به ما برسد اینچنین عمل مىکنیم و این روشى است بر خلاف سیره حکمرانان قبل از تو و مردود دانستن حکومتهاى آنهاست.»
فرمانرواى مغول در دهم صفر 656 سید را فرا خوانده، امان نامهاى براى او و یارانش صادر کرد. سید که در پى راهى براى بیرون بردن مومنان از پایتخت بود، هزار تن را گرد آورده، با حمایت سربازان هلاکوخان آنان را به حله رساند و در نخستین فرصت به پایتخت بازگشت تا شاید مومنى را از دردى برهاند یا بىگناهى را از کیفر رهایى بخشد.
در این روزگار هلاکو از وى خواست مقام نقابت علویان را بپذیرد. سید بن طاووس که در آغاز، این پیشنهاد را رد کرده بود با شنیدن پیامدهاى رد درخواست هلاکوخان از زبان خواجه نصیر الدین طوسى، ناگزیر این مقام را پذیرفت و براى بیعت علویان مراسم ویژهاى برگزار کرد.
سید در سال 661 هجرى نقابت علویان را پذیرفت. نقیب بزرگترین شخصیت علمى و دینى سادات بود که کلیه امور مربوط به سادات را عهدهدار مىشد. این وظایف شامل قضاوت مشاجرات، رسیدگى به مساکین و مستمندان، سرپرستى ایتام و ... مىشد.
البته ایشان تأکید دارد که تنها به خاطر حفظ جان دوستان و شیعیانى که در معرض قتل و غارت مغول قرار داشتند این منصب را پذیرفته است.
دوری از مجلس فرمانروایان جور
دانشمند عارف حله از همنشینى با فرمانروایان ظالم مىگریخت و در اینباره هرگز پند دوستان ناآگاه را نمىشنید. روزى یکى از فقیهان روزگار به او گفت: امامان ما در محفل خلفا شرکت جسته، با آنها رفت و آمد داشتند. پس ورود ما به مجلس آنان نیز نمىتواند نکوهیده و زیان آور باشد.
سید پاسخ داد: پیشوایان ما در محفل آنان حضور مىیافتند در حالى که قلبشان از شهوترانان حاکم رویگردان بود ولى تو آیا خود را چنین مىدانى؟ به ویژه هنگامى که نیازت را برآورده مىسازند و تو را از نزدیکان خویش قرار مىدهند و نیکى دربارهات روا مىدارند، آیا مىتوانى دل از دوستى آنان تهى کنى؟ فقیه گفت: نه، درست مىگویى، حضور ناتوانان نزد توانگران هرگز مانند حضور اهل کمال نیست.
در حله یکى از فرمانروایان ضمن نامهاى از سید خواست در خانه به ملاقاتش شتابد. سید در پاسخ چنین نوشت: آیا در کاخى که زندگى مىکنى چیزى از آن براى خدا ساخته شده است تا در آنجا حضور یابم، بر آن نشینم یا بدان نگرم؟ آگاه باش! آنچه مرا در روزهاى آغازین عمر به ملاقات فرمانروایان میکشاند، اعتماد بر استخاره بود ولى اینک به فضل الهى از رازهایى آگاه شده، مىدانم که استخاره در چنین مواردى دور از حق و صواب است.
فرمانروای کافر عادل، از مسلمان ظالم برتر است
هلاکوخان مغول فرمان داد دانشوران شهر در مدرسه المستنصریه حاضر شوند و درباره این پرسش که «آیا فرمانرواى کافر عادل برتر است یا مسلمان ستمگر» حکم دهند.
سید بن طاووس، برتر بودن فرمانرواى کافر عادل را تأیید کرد. در پى او دیگر فقیهان نیز به تأیید حکم پرداختند.
استادان «سید بن طاووس»
سید در محضر بزرگان عصر خویش به کسب علم و ادب و معنویت پرداخت. از جمله اساتید وی:
1. پدر بزرگوارش موسى بن جعفر
2. جدش ورام بن ابى فراس
3. ابن نما حلى
4. فخار بن معد موسوى
شاگردان «سید بن طاووس»
پرورش یافتگان مکتب سید ابن طاووس بزرگان معروفی هستند مانند:
1. سدید الدین حلى، پدر علامه حلى
2. علامه حلى
3. حسن بن داود حلى صاحب رجال
4. عبد الکریم بن احمد بن طاووس، برادر زاده او
5. على بن عیسى إربلى
تألیفات «سید بن طاووس»
سید ابن طاووس حدود 50 تألیف دارد که بسیارى از آنها در موضوعات ادعیه و زیارات است. سید کتابخانهاى غنى داشته و در تألیف کتابهاى خویش از آنها استفاده مىکرد. بسیارى از کتب مرجع سید در طول زمان از بین رفته و تنها منبع اطلاع ما از آنها، نوشتههاى امثال سید ابن طاووس است و این نکته ارزش تألیفات سید بن طاووس را دوچندان مىکند.
از جمله تألیفات سید:
1. ده جلد کتاب «المهمات و التتمات» که هر یک با عنوان مستقل چاپ شده است از جمله: فلاح السائل، جمال الأسبوع، إقبال الأعمال و...
سید این کتب را به عنوان تتمه مصباح المتهجد شیخ طوسى نوشته است.
2. کشف المحجة لثمرة المهجة، کتابى اخلاقى است و شامل وصیتهاى سید به فرزندانش است و مراحل مختلف زندگى خویش را هم در آن ذکر کرده است.
3. مصباح الزائر و جناح المسافر
4. الملهوف على قتلى الطفوف.
5. مهج الدعوات و منهج العنایات و ...
وفات «سید بن طاووس»
سید على بن طاووس در سال 664 هجرى در سن 75 سالگى و در شهر بغداد وفات نمود. بدن شریفش را به نجف اشرف منتقل کرده و در حرم امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به خاک سپردند.