علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه
علویون

علویون

علویون فاز 5 اندیشه

«نرمش قهرمانانه» از چه زمانی مطرح شد/نمایندگانی تیزتر از شمشیر و نرم‌تر از حریر

افسران -

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، ‌رهبر معظم انقلاب همواره و در طول دوران رهبری و حتی پیش از آن، بر ضرورت تدبیر همراه با مقاومت بر اصول در مسائل مربوط به کار دیپلماسی تاکید داشته‌اند.

ایشان در سخنرانی های مختلف خود تاکید کرده اند که به کار دیپلماسی و ضرورت های آن، متناسب با شیوه انقلابی و اسلامی پایبند هستند.

آخرین نمونه این تاکید، سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه بود که ایشان از واژه «نرمش قهرمانانه» استفاده کردند و آنرا همراه با هوشمندی و شناخت حریف، یکی از روش های کار دیپلماسی، خواندند.

ایشان روز گذشته در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه فرمودند: «ما مخالف با حرکتهاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سالها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى میگیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان میدهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار میکنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.»

اما این اولین بار نیست که ایشان از واژه و تعاریفی مشابه این، استفاده و بر لزوم استفاده از راهکارهای مختلف در مسائل دیپلماتیک تاکید می کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای چندی پیش نیز در دیدار اعضای مجلس خبرنگان در 14 شهریور بر ضرورت استفاده از روش های هوشمندانه و مدبرانه در عرصه دیپلماسی تاکید کردند.

رهبر انقلاب در این دیدار فرمودند: «در این سالها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشکار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ى عرصه‌هاى سیاسى، یک کار مطلوب و مورد قبولى است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستى به معناى عبور از خطوط قرمز، یا برگشتن از راهبردهاى اساسى، یا عدم توجّه به آرمانها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد.»

بنابر این گزارش، پس از بیانات رهبر انقلاب، برخی رسانه های مغرض داخلی و خارجی این بیان ایشان را نوعی چرخش از اصول قبلی جمهوری در مبحث دیپلماسی خواندند و تحلیل های مختلفی را در این مورد ارائه دادند.

اما با مراجعه به سخنرانی های رهبر انقلاب در دهه هفتاد، می توان اشاره ایشان به واژه «نرمش قهرمانانه» و رعایت تاکتیک های معمول دیپلماسی را مشاهده کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای در جمع مسئولان وزارت خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران،‌ در تاریخ 17 مرداد 1375 با تشریح دقیق فضای دیپلماسی و ضمن تاکید بر ضرورت پرهیز از حالت دفاعى در مسائل سیاسى به عنوان یکى از ویژگیهاى روحیه انقلابى تأکید کردند و فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند.»

ایشان تصریح کردند: «عرصه سیاست خارجى میدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلماتهاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»

به گزارش فارس،‌ نکته قابل توجه این است که رهبر انقلاب نه تنها اکنون بلکه بیش از 44 سال پیش از واژه «نرم قهرمانانه» استفاده و به آن معتقد بودند.

ایشان در ذیل عنوان کتاب ترجمه شده صلح امام حسن (ع) در سال 1348،‌ عنوان «شکوهمند ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» را  بکار برده اند که نشان دهنده دقت ایشان بر بهره گیری از  عبرت های تاریخی و لزوم استفاده از روش های مختلف در روند کار دیپلماتیک است.

همیشه میشود حر بود ، رسول ترک بود ...

افسران - بخشی از خاطرات شهید ضرغام

همیشه میشود حر بود ،  رسول ترک بود ... صدها مثل حربن یزید ریاحی و رسول ترک در همین روزگار ما هستند.اینها

افسانه نیست.امتحانش مجانیست.


شاهرخ گنده لات تهران بود و توی مشروب فروشی کار می کرد

هیکل بزرگی داشت و همه ازش حساب می بردند

بعضی از قمار بازای بزرگ تهران استخدامش می کردند

میشد بادیگارد قماربازا...

بچه که بوده باباش می میره

خودش می مونه و مادرش

کاری از دست مادر هم بر نمی یومد

سند خونه رو گذاشته بود توی طاقچه

تا از کلانتری زنگ می زدند ، می دونست دعوا کرده و باید بره بیرونش بیاره

وقتی می رفت کلانتری همه می شناختنش و می گفتند مادر شاهرخه

خیلی ها می گفتند: این پسر که برات آبرو نذاشته ، چرا نفرینش نمی کنی؟!!!

مادر هم سر نمازها گریه می کرد و می گفت:

خدایا بچه ی من رو سرباز امام زمان عج قرار بده

خیلی ها از این دعای مادر خنده شون می گرفت

می گفتند: بچه ی قمار باز و مشروب خور و مست تو کجا و امام زمان عج کجا؟!!!!

اما انگار اثر دعای مادر رو نادیده گرفته بودند




... سال 57 همراه انقلاب ، درون شاهرخ هم انقلابی بپا شد

توبه کرد و شد عاشق امام خمینی

رفت جبهه و کاری کرد کارستون

عراقی ها تا می فهمیدند شاهرخ توی منطقه ی عملیاتیه ، تنشون می لرزید

صدام برا سرش جایزه بزرگی گذاشته بود

تا اینکه بالاخره توی یه عملیات شهید شد

پیکرشم برنگشت

انگار می خواست حضرت زهرا سلام الله علیها براش مادری کنه...
اینه اثر دعای مادر

بچه ها نکنه از دعای خیر مادرمون محروم بشیم

نکنه مادرمون ازمون برنجه

دست مادرمون رو ببوسیم

به قول شاعر:

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است


هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

سلامتی همه ی مادران عزیز و شادی روح مادران از دنیا رفته صلوات

یادی از مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی


افسران - عارف واصل حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

رهبر معظم انقلاب (حفظه الله):
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی جزو برجسته ترین فقهای سالک و عارف در دوره متاخر به حساب می‌آید که نظیر ایشان در نجف و بقیه شهرها خیلی معدود است. اینها شاگردان برجسته مرحوم آخوند ملاحسین قلی همدانی هستند که آن بزرگوار خود داستانی است و تنها دو سه نفر از شاگردان ایشان معروفند مثل سید احمد کربلایی، شیخ محمد بهاری و یکی از آنها میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است.
مرحوم میرزا جواد آقا از خانواده اعیان است چون از خانواده ملک التجار بوده است. این مرد از آن منشاء اجتماعی به نجف می رود و سالهای متمادی در آنجا اقامت می‌کند و همتش هم فقط این نیست که درس بخواند و یک فقیه متقی و پرهیزکار شود بلکه همت می‌کند تا آن حجاب‌هایی را که در مقابل انسان وجود دارد و در مسیر تکامل انسان مانع حرکت می شود از پیش روی خودش بردارد و در این راه واقعا مجاهدت می‌کند و به مقامات عالی عرفانی می رسد.
من از حضرت امام رضوان الله تعالی علیه پرسیدم که شما مرحوم میرزا جواد آقا را درک کردید؟ ایشان با ابراز تاسف فرمودند: نه نشد که من درس و جلسات ایشان را به طور کامل درک کنم. بعد فرمودند آقای آشیخ محمدعلی اراکی آمدند به من گفتند چنین جلساتی هست و شما شرکت کنید، من هم یکی دو جلسه رفتم منتها آن زمان ذهنمان پر بود از مفاهیم عرفان نظری که مرحوم آقای شاه‌آبادی رضوان الله تعالی علیه تدریس می‌کردند ـ عرفان نظری برای کسانی که در این راه وارد می شوند یک عالم براق و پر طمطراق و شیوایی است که دل را جذب می‌کند. مرحوم میرزاجواد آقا طریقه سلوکشان این نبود و به عرفان نظری زیاد نمی‌پرداختند بلکه تربیت اخلاقی و سلوکی می‌کردند و انسان‌ها را پرورش می‌دادند. لذا مراجعه کنید به المراقبات یا رساله لقاء الله ایشان می‌بینید مطالبی که برای تربیت مخاطب بر زبان مبارک ایشان جاری یا از قلم ایشان صادر شده است آن طمطراق عرفان نظری را ندارد ـ امام گفتند چون ذهن ما پر بود از مطالب مرحوم شاه آبادی، [جلسات میرزا جواد آقا] خیلی ما را جذب نکرد. وقتی این مساله را من از ایشان پرسیدم شاید حدود 60 سال از آن زمانی که ذکر می‌کردند گذشته بود با این حال تاسف می‌خوردند و می‌گفتند افسوس که نشدبه آن جلسات بروم با آن که امام در آن زمان درس مرحوم شاه آبادی می‌رفتند.
از لحاظ فقهی هم ایشان برجسته بودند. شاگرد حاج آقا رضا همدانی بودند که همه می‌دانند جزو فقهای بسیار قوی است و کتاب‌های فقهی ایشان الان در حوزه‌های علمیه مرجع است. لکن مطلقا ایشان [میرزا جواد آقا ملکی] نمی‌خواستند به عنوان فقاهت خودشان را معرفی کنند. بحثشان تربیت معنوی و سلوکی طلاب و حوزه‌های علمیه بود.
بنده سالها پیش در یک مجمعی گفتم که مرحوم میرزا جواد آقا در قنوت نماز شبش (با تمام خضوع و خشوعش) این شعر را می‌خواند:
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
این حالات را ما فقط می شنویم و تصورش هم شاید برای ما آسان نباشد که این چه حالی است که یک پیرمرد فقیه بزرگوار در نماز شبش شعر حافظ را با این حال بخواند.
فرزند ایشان جوان از دنیا رفته بود. در همین حال برخی شاگردان خدمت ایشان رسیدند و ایشان اصلا این مصیبت را اظهار نکرده بود بعد که شاگردان می‌خواستند بروند به آنها گفته بود یک جنازه‌ای هم اینجا هست اگر آقایان موافقید تشییع کنیم، می‌پرسند کیست، می فهمند فرزند ایشان از دنیا رفته است. چنین قدرت، صبر و عظمتی داشته‌اند.
در این دنیای مادی، دنیایی که همه انگیزه‌ها، تحرک‌ها و تلاش‌های عظیم انسانی مصروف به مادی‌گری، پول و جاه و مقام است چنین عظمت و کوه عظیم معنویت سربلند کند بسیار عجیب است و ما به آن احتیاج داریم.
میرزا جواد آقا باید معرفی شود. نامگذاری خیابان و نصب تابلو و اینها خوب است لکن کافی نیست از امثال بزرگوارانی چون آقای جوادی، آقای مصباح و آقای حسن زاده و بزرگانی که اهل معنا هستند و این چیزها را درک می‌کنند دعوت شود تا بیایند صحبت کنند و هویت حقیقی این بزرگان را تشریح کنند و اینها پخش و منتشر شود.
ببینید جوان‌ها امروز چطور به عرفان‌های جعلی و وارداتی اقبال دارند. عرفان‌هایی که حقیقتا باید گفت چرند هستند مثل این که بخواهید یک کاسه بلورین یا چینی نقاشی شده فاخر را با یک ظرف پلاستیکی مقایسه کنید. این اقبال جوان‌ها نشان دهنده این است که یک تشنگی وجود دارد که باید آن را با آب زلال و گوارا برطرف کرد. نباید گذاشت عطشی که وجود دارد با آبهای مسموم و گل‌آلود برطرف شود.